تبليغاتX
ایران برای همه ایرانیان
وبلاگ شاخه جوانان و دانشجویان منطقه خراسان جنوبی جبهه مشارکت ایران اسلامی

وبلاگ دو تن از اعضای شورای مرکزی شاخه دانشجویان خراسان جنوبی فیلتر شد

در واپسین روزهای سال گذشته که بر اساس صحبت های مقام رهبری سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نام گرفته بود وبلاگ علی ظهوری و مصطفی رسته مقدم دبیر شاخه دانشجویان خراسان جنوبی فیلتر شد.

بنا به گفته مسئول کمیته اطلاع رسانی شاخه دانشجویان مشارکت خراسان جنوبی وبلاگ این دو وبلاگر فعال فضای نت در واپسین روزهای سال گذشته و در آستانه سال نو توسط دولت مهرورز فیلتر شد.

شایان ذکر است مواضع سیاسی این وبلاگرها و همچنین نظرات این دو فعال سیاسی در مورد انتخابات مجلس هشتم از جمله دلایل فیلترینگ این وبلاگ ها بوده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 18:31  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 

شاخه دانشجویی جبهه مشارکت منطقه خراسان جنوبی تشکیل می شود

در پاسخ به تقاضای دانشجویان علاقه مند به فعالیت های حزبی و ضرورت عمق بخشیدن به فعالیت های سیاسی، شاخه دانشجویی حزب در استان تکمیل می شود.

علی ظهوری رئیس شاخه دانشجویی جبهه مشارکت منطقه خراسان جنوبی از برگزاری چندین نشست فشرده و پرکار برای انتخاب بهترین دانشجویان متقاضی در شورای شاخه به خبرنگار مشارکتی ها گفت:

پذیرش درخواستهای دانشجویان بر مبنای آئین نامه ارسالی از دفتر مرکزی حزب خواهد بود و بزودی شورای شاخه به شورای منطقه معرفی می گردد.وی ادامه داد بی شک استفاده از تجربیات جوانان کوشا و پرتوانی مانند آقای رسته مقدم که در سمت دبیری شاخه هستند می تواند دست ما را برای انتصاب بهتر، باز کند و از این رو برنامه ریزی بگونه ای صورت گرفته است که از هر مرکز آموزش عالی یک نفر در شورای شاخه عضو باشد تا ارتباط شاخه با تمامی دانشگاهها برقرارگردد.شایان ذکر است علی ظهوری با حکم دکتر محمدرضا آقاابراهیمی ریاست منطقه مشارکت از فروردین ماه سال پیش به ریاست این شاخه منصوب و با دریافت آئین نامه تشکیل شاخه دانشجویی در شهریور ماه سال پیش اقدام به شناسایی نیروها جهت جذب در شاخه نموده است.

جبهه مشارکت ایران اسلامی بنابر اعلام وزارت کشوربزرگترین حزب ایران است که از مدت ها پیش بنا به تقاضای بالای عضویت نیروهای جوان و دانشجو اقدام به تفکیک این دو شاخه از یکدیگر به منظور سازماندهی بهتر آنها نموده است.

قبل از تفکیک شاخه های جوانان و دانشجویی ریاست این شاخه را مهندس میثم سعیدی نماینده مجلس ششم بر عهده داشت که همینک مهندس رضا شریفی ریاست شاخه دانشجویی و دکتر شهاب طباطبایی ریاست شاخه جوانان را در مرکز به عهده دارند.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 0:25  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 

بیانیه شماره ۲

تاریخ: ۱۶/۹/۸۶

موضوع:

بیانیه شاخه دانشجویی جبهه مشارکت ایران اسلامی خراسان جنوبی به مناسبت روز دانشجو

 

16 آذر ماه هر سال یاد آور خلق حماسه ای است که برای نخستین بار جمعی از دانشجویان دفتر انجمن اسلامی دانشگاه تهران در اعتراض به نقض حاکمیت ملی و اعتلای استقلال کشور به مخالفت با دولت کودتایی "زاهدی" در سال 1332 پرداختند و رژیم پهلوی نیز با وقاحت هر چه تمام تر به سرکوب دانشجویان معترض پرداخت و نتیجه آن به یادگار ماندن 3 شهید دانشجو( شریعت رضوی، قندچی، بزرگیان) از آن واقعه است.

پس از آن جنبش دانشجویی همواره در برهه های حساس تاریخی و سیاسی کشور تاثیر گذار و نقش آفرین بوده که پیروزی انقلاب اسلامی ایران بی شک یکی از آن تاثیر گذاری های بسیار مهم در کنار سایر طبقات جامعه می باشد.

پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی و تاکید امام راحل مبنی بر ادامه فعالیت های دانشجویان با پیشنهاد نام "تحکیم وحدت" از سوی ایشان، این جنبش روحی تازه و حیاتی نو به خود دید. در این میان، این دولت های پس از انقلاب بودند که هر یک به فراخور نوع نگاه و میزان اعتقادشان به دانشجو و دانشگاه بساط نقش آفرینی و تاثیر گذاری این طبقه روشنفکر را آماده می کردند.

امروز با گذشت قریب به 2/5 سال از عمر دولت نهم و نگاهی به وضعیت فعلی دانشگاههای کشور به خوبی می توان نسبت به نوع نگاه دولتیان امروز و میزان اعتقادشان به فعالیت های دانشجویی پی برد.

در اولین ماههای پس از به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد زمزمه هایی مبنی برتصفیه و پالایش اساتید دیگر اندیش و دارای گرایش اصلاح طلبی در دانشگاهها که بعد تحت عنوان " ضرورت انقلاب فرهنگی دوم" در کلام متولیان این امر و شخص رئیس دولت مطرح شد به گوش رسید.

اتفاقی که بعدها جامه عمل به خود پوشاند ومنجر به حذف اساتید برجسته ای مانند: حجت الاسلام دکتر کدیور، دکتر سمتی، حجت الاسلام دکتر مجتهد شبستری و… گشت. بعدها چهره های فرهیخته دیگری از اساتید دانشگاه ها با حکم بازنشستگی زود هنگام و پیش ازموعد مواجه وعده ای نیز با تدابیری برای حداقل ارتباط با دانشجویان تعلیق یا با کاهش ساعات تدریس مواجه شدند.

برخورد سیاسی و نگاه ابزاری به دانشگاه ومقوله علم تا آنجا در دولت نهم پیش رفت که وزیرعلوم در نطقی خواهان لغو بورسیه های تحصیلی اساتید به خارج ودر عوض تحصیل آنان در قم شد! سالی بعد رئیس دولت اصولگرای نهم در همایش " بسیج اساتید دانشگاههای کل کشور"در مشهد تیمی از آنان را مامور تدوین برنامه پنجم توسعه کشور نمود و عملا با نگاهی سیاسی سرنوشت 5 ساله کل کشور را به اساتیدی از یک طیف فکری وسیاسی خاص سپرد وده ها نخبه، مدیرباتجربه و برنامه ریز دیگر را از اعمال نظر برای مملکت باز داشت.

اقدام دیگری که در اولین روزهای به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد رخ داد، لغو برنامه "انتخابی بودن روسای دانشگاها " بود. دولت اصلاحات افتخار آن را داشت که با نظریه " سپردن دانشگاه به دانشگاهیان" و اعتقاد به توانمندی آنان در اداره آن، از دخالت دولت در کانون علم واندیشه جلوگیری کند و با انتخابی کردن روسای دانشگاهها توسط اساتید هر دانشگاه، قیومیت دولت را از دانشگاه بردارد. اقدامی مدنی و دموکراتیک که می رفت در کل کشور به یک رویه تبدیل شود. اما در دولت نهم با کمال تاسف این استقلال عمل از دانشگاههای کل کشور حذف و بار دیگر دانشگاه به نهادی انتصابی و وابسته به دولت تبدیل شود.

انتصابات دردانشگاه نیز به گونه ای است که عملا جانبداری دولت از یک طیف فکری خاص و محدود را القا ودر دراز مدت می تواند آثار سوئی مانند تقابل حوزه و دانشگاه را در بر داشته باشد.

شاهد بزرگ دیگری بر جفای دولت مهرورز نهم در حق دانشگاهیان نظام بودجه ریزی برای دانشگاه ها در دو دوره بودجه ریزی ( سال های 85 و 86) این دولت است. علی رغم افزایش بی نظیر قیمت نفت تا مرز 100 دلار ودرآمدهای کلان کشور، افزایش تک رقمی بودجه دانشگاهها در هرسال ( حتی کمتر از متوسط نرخ تورم در همان سال) و تلاش در جهت انقباضی نمودن فضای دانشگاهها خود گوینده بسیاری از مشکلات است. کافی است در همین زمینه فقط به افزایش بیش از 100 درصدی اعتبارات حوزه علمیه قم و افزایش تصاعدی بودجه برخی نهادهای انتصابی و وابسته مانند صداو سیما و شورای نگهبان نگاهی بیاندازیم .

این رویه کار راتا بدان جا کشانده که هنوز چند ماهی تا پایان سال مانده اکثر دانشگاههای کشور نیازمند شدید تزریق بودجه مجدد و روسای کل دانشگاهها در نامه ای ازرئیس جمهور می خواهند برای سر پا ماندن این نهاد مقدس متمم بودجه به مجلس ارائه کند.

طبیعی است در چنین شرایطی آنچه در میان سیاست های اشتباه متولیان دانشگاه قربانی می شود ساحت علم وتولیدات علمی و رونق پژوهش و نوآوری است . در چنین شرایطی است که دولت بر آن می شود به جای توانمند سازی دانشگاهها و رفع سوء مدیریت از این نهاد با پاک کردن صورت مسئله ودر اقدامی دستوری جهت جلب آراء، فقط و فقط به افزایش بی رویه و فاقد برنامه ریزی شده جذب دانشجو  بپردازد،

بدون آنکه برنامه و تمهیدی برای پربار کردن فضای علمی و فرهنگی دانشگاه و یا حتی تسهیلاتی مانند برخورداری از خوابگاه و… داشته باشد. آنچه این روزها در غالب اعتراضات صنفی میگنجد خود بیانگر این حقیقت است.

سیاست های غلط و آسیب زننده دولت اصولگرای نهم تنها محدود به اساتید و دانشگاه نشد، برای اولین بار در تاریخ دانشگاههای ایران، راه یافتگان به دوره تحصیلات تکمیلی این کشور که به لحاظ علمی در سطوح بالاتری از سایر همکلاسی های خود بودند با پدیده بدیع و دولت ساخته "ستاره دار شدن" مواجه گشتند. آن چه در این طرح مد نظر طراحان تئوری "یکدست سازی دانشگاهها" مطرح بود، جلوگیری از ارتقا و ادامه تحصیل دانشجویانی بود که به لحاظ علمی صلاحیتدار اما سلیقه سیاسی متفاوت از حاکمان دولت نهم داشتند. پروژه ای که با سه ستاره شدن( ممانعت از تحصیل) دوستاره شدن ( تعهد کتبی و تذکر) و تک ستاره شدن ( تذکر برای عدم فعالیت های اجتماعی و سیاسی در طول دوران تحصیل) خود را نشان داد و دهها جوان مستعد و پرانگیزه کشوررا که بالاترین سرمایه هر کشوری است، از ادامه تحصیل بازداشت.

اقدام دیگر دولت اصولگرای نهم در تقابل با فضای آزاداندیشی، انحلال دستوری "انجمن اسلامی دانشجویان" در دانشگاههای کشور و پلمپ دفتر تحکیم وحدت بود. برخوردهای سنگین و خارج از عرف قضایی و حقوقی با دانشجویان فعال مطبوعاتی و سیاسی دانشگاه، صدور برخی احکام اخراج و تعلیق از تحصیل و احضاریه های متعدد به کمیته انظباطی همه و همه فضای امنیتی و پلیسی جدید را بر دانشجویان چنان محدود ساخته که حتی فعالان فرهنگی و هنری دانشگاه نیز با آن دست به گریبانند.

در چنین شرایطی جبهه مشارکت ایران اسلامی منطقه خراسان جنوبی ضمن تاکیید مجدد برتمام حقوق صنفی، علمی و سیاسی دانشجویان با هر نگرش و نگاه اعتقادی، باز شدن فضای فکری و رونق اندیشه ورزی در دانشگاه را "حق مسلم " دانشجو می داند و معتقد است آنانی که در دوره اصلاحات مخالفتشان را با دیگر اندیشی وآزادی های سیاسی دانشجویان با خلق حادثه شوم 18 تیر 87 که منجر به شهادت یک دانشجو و ضرب و جرح صدها دانشجوی دیگر کوی دانشگاه تهران شد، نشان دادند هرگز نمی توانند پاسبان مناسبی برای تکریم علم و پژوهش ومدیریت کارشناسانه در دانشگاه باشند، لذا بار دیگر ضمن تاکید مجدد بر عدم دخالت دولت در نهاد دانشگاه و اعتقاد به استقلال علمی و مدیریتی این نهاد وابرازهمدردی با خانواده همه دانشجویانی که در این مدت قربانی تنگ نظری جناح حاکم شده اند، از مدعیان مهرورزی و عدالت گستری می پرسد: آیا در سالی که به نام اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامیده شده است، برگذاری انتخابات هشتمین دوره مجلس در 24 اسفند ماه ( 5 روز تا آغاز سال نو) و در شرایطی که مجموعه  اساتید و دانشجویان دانشگاههای کل کشور در تعطیلی برای سال جدید به سر می برند، جز اقدامی برای خلع ید کردن از فعالین دانشگاهی برای تاثیرگذاری بر سرنوشت کشور است؟

جز کاستن از نقش علمی و روشنگرانه دانشگاهیان در انتخابات آینده در شرایط حساس بین المللی فعلی است؟

شاخه دانشجویان جبهه مشارکت خراسان جنوبی از مجریان و ناظران انتخابات پیش رو می پرسد: براستی اصولگرایان برخوردار از قدرت بی حدو حصر حاصل از حاکمیت یکدست را چه شده که زمان برگزاری انتخابات مجلس را به هنگامی موکول می کند که دانشگاهها تعطیل، دانشجویان در خانه ها و بدوراز نهادها، مطبوعات وانجمن هایشان ومردم نیز در تدارک فراهم کردن جشن سال نو هستند و پس از آن نیز تعطیلات طولانی مدت سال نو فرا می رسد؟

 

 

والله علیم بذات الصدور

 

شاخه دانشجویان جبهه مشارکت ایران اسلامی- منطقه خراسان جنوبی، پائیز1386  

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 1:44  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 

ستاری‌فر: جبران ضربه احمدی‌نژاد به اقتصاد 20 سال طول می‌كشد

نوروز:دکتر «محمد ستاری‌فر» رییس سابق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، طی سخنانی در دفتر جبهه‌مشاركت منطقه اصفهان گفت: برای جبران ضربه‌ای که در این دوسال به خاطر تزریق پول نفت به اقتصاد کشور وارد شده حداقل20سال زمان نیاز است.

وی با اشاره به مدل‌های اقتصادی موجود در دنیا آنها را به چهار نوع سیاست اقتصادی تقسیم كرد و گفت: این چهار مدل شامل؛ «بازار ـ بازار» که اقتصاد کاملا آزاد است، «بازار ـ دولت» که در این مدل اقتصاد بازار بالا دست است و دولت پایین دست، مانند کشورهای پیشرفته اروپایی، مدل «دولت ـ بازار» به اندازه‌ای که اقتصاد یک کشورعقب افتاده باشد و مدل چهارم «دولت ـ دولت» که اقتصاد کاملا کمونیستی است و فقط در کتاب‌ها و نظریات موجود است حتی اقتصاد کره شمالی هم90 درصد دولت و10 درصد بازار است.

وی توضیح داد: ما به گونه‌ای برنامه‌ریزی کرده بودیم که در برنامه چهارم توسعه اقتصادی کشور ما از مدل «دولت ـ بازار» به مدل «بازار ـ دولت» ارتقا یابد.

رییس سابق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی افزود: ایران و مالزی برنامه اقتصادی خود را همزمان از1950 تا 1980 میلادی اجرا کردند در حالی که اواخر دهه 80 مالزی زیرساخت های لازم را بدست آورد و اقتصاد خود را مدل بازار دولت پیدا کرد ولی کشور ما به دلیل وجود دولت نفتی به صورت دولت ـ بازارباقی ماند.

وی تصریح کرد: اینکه گفته می‌شود 80 درصد دارایی ها متعلق به دولت است؛ درست نیست چرا که دولت با احتساب نهادهایی مانند بنیاد مستضعفان و بهزیستی چیزی در حدود40 درصد دارایی های کشور را در اختیار دارد ولی بانک ملی که دارایی های مردم در آن است در اختیار دولت است و برای آن تعیین رویه می کند؛ یعنی در واقع نرم افزارهای اقتصادی کشور در اختیار دولت هستند.

وی با اشاره به دهه 50 گفت: این یک اصل ثابت است که در هر جای دنیا انقلاب شود دولت بزرگ می‌شود جنگ نیز یکی دیگر از عوامل بزرگ شدن دولت‌هاست لذا ما باید خود را در دهه 50 اصلاح می کردیم ولی علاوه بر اینکه اصلاح انجام نشد یک انقلاب و یک جنگ راهم پشت سرگذاشتیم که هرکدام به بزرگترشدن دولت کمک کرد، نفت نیز به بزرگترشدن آن کمک کرد، به علاوه بخاطر وجود نفت دولت به مردم نیازمند نیست هر زمان هم نفت بیشترشده وضع بدترشده است.

ستاری فر اظهار كرد: قرار شد در برنامه چهارم توسعه بازار و جامعه مدنی تقویت شوند و دولت نیز کوچک شود؛ سند چشم انداز ایران نیز این‌گونه طرح ریزی شد و به تایید مقامات عالیه كشور هم رسید در واقع این دو برنامه حاصل کار پنج هزار نفر متخصص بود.

وی اضافه کرد: مهم قدم به جلو برداشتن است نه اینکه دائم ایراد بگیریم که این قسمتش آمریکایی ا‌ست و این قسمتش انگلیسی!

او شرط اول برای توسعه در کشورهای جهان سوم را «اصلاح دولت» معرفی کرد و ادامه داد: منظور از دولت کل نظام است که منجر به پدیده حضور مردم می‌شود که ماحصل آن نیز تشکیل بخش خصوصی است. اگر دولت به بخش خصوصی بگوید مثل من فکرکن و یا برعکس یک فاجعه به وقوع می پیوندد، در حالی که مجلس هفتم و دولت نهم علنا اعلام کردند که اعتقادی به بخش خصوصی ندارند.

رییس سابق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی درباره وضعیت فعلی اقتصاد کشور اظهار کرد: در حال حاضر برخی مسوولان گیج شده‌اند و می‌پرسند چرا رشد برخی شاخص‌ها پایین است؛ سال 82 با بودجه 5/15میلیارد رشد 5/7 درصد داشتیم الان بودجه50-60 میلیاردی داریم ولی اوضاع درست نیست چرا که آن زمان قاعد بازی رعایت می شد دولت و مجلس به یک تفاهم کلی رسیده بودند و احساس رعایت قوائد بازی وجود داشت اما در حال حاضر اعلام می کنند؛ قبلی ها را قبول نداریم و فاسد بوده‌اند.

وی با بیان اینکه «برنامه چهارم از همه برنامه‌های قبلی حساب شده‌تر و آماردارتر بود»، در زمینه سیاست‌های اجرایی اصل 44 قانون اساسی گفت: در حالی كه دولت سالی10 کیلو چاق می‌شد با این تدبیر سعی در لاغر كردن آن بود.

او با تاکید بر ارتباط نزدیک بین توسعه و دموکراسی تصریح کرد: دموکراسی یعنی اینکه افراد کشور خود راهبر باشند و لذا ارمغان دموکراسی در منطقه برای توسعه حقوق بشر است؛ در حال حاضر منشا ثروت از زمین و پول به دانش تغییر پیدا کرده است. امروزه معیار و ملاک افتخار بخش خصوصی این است که ببیند چند نخبه در مجموعه خود گردآورده‌اند، در حالی که بخش خصوصی هم نیاز به بازسازی و نوسازی دارد حتی خیلی بیشتر از دولت.

وی تاکید کرد: مردم ما زاتا امکان ایجادبخش خصوصی کارآمد دارند به شرطی که دولت دائما در كار آنها دخالت نکند.

ستاری فر با بیان اینکه «از جهات مختلف ایران قلب دنیاست»، گفت: 10 کشور از جمله ایران، مصر، ترکیه و... از جمله کشورهایی هستند که پارامترهای پیشرفت لازم را دارند اما ایران از هر منظری پیشروتر است؛ حدود70 -80 درصد عناصر موجود در جدول مندلیوف را در خاک کشور خودمان داریم؛ سالی 140 میلیارد نفت و گاز استخراج می‌کنیم. چین اگر بخواهد به چنین مبلغی برسد باید 1400 میلیارد صادرات کند این یعنی هفت هزار میلیارد سرمایه گذاری در حالی که ما این عدد 140 میلیارد داریم و می‌توانیم آن رامهندسی معکوس کنیم.

وی در قسمت دیگری از سخنانش با انتقاد از بی‌ثباتی مدیریت و تصمیم گیری در سطح کشور تاکید کرد: افراد که عوض می شوند نباید قانون‌ها عوض شوند دولت‌ها که عوض می‌شوند نباید راه‌ها عوض شوند. در دنیای امروز دولت‌ها سعی می‌کنند تا می‌توانند دیوار ایجاد نکنند اگر هم نیاز به ایجاد دیوار هست دیوار شیشه‌ای ایجاد کنند تا مردمشان افق دید باز؛ داشته باشند.

ستاری‌فر اضافه کرد: اعتقاد به مشارکت بخش خصوصی باعث بالندگی آن می‌شود؛ بخش خصوصی ما در حال حاضر از توان لازم برخوردار نیست؛ بخش خصوصی همانند ماهی در آب می‌ماند، الان عده‌ای بخش خصوصی را انکار می‌کنند صدای اعتراض هیچ کس هم بلند نمی شود. در اصل 44 هم ذکر شده کارهایی که منجر به تولید می شود باید به بخش خصوصی واگذار شود بخش خصوصی نیز بایستی کارآفرینی کند و تولید آن دارای مولفه های نظیر؛ دائم کالای جدید تولید کند نه اینکه به زور حاضر شود پیکان مدل 44 را کنار بگذارد؛ از متدهای نو استفاده کند؛ از مواد خام جدید استفاده کند ؛ به دنبال سامان و سازمان نو باشد و همچنین به دنبال بازارهای نو بگردد.

وی با انتقاد از خط مشی اقتصادی دولت نهم گفت: همه متفق القول هستند که نفت انفال است، ثروتی همگانی و متعلق به همه نسل هاست باید درست از آن استفاده کرد و آن‌را به نسل‌های بعد تحویل داد.

این اقتصاددان با انتقاد از مدل استفاده فعلی از پول نفت و گاز گفت: نفت و گاز باید به دارایی های ثابت ما تبدیل شوند قرار بود تا سال 88 بودجه جاری را از نفت برداریم؛ اگر همین روند را حفظ می‌کردیم بیست سال دیگر از ترکیه و عربستان هم جلو می زدیم در حالی که ترکیه 9درصد هند 9 درصد و چین 13 درصد رشد اقتصادی دارند ما باید با وجود این منابع سالی 20 درصد رشد اقتصادی داشته باشیم ولی می بینیم داشتن رشد اقتصادی هشت درصدی را امری خیالی اعلام می‌کنند چنانچه همه چیز به حالت اول برگردد، برای جبران ضربه ای که در این دو سال بخاطر تزریق پول نفت به اقتصاد کشور وارد شده حداقل20 سال زمان نیاز است وا گر کسی بگوید می توان اثرات این ضربه را ظرف یکی دو سال برطرف كرد قطعا حرف او شعاری بیش نیست.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 11:10  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 

پیشنهاد رمضان‌زاده به دوجناح: ائتلاف برای نجات کشور

نوروز:قائم‌مقام دبيركل جبهه‌مشاركت پیشنهاد کرد: «ائتلافی فراتر از جناح اصلاح‌طلب و متشکل از همه دلسوزان نظام اعم از اصولگرایان و اصلاح طلبان تحت عنوان ائتلاف برای نجات کشور تشکیل شود».

عبدالله رمضان‌زاده در گفت‌وگو با سايت آفتاب در خصوص اظهارات سیدمحمد خاتمی در گردهمایی انتخاباتی اصلاح‌طلبان و دلیل این هشدار وی نسبت به وجود خطرهای بزرگ برای کشور اظهار داشت: «همه کسانی که دستی در اطلاعات و اخبار خارج از کشور دارند و از ماجراها مطلع هستند این نگرانی را به شکل عمیق دارند. پیش از این آقای هاشمی در این باره هشدار داد. امروز آقای خاتمی و هرازگاه دیگران در این باره سخن گفته‌اند».

وی افزود: «واقعیت این است که اخبار جهان و نوع رفتار نیروهای نظامی کشور در پاسخگویی‌ها نشان می‌دهد که کشور در شرایط خطر قرار دارد. این امر را همه درک می‌کنند. اما عده‌ای می‌خواهند با به کار بردن الفاظی مثل «کاغذ پاره» و «پرتاب دارت» مسأله را به فراموشی بسپارند. اما واقعیت جهان خارج و واقعیت تحریم‌ها، فشارهای شدید اقتصادی و ... لااقل گویای آن است که معیشت مردم با خطر ویژه روبروست. این تورم وحشتناک فعلی گویای این امر است. بنابراین همه احساس خطر می‌کنند و آقای خاتمی نیز بالطبع این نگرانی را ابراز کرده است».

سخنگوي دولت خاتمي در پاسخ به این سؤال که «آیا به گمان شما ائتلاف اصلاح‌طلبان می‌تواند روی تصمیمات کلان تأثیر بگذارد و شرایط را تا حدودی تغییر دهد؟»، گفت: احساس می‌کنم دولت به طور ویژه از شرایط آگاهی دارد. اما به دلیل اینکه راه‌حلی به ذهنشان نمی‌رسد مجبورند آن را انکار کرده و صورت مسأله را پاک کنند.

رمضان‌زاده تأکید کرد: «پیشنهاد من این است که ائتلافی فراتر از ائتلاف اصلاح‌طلبان تشکیل شود. همه جناح‌های سیاسی که دلسوز کشور هستند تأکید می‌کنم همه جناح‌های سیاسی دلسوز کشور اعم از اصلاح طلبان و اصولگرایان باید دست به دست هم بدهند تا در دولت تغییر رفتار ایجاد شود و بیش از این دیگران را تحریک به دشمنی با ما نکنند و لااقل به سخن کارشناسان گوش بسپارند».

سخنگوی دولت خاتمی در پایان تأکید کرد: «همه عقلای کشور و همه دلسوزان این سرزمین در این ائتلاف شرکت می‌کنند. نام این ائتلاف می‌تواند «ائتلاف برای نجات کشور» باشد».

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 22:33  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 


امروز:پایگاه خبری نوروز مورد هجوم رایانه ای قرار گرفت.
"نوروز" ارگان اینترنتی جبهه مشارکت ایران اسلامی از چند روز گذشته قابل دسترسی نیست و کاربران اینترنت با مراجعه به این سایت با پیغامی مبنی بر غیر فعال بودن این سایت مواجه می شوند.
مسول بخش فنی سایت نوروز در گفتگو با خبرنگار سایت امروز با تایید خبر هک شدن این این پایگاه خبری تاکید کرد با تلاش بخش فنی سایت تا دو روز آینده مشکلات پیش آمده رفع شده و نوروز فعالیت خود را از سر خواهد گرفت.
"نوروز" در دوسال گذشته و پس از توقیف روزنامه اقبال تنها وسیله ارتباطی جبهه مشارکت با جامعه بوده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 13:0  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 

جبهه مشارکت ایران اسلامی طی بیانیه ای به یادداشت روزنامه کیهان با عنوان «موج لعل در دل خون» که در مورخ (۶/۸/۸۶) به قلم حسین شریعتمداری در آن روزنامه کار شده بود، پاسه گفت. شایان ذکر است که این مقاله از سوی «کیهان» با سانسور مواجه شد. متن کامل بیانیه را در زیر می خوانید.

 

جوابیه جبهه مشارکت ایران اسلامی به روزنامه کیهان

 

مدیر مسئول محترم روزنامه کیهان در یادداشت روز یکشنبه (6/8/86) آن روزنامه به بهانه نقد سخنرانی افتتاحیه دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی در دهمین کنگره آن حزب، چونان گذشته با تندترین واژه ها به دوران اصلاحات و سیاست خارجی دولت خاتمی و ایده ها و نظریات شخص ایشان تاخته است.

 

محتوای این یادداشت در حقیقت تلاشی نافرجام است برای مقایسه سیاست خارجی کشور در دو دولت اخیر. صورت مسأله آنقدر واضح است که هر صاحب نظری با اندکی انصاف می تواند قضاوت کند و جانب حقیقت را بگیرد اما هنگامی که بنا باشد چشم بسته از یک مجموعه با همه ضعف ها و کاستی ها و با همه هزینه هایی که بر ملت و کشور و نظام تحمیل کرده است دفاع شود و از یک مجموعه علیرغم همه آثار و خدماتی که برای کشور به جا گذاشته اند، بی محابا با بدترین و توهین امیزترین تعابیر یاد شود تنها از نویسنده یادداشت مذکور برمی اید.

 

از این نکته هم باید عبور کنیم که پیداست سایر بخش های سخنرانی دبیرکل جبهه مشارکت که به ضعف ها، ناکارآمدی ها، بی تدبیری ها و بی کفایتی های جریان حاکم در حوزه مسائل فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاست داخلی پرداخته است لابد از نگاه سرمقاله نویس محترم کیهان پاسخ موجهی نداشته است که تنها به بخش سیاست خارجی این سخنرانی پرداخته است که مسأله کیهانیان شخص خاتمی و اندیشه اصلاحی اوست نه مواضع یکی از احزاب اصلاح طلب که به هر بهانه ای انگشت اشاره را به سمت خاتمی می گیرد و دیدگاه های ایشان را خفت بار و خیانت آمیز می خواند و در کشفی جدید ایشان را مجری برنامه های دفتر فرح پهلوی می نامد.

 

به هر روی در پاسخ به نکات مطرح شده در یادداشت روز کیهان یادآوری پاره ای از نکات مفید است.

 

در سال 75 و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد شرایط کشور به سمتی سوق یافته بود که نیروهای نظامی آمریکا درصدد حمله محدود نظامی به ایران بودند، وضعیتی که اخیرا رهبری از آن به عنوان تهدید سال 75 یادکردند. اما با برگزاری انتخابات دوم خرداد، حضور شگفت آور مردم و پیروزی خیره کننده نامزدی که سخنش دموکراسی در داخل و صلح در جهان بود این تهدید با کمترین هزینه برطرف شد. آقای خاتمی بر اساس نظریات و راهبردهایی که وعده آن را به ملت داده بود. در برابر ایده جنگ تمدن های هانتینگتون راهبرد گفتگوی تمدنها را مطرح کردند که به سرعت با اقبال جهانیان مواجه شد و در آغاز هزاره سوم قطعنامه آن در سازمان ملل به تصویب رسید و نخستیی سال از هزاره جدید میلادی به نام گفتگوی تمدنها نامیده شد. فارغ از اعتبار و منزلت جهانی که از این رهگذار نصیب ایران شد، همه کشورهای جهان بر صلح طلبی ایران اذعان نمودند.فضایی که اندیشه و منش آقای خاتمی در عرصه بین المللی ایجاد کرد موجب شد که کلینتون در صدد گفتگو با ایران برآید و خانم آلبرایت وزیر خارجه وقت آمریکا از مداخلات آمریکا در کودتای 28 مرداد ابراز تأسف کند.

 

با روی کارآمدن نومحافظه کاران در آمریکا و پس از حادثه تروریستی 11 سپتامبربهانه و امکان مناسبی برای جنگطلبان فراهم شد تا فضای جهان را میلیتاریزه کنند .با پیروزی آمریکا در جنگ با طالبان در افغانستان بوش ایران را محور شرارت خواند. اما نکته مهم این است که آقای خاتمی با پافشاری بر راهبرد خود این اجازه را به آمریکا نداد که اجماعی از قدرت های جهانی را علیه ایران شکل و ماجراجویی نظامی علیه کشورمان را سامان دهد.

 

از جمله اقدامات ابتکاری خاتمی پس از 11 سپتامبر پیشنهاد ائتلاف جهانی برای صلح بود که آن را در سازمان ملل مطرح کرد. البته این راهبرد مانند پیشنهاد گفتگوی تمدنها توسط کیهانیان مورد انتقاد شدید واقع شد.

 

به هر حال در آن شرایط حساس امنیت کشور تأمین شد و خطر جدی کشور را تهدید نکرد. با کمال تاسف باید گفت:تنها دو سال پس از روی کارآمدن دولت نهم پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد رفته و رسما ایران تهدید کننده صلح جهانی اعلام شده است، دو قطعنامه تحرم علیه ایران صادر شده و قطعنامه سختگیرانه تری نیز در حال تهیه است و شرایط به گونه ای است که از عالیترین مقامان سیاسی و نظامی کشور تا حتی احزاب به اصطلاح اصولگرا هم معترفند که احتمال ماجراجویی نظامی علیه ایران منتفی نیست این در حالیست که برخی از چهره های شاخص جریان محافظه کار اعتراف می کنند ما می توانستیم به گونه ای رفتار کینم که اجماع جهانی علیه ما شکل نگیرد و قطعنامه ای تحریم علیه کشور صادر نشود. افزون بر آن کافی است سری به کوچه و خیابان بزنید و ببینید که توده های مردم چگونه سایه جنگ و تحریم را بر سر خود حس می کنند و از این بابت سخت نگرانند.

 

به این بخش از سخنرانی دبیر کل جبهه مشارکت توجه کنید که آقای شریعتمداری صدر آن را گرفته و ذیل آن را فراموش کرده است که در یادداشت روز خود بیاورد:

 

موقعیت و جایگاه ایران در عرصه بین‌المللی نیز عیان‌تر از آن است که نیازی به ایضاح داشته باشد. اگر مبنای روابط خارجی هر کشور استفاده بهنگام از فرصت‌ها و امکانات جهانی برای توسعه و پیشرفت و حفظ منافع ملی باشد چه کسی می‌تواند مدعی توفیق سیاست خارجی کشور در دو سال گذشته باشد؟

 

«بسته شدن دروازه‌های کشور به روی دانش و فن‌آوری، سرمایه، تجربه و مدیریت، و از همه مهم‌تر تنظیم روابط خارجی کشور بر اساس تقابل و رو در رویی به جای تعامل و گفتگوی سازنده، این دغدغه را در دل همه دوستداران ایران ایجاد کرده است که در دنیای کمبود فرصت‌ها آیا مجالی برای جبران این همه ضررو زیان فراهم خواهد شد؟ آیا ما مجاز هستیم منافع ملی كشور را با بهانه‌های مختلف قرباني اموری کنیم که در اولویت سیاست خارجی مانبوده و نیستند؟ آیا ما مجاز هستیم با سخنان و رفتارهای نا بجا و نسنجیده‌ای که البته می‌تواند برای ایامی خاص تیتر اول اخبار جهان گردد چهره‌ای خشن و وحشت آفرین و ماجرا جو و دشمن‌ساز از مردم ایران به نمایش بگذاریم؟ آیا ما می توانیم با خود ستائي هاي غیر منطقی و غیر واقعی و تصمیمات به ظاهر انقلابی و یک شبه و مهمتر از همه وارد شدن در معادلات و معاملات منطقه‌ای و جهانی که سود آن تنها برای طرف مقابل خواهد بود رنج تحریم و خدای ناکرده اقدامات خطیر دیگر را بر ملت خود تحمیل کنیم؟

 

تردیدی در سلطه‌گری و خوی تجاوز‌گرانه آمریکا نیست. تردیدی در غاصب بودن، متجاوز بودن و غیر مشروع بودن رژیم صهیونیستی نیست. اما برای ما تردیدی هم نیست که حفظ منافع ملت ایران بر هر اقدام دیگری ارجح است. ما مجاز نیستیم به خاطر آرمان‌های سیاسی خود به کاری دست بزنیم که حال و آینده ملت ایران را به تاریکی سوق دهد. اگر خواهان جهانی مبتنی بر عدالت و عاری از ظلم هستیم، باید به فکر نقش و سهم ملت ایران در چنین جهانی باشیم و کشور ایران اسلامی را قدرتمند و عزتمند بخواهیم تا به عنوان کشوری مستقل، آزاد، آباد، دموکراتیک و برخوردار از همه مواهب مادی و معنوی بتواند سرمشق همه انسان‌ها و ملت های آزادی‌خواه و عدالت طلب قرار گیرد.»

 

امروز البته دولت نهم بعد از دو سال در مواضع خود تجدید نظرهای ظاهری صورت داده است و در رئیس دولت در نیویورک بر ضرورت گفتگو تأکید می کند و پیشنهاد جبهه همبستگی برای صلح جهانی ارائه می کند و ظاهرا در عمل به این نتیجه رسیده اند که با گفتمان حول محور ضرورت محو اسرائیل از نقشه جهان و انکار هولوکاست و تهوع از نام دموکراسی نمی توان منافع کشور را تأمین کرد.

 

اما عجیب است که که در چنین شرایطی فیل آقای شریعتمداری باز یاد هندوستان کرده است با خفت بار و خیانت امیز خواندن دوران خاتمی به تمجید از وضع کنونی پرداخته است.

 

امروز بر ملت ایران است که قضاوت کند تأمین امنیت ملی، امکان توسعه و پیشرفت اقتصادی و رفاه مردم با سیاست های خاتمی بیشتر بود یا اکنون که علیرغم رسیدن قیمت جهانی نفت به مرزهای 90 دلار تورم و گرانی و بیکاری روز به روز بیشتر و بیشتر بر گرده مردم فشار می آورد.

 

خوب است کیهان در اقدامی منصفانه و بر اساس آمار واقعی و مستند شاخص های اقتصادی کشور را که در ارتباط مستقیم با سیاست خارجی و امنیت ملی کشور است نظیر، نرخ ریسک، نرخ بیمه، نرخ سرمایه گذاری خارجی، میزان خروج سرمایه از کشور، میزان خروج نیروی متخصص و نیروی کار از کشور و .... در دو دوره خاتمی و احمدی نژاد با هم مقایسه کند و تحریم ها و تهدید ها را با یکدیگر بسنجد تا معلوم شود نتیجه ما جراجویی در سیاست خارجی چیست؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 7:40  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 

تعيين مسوولان استان‌هاي اصلاح‌طلبان

انتصاب «مهندس احمد حاجی زاده» به سمت ریاست ستاد ائتلاف اصلاح طلبان خراسان جنوبی

 


به نوشته اعتماد، مسوولان ستادهاي استاني ائتلاف اصلاح‌طلبان براي انتخابات مجلس هشتم انتخاب شدند. عبدالحميد معافيان از فارس، فيروزي از كردستان، معين نجف‌آبادي از اصفهان، مجتبي سادات از خراسان رضوي، محمود سيادتي از سمنان، احمد فولادي از مازندران، احمد حاجي‌زاده از خراسان جنوبي، سيداحمد حسيني از گيلان، كريم عابدي از آذربايجان شرقي، داود باقري از مركزي، عباس فضلي از هرمزگان، غلام شريعتي از خوزستان، آهنجيده از چهارمحال، شكوهي از بوشهر و ميرزايي از كرمان به عنوان مسوولان ستادهاي استاني اين استان‌ها انتخاب شدند.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 23:12  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 

متن کامل سخنرانی دکتر محسن میردامادی دبیرکل جبهه‌مشارکت در افتتاحیه کنگره دهم

تنها خواست جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی از دولت و شورای نگهبان برگزاری انتخاباتی آزاد و عادلانه است
اگر چه رئیس دولت در داخل به گونه‌ای غیر قابل باور دموکراسی را به سخره می گیرد، در خارج از کشور بزرگ‌ترین مدافع دموکراسی برای ملت آمریکا می‌شود
بهانه انقلاب مخملین و بر اندازی نرم کافی است تا بدون هیچ دلیل قابل قبول و محکمه پسند، چهره‌های فعال و در عین حال منتقد سیاست‌های جاری هدف اتهام و افترا و بازداشت قرار گیرند، هر چند آن‌ها که سرنخ های اصلی و خارجی معرفی می‌شوند
جریان سیاسی که بزرگ‌ترین عیب دوره اصلاحات را اولویت مسائل سیاسی و منازعات پیرامون آن می دانست ‌خود در سه سال گذشته بیشترین شعارهای سیاسی تشنج‌زا را در عرصه داخلی و خارجی سر داده است
در شرایطی که بحران‌های داخلی و خارجی بطور جدي نگران کننده است، برگزاری انتخابات آزاد می تواند نقطه عطفی باشد تا آب رفته به جوی باز گردد

نوروز: دکتر محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی در مراسم افتتاحیه دهمین کنگره جبهه مشارکت ایران اسلامی به ایراد سخنرانی پرداخت. متن کامل سخنرانی دبیرکل جبهه مشارکت به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
ولتکن منکم امت یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون
سلام وصلوات خداوند بر پیامبر نور و رحمت، بر خاندان گرامی و یاران پاک او و درود ما بر مصلحان بزرگ به ویژه امام عزیز راحل و بر شهیدان گرانقدری باد که افتخار امروز ما قدم نهادن در راهی است که آن‌ها گشودند و با مشعل جان خود راه هدایت را بر ما نمایاندند.

آغاز بکار دهمين کنگره جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی را در طلیعه دهمین سال فعالیت این حزب با حضور ، شخصیت‌های والای سیاسی و اجتماعی، استادان مبرز دانشگاه و حوزه، صاحب‌نظران و فعالان ارجمند عرصه فرهنگ و هنر و اقتصاد، نمایندگان محترم احزاب و گروه‌های مدنی و صنفی، شخصیت‌های فعال جامعه زنان و اعضای جبهه مشارکت از سراسر کشور به فال نیک گرفته و آن را مقدمه‌ای برای تلاش گسترده‌تر و پرحاصل‌تر در اهتمام به تحزب در کشور می‌دانیم. این حضور پرمیمنت را گرامی داشته و صمیمانه سپاسگزار عنایت همه بزرگواران هستیم.

گویا تقدیر سیاسی بر آن است که سالی بر ما نگذرد و کنگره‌ای برگزار نشود مگر اینکه یکی از عزیزترین وفعال‌ترین اعضای ما در بند اسارت باشد، امسال نیز به رسم این سنت معهود برخود لازم می‌دانم یاد روحانی اندیشمند و پرتلاش حجت‌الاسلام و المسلمین جناب آقای هادی قابل عضو شورای مرکزی حزب را که گرفتار ستم انتقام‌گیری‌های جناحی و سیاسی شده است گرامی بدارم. براستی جای خالی او در این نشست و در عرصه سیاسی کشور برای همه ما مشهود است. از خداوند بزرگ می‌خواهم که همو و هم سایر زندانیان بی‌گناه ما از دانشجویان عزیز، فعالان سیاسی و تلاشگران عرصه مدنی و اعضای گروه‌های صنفی را هر چه زودتر به آغوش جامعه و خانواده‌های خود بازگرداند.

ده سال فعالیت مستمر و فراگیر حزب در شرایط پرفراز و نشیب سیاسی ایران، از زمانی که اکثریت پارلمان را در اختیار داشت تا امروز که در اوج حاکمیت اندیشه حزب سوز قرار داریم و حزب از داشتن رسانه و تریبون ارتباط با افکار جمعی محروم است و حتی برای برگزاری کنگره سالانه خود تحت بیشترین فشارهای اطلاعاتی و امنیتی است و همه راه‌های تأمین منابع مالی آن مسدود می‌شود، امید به رویش و رشد نهادهای مدنی و سازمان‌‌یابی فرزندان انقلاب اسلامی و اصلاح‌طلبان مسلمان را در کشور عینیت می‌بخشد.

برغم خواست و تلاش عامه‌گرایان پوپولیست و ضدیت آن‌ها با تحزب و تشکل، به برکت 8 سال حاکمیت نسبی اصلاحات در این مرز و بوم جامعه مدنی آنچنان زمینه و عمقی یافته است که قادر است در برابر این تند بادهای شدید اما موسمی و گذرا مقاومت کند. بهر حال بیش از صد سال تجربه مستمر ملت ایران در جستجوی آزادی، استقلال و پیشرفت به وضوح نشان می‌دهد که برای نیل به این هدف راهی نزدیک‌تر و کم هزینه‌تر از اعمال حق حاکمیت مردم و پیشبرد دموکراسی در همه شؤون زندگی فردی و اجتماعی وجود ندارد و طی این مسیر نیز جز با تقویت جامعه مدنی و قوام و دوام احزاب میسر نیست. صلاح دین و ملک و ملت به واقع در همت گذاشتن همه نخبگان کشور و آحاد مردم و حتی صاحبان قدرت بر رشد و توسعه احزاب سیاسی است.

ما مفتخر هستیم به عنوان مولود دوم خرداد اینک پاسدار حریم اصلاح‌طلبی، آزاد اندیشی، مردم‌سالاری، قانون‌گرایی و دفاع از اصول انقلاب اسلامی هستیم. انقلابی که سی سال پیش در چنین ایامی با تکیه بر دو خواست پر جاذبه استقلال و آزادی مطرح کننده خواسته سوم و نوید بخش تأسیس نوع جدیدی از حمکرانی بود که اساس آن عدل، اخلاق، مدارا، انصاف، مروت، آزادگی، توسعه و پیشرفت بود.

«جمهوری اسلامی» در اندیشه امام، حاکمیت اسلامی بود که جز با رأی آزاد مردم امکان تحقق و اعتبار نداشت، اسلامی که پرده‌های جهل و جور و تحجر را پاره کرد و مطابق با نیازها و ضرورت های زمانی و مکانی در هر نسل و هر سرزمینی پاسخ مناسب به این خواسته‌ها می داد، اسلامی که به برکت تلاش روشنفکران آزاد اندیش و روحانیان روشن ضمیر، مبشر اخلاق محمدی، عدالت علوی، نقش آفرینی فاطمی و حریت حسینی بود و انتظار آخر الزمانی خود را در تلاش برای صلح و پیشگامی در رعایت حقوق انسان می‌دید. پس از قریب سی سال از آن انقلاب پر امید و آرمان‌های والا متأسفانه نباید، نگرانی عمیق خود را از قلب مفاهیم مقدس آن انقلاب پنهان داریم و نگوییم که شاهد فروکاستن «عدالت» این نیاز همیشگی و اولیه همه انسان‌ها به مصادیقی بسیار جزیی و گاه طنز آمیز و «آزادی » به ابزاری برای تأمین مصارف تبلیغات خارجی شده‌ایم، که اگر این جفاها در حق آن آرمان‌ها و مفاهیم را خوب بازشکافی کنیم چیزی جز ظلم در حق دین و ملیت و انقلاب نیست.

اکنون جریان سیاسی خاص و یکپارچه‌ای بر مقدرات کشورحاکم است، دو سال و نیم حاکمیت این نگرش بر قوه مجریه که برخوردار از پشتیبانی تمام عیار سایر قوا نیز هست، رویکردهای اساسی و روندهای حرکت سیاسی، اقتصادی، علمی، اجتماعی و فرهنگی را به وضوح تغییر داده است. موقعيت و جايگاه‌ کشور و بسیاری از فرصت‌ها و دستاوردهای سیاسی، اقتصادی و بین‌المللی، با غلبه رادیکالیسم،جزم اندیشی، توهم، خودمداری و تنگ شدن دایره آزادی‌های مشروع و قانونی دچار تزلزل شده است. در عین حال این مدت فرصت مغتنمی برای سنجش دو اندیشه متضاد ولی همسوئي است که هر دو حاکمیت یکپارچه و اقتدارگرا را آرزو می کردند. اندیشه‌ای که به دنبال آنچه آن را حاکمیت انقلابیون ناب پنجاه و هفتی می نامید از لزوم تصفیه همه جانبه و گسترده نظام سیاسی و اجرایی از همه نیروهایی که به زعم آن‌ها غیر خودی بودند دم می‌زد، و اندیشه‌ای دیگر که انقلاب اسلامی را در بن بست می‌خواست و برای بربام انداختن طشت آن تنها راهکار را حاکمیت متحجر‌ترین، رادیکال‌ترین و آزادی ستیز‌ترین بخش‌ها از نیروهای سیاسی موجود در جامعه ایران می‌دانست.

متأسفانه آنچه در این مدت ما شاهد آن بوده‌ایم، تحقق بخش‌هایی از این آرزوهاست. ما امروز در شرایطی هستیم كه از نظر یکدستی جريان حاكم بر تمامي امور كشور در تاریخ انقلاب اسلامی بی‌نظیر است، به نحوی که حتی افراد و گروه‌های همسو و خودی های جریان غالب نیز درجه‌بندی شده‌اند و میزان نزدیکی آن‌ها به قدرت بر اساس میزان حل آن‌ها در این کانون انحصار تنظیم شده است.

آنچه امروز کشور ما با آن روبرواست، با کمال تأسف زوال جامعه اخلاقی، رواج دروغ و ظاهر سازی و بی‌انصافی، اضمحلال سرمایه‌های اجتماعی، تخریب بنیان‌های اقتصادی، انزوای ایران در جامعه جهانی با شکل‌گیری تصویری ماجرا جو از آن و به طور خلاصه چشم اندازی نگران کننده و به دور از شاخص‌های امید به آینده است.

اگر فکری برای این بحران‌ها نشود شاهد سوختن خشک و تر، اصلاح‌طلب و محافظه‌کار، راست و چپ، اسلام گرا و ملي گرا، مذهبی و سکولار و نخبه و عامه خواهیم بود. روند اوضاع کنونی کشور به وضوح نشان می دهد که روش‌های سیاسی غیردموکراتیک فارغ از اینکه از چه اندیشه‌ای پیروی ‌کند و به چه جناحی وابسته باشد‌، گره‌ای از مشکلات روز افزون جامعه باز نمی‌کند و تنها قفلي بر قفل ها اضافه می‌كند. مشی غیردموکراتیک نمی تواند توسعه اقتصادی و اجتماعی در برداشته باشد حتی اگر نفت به عنوان منبع اصلی ثروت به قیمت اعجاب آور بیش از 80 یا 90 دلار برسد؛ عدالت اجتماعی و اقتصادی در پرتو بینش‌ها و منش‌های غیردموکراتیک حاصل نمی‌شود حتی اگر سطوح مختلف سیاسی و اجرایی را از هر نیروی دگر اندیش پاکسازی کند و به ضرب تبلیغات پرسر و صدا و هماهنگی همه نیروهای عمل کننده بخواهد وضعیت ملی و بین‌المللی کشور را چون بهشت برین ترسیم کند. حاکمیت غیر دموکراتیک اساساً نمی تواند انسجام و نظم درونی خود را برقرار کند حتی اگر چند روز یکبار با دستوری مدیری عزل شود و وزیری کنار گذاشته شود و تصمیمات به ظاهر انقلابی یک شبه گرفته شود، یا امنیت اجتماعی و سیاسی با اعمال قدرت‌های امنیتی و پلیسی و با ضرب و زور پیگیری شود.

باید پذیرفت که حاکمیت غیردموکراتیک نمی تواند صلح و امنیت بین‌المللی کشور را تأمین کند حتی اگر به مدرن‌ترین امکانات دفاع از کشورهم مجهز شود و برای جذب دوست در سطح جهان از برخی ابعاد منافع ملی کشور نیز چشم‌پوشی کند.
از دل رادیکالیسم و تنگ نظری در عرصه بین‌الملل به جای ابتکار عمل انفعال بوجود می‌آید و به جای استفاده از فرصت‌های جدید‌ بین‌المللی، فرصت سوزی شکل می گیرد و «کمونیسم» که به تعبیر امام راحل به موزه‌های تاریخ سپرده شده بود، محور جدیدی از توجهات جدید بین‌المللی کشور ما می‌شود و معدود دولتهاي كمونيستي براي انعقاد عقد اخوت محوریت می‌یابند.
دفاع از حق و عدالت در جهان وجهی از وجوه دینی و ملی ماست اما متأسفانه سیر به قهقرا و تنزل منزلت بین‌المللی کشور وجهی از واقعیت سیاسی امروز ما شده است.

نگاهی به دستاورد‌های دولت نهم و مجلس هفتم كه مظاهر ملموس این نحوه تفکر است بخوبی نشان می‌دهد که نه آن‌ها که به هر قیمتی حاکمیت یگانه غیر دموکراتیک را بر کشور تحمیل می کنند و نه آنها که به بهانه های مختلف خانه‌نشینی و انزاوا را به امید تحول پس از ناکامی بزرگ و خیزش‌های اجتماعی اختیار می کنند، گامی در جهت منافع و مصالح ملی بر نمی‌دارند و حاصل کار این دو گونه تلاش متضاد عقب‌گرد کشور در همه عرصه‌ها خواهد بود، عقب گردی که جبران آن به آسانی و از عهده هیچ نیروی دیگر بر نخواهد آمد.

مروری بر عملکرد حاکمیت افراطي ترین و رادیکال‌ترین بخش جناح اقتدار گرا بر مقدرات کشور نشان دهنده این مدعاست.
آنچه امروز در ورای تبلیغات گسترده و پردامنه‌ای که با تسلط بر تمامی رسانه‌های رسمی و غیررسمی بر موفقیت‌های بی‌نظیر دولت در همه زمینه‌ها اصرار دارد مردم ما در عالم واقع می‌بینند، گرانی‌ فزاينده، تورم مهار ناشدني، رشد اقتصادی کاهش یابنده، تهی شدن سفره‌ها و از دست رفتن امید به آینده است.

جامعه ما از یاد نمی‌برد که دولت اصلاحات به رغم آنکه ادعای ویژه‌ اقتصادی نداشت، توانست در این وادی موفق‌ترین گام‌های خویش را بر دارد و در سایه سیاست‌ها وجهت‌گیری‌های مبنایی و درست تحولی در حوزه معیشت عمومی به وجود آورد و به رغم همه انتقادها و مقابله‌ها امید به بهبود شاخص‌های اقتصادی و امید به آینده را افزایش داد. مردم ما در آن دوران این امید را داشتند که حداقل با کنترل نقدینگی، مهار تورم، رشد اقتصادی و تسهیلات ارائه شده، امکانی برای این‌که صاحب مسکن شوند، شغلی برای جوانشان ايجاد شود، و زندگی آبرومندانه‌ای داشته باشند به وجود آید. طبق سند چشم‌ انداز 20 ساله کشورمان می توانست به یکی از قطب‌های مهم اقتصادی منطقه تبدیل شود، به شرط آنکه برنامه‌های توسعه و اراده ملت، محور و بنای چرخش امور باشد، نه اقدام‌های مقطعی غیرکارشناسانه و تبلیغات فردی.

امروز مردم ما در برابر خود سرابی می بینند که نه در آن مسکن، نه فرصت و امنیت شغلی و نه توشه اي متناسب با رشد تورم وجود دارد و چه بسا در سایه این گسترش فقر، ایمان خود را هم ببازند.

آمارهای اقتصادی منتشر شده بخوبی این اضمحلال را نشان می دهد. علیرغم هزینه و تزریق حدود 120 میلیارد دلار درآمد حاصل از فروش نفت و گاز در دو سال 1384 و 1385 به اقتصاد کشور و بهره‌مندی از سرمایه‌گذاری‌های پیشین، نرخ رشد اقتصادی کشور در این دو سال ارقام 5.4 و 5.3 درصد گزارش شده است که در مقایسه با نرخ رشد متوسط اقتصادی سالانه حاصل از اجرای برنامه سوم یعنی 5.55 درصد، کاهش نشان می‌دهد و این در حالیست که درآمد حاصل از فروش نفت و گاز در تمام مدت 5 سال برنامه سوم معادل 120 میلیارد دلار بوده است.

شاخص نسبت سرمایه‌گذاری به تولید در سال های 1384 و 1385 تفاوت معناداری با سال‌های اجرای برنامه سوم نشان نمی دهد و به عبارتی روشن با وجود بهره‌مندی کشور از این درآمد افسانه‌ای و هزینه آن، اقتصاد ایران همچنان از معضل کمبود سرمایه‌گذاری در پاسخگویی به نیاز اشتغال و انباشت سه میلیون نفر بیکار و افزایش فقر رنج می‌برد. افزایش نقدینگی صد درصدی ظرف 2 سال در حالیکه جناح حاکم با تکیه بر سیاست تثبیت قیمت‌ها از هنگام در اختیار گرفتن مجلس هفتم مدعی کنترل و مهار نرخ تورم شده است، نرخ تورم را از 15.2 درصد در سال 1383 پس از یک دوره کوتاه سیر نزولی مجدداً در سال 1386 با افزایش مواجه کرده و تا پایان شهریور ماه طبق گزارش بانک مرکزی به 15.8 درصد رسیده است و پیش‌بینی می‌شود تا پایان سال حداقل به 20 درصد برسد. هزینه مسکن که در سبد هزینه‌ خانوارهای ایرانی بیشترین سهم را دارد در دو سال گذشته تا حدود صد در صد افزایش داشته بگونه‌ای که خانه‌دار شدن برای زوج‌های جوان به آرزویی دست نیافتنی بدل شده است.

در کنار این سوء سیاست‌های اقتصادی باید بحران مدیریت را نیز افزود. حذف تقریباً همه مدیران با تجربه و کار آزموده و یا به کار گرفتن کسانی که اصولاً با بینش‌ها و سیاست‌های رسمی همخوانی ندارند اما بهر دلیل بدون کوچک‌ترين باور و اعتقادی به سلامت و صحت این سیاست‌ها حاضر به همکاری شده‌اند وضعیت استثنایی و اسفناکی را در کشور رقم زده است. نتیجه این سیاست نه تنها تغییر پی در پی و گسترده مدیران ارشد کشور، بلکه اعمال آن در سطوح میانی و پایین و حتی سطوح کارشناسی و شکل گیری مدیریت‌های بسته و باندی در گلوگاه‌های سیاسی، اقتصادی و علمی کشور و غلبه مدیریت‌های نظامی و شبه نظامی در سطوح مختلف مدیریت سیاسی و اقتصادی و صنعتی شده و طبیعی است در سایه چنین مدیریتی، رابطه بین مدیران و جامعه مدنی، رابطه‌ای آمرانه، اطلاعاتی و امنیتی ‌خواهد بود.

در عرصه اجتماعی و فرهنگی هم وضعیتی مشابه حاکم است. امروز دانشگاه‌های ما برغم فشارهای بسیار شدید بر تشکل های غیرحکومتی علمی، صنفی، سیاسی و دانشجویی و یکپارچه شدن مدیریت و ایجاد و گسترش تشکل های دولت ساخته و شبه نظامی شاهد بروز تنش‌هایی است که هم مخرب محیط علم آموزی است و هم بهترین و کارآمدترین جوانان کشور را در معرض خطر و آسیب قرار می‌دهد.

نادیده گرفتن استقلال دانشگاه‌ها و حذف نقش اعضای هیأت‌های علمی، غیر تخصصی و غیر علمی شدن مدیریت بزرگ‌ترین دانشگاه‌های کشور، امنیتی کردن جو دانشگاه‌ها و استفاده از حربه تهدید، اخراج، زندان، تعلیق، ستاره‌دار کردن وامثال آن همه نشانه‌ این است که حاکمیت یکپارچه علی‌رغم تبلیغات و شعارهای زیبا، نهاد دانشگاه را تنها به صورتی می‌پذیرد که ابزار و آلت بی اراده مقاصد سیاسی قدرت باشد. و طبیعی است که این وضعیت قابل دوام نخواهد بود و همانگونه که شاهد بوده‌ایم علاوه بر افت علمی، تنش‌ها و بحران‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را در پی خواهد داشت.

تصفیه استادان برجسته‌ای که دانش و فضل آن‌ها بر هر جوینده علمی آشکار است آنچنان بی پروا و با بهانه‌های اندک صورت می‌گیرد که تردیدی در تصمیم عاملان این گونه اقدام‌ها در منحصر کردن علم و دانش به پیشبرد خواسته‌های آنان باقی نمی‌گذارد.
تداوم این روند در اجتماع به خصوص فشار بر جامعه مدنی وضعیت مشابهی را در جامعه شکل داده است.

علی‌رغم شعارها و وعده های فراوان و برخورداری دولت نهم از امکان همسویی رسانه ملی و انبوه رسانه‌های همراه دیگر، گروه‌های ذی‌نفوذ و گروه‌های فشار و متهم ساختن پیاپی دولت‌های پیشین، امروز جامعه ما با بحران‌های فرهنگی و اجتماعی فراوان روبه روست و سیر روزافزون اعتیاد، قتل و جنایت، فحشا و فساد و حتی فسادهای اداری و دولتی و سوء استفاده‌های اقتصادی و مالی با شدت و حدت ادامه دارد و حتی اقدامات کور تروریستی پس از سال‌های طولانی توقف مجدداً امکان ظهور و بروز یافته‌اند. متأسفانه به جای ریشه‌یابی و تلاش برای حل بنیادی این مسایل فشار بر فعالان اجتماعی و نهادهای مدنی،که می‌توانند در مسیر کاهش این گونه مسائل مؤثر باشند، رو به افزایش است.

بهانه انقلاب مخملین و بر اندازی نرم کافی است تا بدون هیچ دلیل قابل قبول و محکمه پسند، چهره‌های فعال و در عین حال منتقد سیاست‌های جاری هدف اتهام و افترا و بازداشت قرار گیرند، هر چند آن‌ها که سرنخ های اصلی و خارجی معرفی می‌شوند، با قرار گرفتن در شبکه‌ای از تبلیغات سیاسی آزاد می‌شوند و پس از آن فعالان ‌این آب و خاک اعم از مرد و زن در معرض شدید‌ترین فشارها قرار می‌گیرند.

طبعا این سیاست در راستای تشکل ستیزی تفکرات حاکم قابل فهم‌تر است. آن‌ها که نهادهای مدنی را دشمن خود می پندارند، آگاهی سازمان یافته و پایدار مردم را آغازی بر بی اعتباری برنامه‌های پوپولیستی خود می دانند و در این راه برای آن‌ها تفاوتی نمی کند که با يك حزب سیاسی، یک نهاد صنفی، یک حرکت مدنی و یا یک تلاش جنسیتی برخورد کنند. آنچه نتیجه این سیاست‌هاست همان شکست وحدت ملی و انسجام ایرانیان است که بخصوص در عرصه‌های مذهبی، قومیتی، زنان و جوانان و نهادهای مدنی نشانه‌های آن آشکارا قابل مشاهده است.

طبیعی است در چنین شرائطي اعمال عدالت در همه زمینه‌ها، رعایت حقوق بشر و حقوق اساسی انسان‌ها و حقوق قانونی شهروندان مصرح در قانون اساسی با موانع اساسی رو به رو می‌شود. اگر چه رئیس دولت در داخل به گونه‌ای غیر قابل باور دموکراسی را به سخره می گیرد، در خارج از کشور بزرگ‌ترین مدافع دموکراسی برای ملت آمریکا می‌شود، اما جای خالی عدالت و انصاف همچنان بر سر همه سفره‌ها باقی می‌ماند. در حالیکه آزاد اندیشان داخلی بی‌سابقه‌ترین فشارها را تحمل می کنند و حتی بدون هیچ دلیل قانونی از رفتن آن‌ها به خارج از کشور جلوگیری می‌شود رئیس جمهور مبشر آزاد اندیشی برای همه ملت‌های در بند استعمار و استحمار بخصوص کشورهای اروپایی و آمریکا می‌شود.

جریان سیاسی که بزرگ‌ترین عیب دوره اصلاحات را اولویت مسائل سیاسی و منازعات پیرامون آن می دانست ‌خود در سه سال گذشته بیشترین شعارهای سیاسی تشنج‌زا را در عرصه داخلی و خارجی سر داده است و بیشترین فعالیت‌ خود را معطوف کنترل و محدود كردن فعالین سیاسی داخلی کرده و سانسور گسترده و همه جانبه‌ای را در عرصه اطلاع‌رسانی، مطبوعات، کتاب، فیلم و موسیقی حاکم کرده است. به حق باید اعتراف کرد اگر در تحقق شعارهای اقتصادی خود توفیق ناچیزی داشته است در این زمینه ها به بیشترین اهداف خود رسیده است و جای تأسف است که پشت کردن بی سر و صدا به همه شعارهای اقتصادی پرطمطراق و رأی آور زمان انتخابات ریاست جمهوری مانند تثبیت قیمت‌ها، مهارگرانی، مبارزه با مفاسد اقتصادی، برخورد با گردن کلفت‌ها، امروز خود را در قالب ادعاهای جدید و شعارهای پیاپی برای نجات جهان پنهان می‌کند.

موقعیت و جایگاه ایران در عرصه بین‌المللی نیز عیان‌تر از آن است که نیازی به ایضاح داشته باشد. اگر مبنای روابط خارجی هر کشور استفاده بهنگام از فرصت‌ها و امکانات جهانی برای توسعه و پیشرفت و حفظ منافع ملی باشد چه کسی می‌تواند مدعی توفیق سیاست خارجی کشور در دو سال گذشته باشد؟

بسته شدن دروازه‌های کشور به روی دانش و فن‌آوری، سرمایه، تجربه و مدیریت، و از همه مهم‌تر تنظیم روابط خارجی کشور بر اساس تقابل و رو در رویی به جای تعامل و گفتگوی سازنده، این دغدغه را در دل همه دوستداران ایران ایجاد کرده است که در دنیای کمبود فرصت‌ها آیا مجالی برای جبران این همه ضررو زیان فراهم خواهد شد؟ آیا ما مجاز هستیم منافع ملی كشور را با بهانه‌های مختلف قرباني اموری کنیم که در اولویت سیاست خارجی مانبوده و نیستند؟ آیا ما مجاز هستیم با سخنان و رفتارهای نا بجا و نسنجیده‌ای که البته می‌تواند برای ایامی خاص تیتر اول اخبار جهان گردد چهره‌ای خشن و وحشت آفرین و ماجرا جو و دشمن‌ساز از مردم ایران به نمایش بگذاریم؟ آیا ما می توانیم با خود ستائي هاي غیر منطقی و غیر واقعی و تصمیمات به ظاهر انقلابی و یک شبه و مهمتر از همه وارد شدن در معادلات و معاملات منطقه‌ای و جهانی که سود آن تنها برای طرف مقابل خواهد بود رنج تحریم و خدای ناکرده اقدامات خطیر دیگر را بر ملت خود تحمیل کنیم؟

تردیدی در سلطه‌گری و خوی تجاوز‌گرانه آمریکا نیست. تردیدی در غاصب بودن، متجاوز بودن و غیر مشروع بودن رژیم صهیونیستی نیست. اما برای ما تردیدی هم نیست که حفظ منافع ملت ایران بر هر اقدام دیگری ارجح است. ما مجاز نیستیم به خاطر آرمان‌های سیاسی خود به کاری دست بزنیم که حال و آینده ملت ایران را به تاریکی سوق دهد. اگر خواهان جهانی مبتنی بر عدالت و عاری از ظلم هستیم، باید به فکر نقش و سهم ملت ایران در چنین جهانی باشیم و کشور ایران اسلامی را قدرتمند و عزتمند بخواهیم تا به عنوان کشوری مستقل، آزاد، آباد، دموکراتیک و برخوردار از همه مواهب مادی و معنوی بتواند سرمشق همه انسان‌ها و ملت های آزادی‌خواه و عدالت طلب قرار گیرد.

ترکیه با درایت و روشن بینی و ژرف اندیشی پس از سال‌ها حاکمیت نظامیان لائیک و ضد دموکراسی، امروز توانسته‌اند به نوعی از حکومت دست یابند که هم نمایش دهنده چهره رحمانی از اسلام است، هم دموکراتیک است و هم بزرگ‌ترین دستاورد اقتصادی و رفاه را برای مردم خود به ارمغان آورده است. اگر از دل حاکمیت لائیک ضد دموکراسی در ترکیه حکومت مسلمانان دموکرات و توسعه‌گرا بیرون می‌آید آیا ما نباید نگران این باشیم که به خاطر رفتارهای نسنجیده و غیر قابل قبول عده ای معدود، از دل بزرگ ترين انقلاب رهایی بخش نیمه دوم قرن بیستم که به نام مقدس اسلام محمدی و اسلام علوی رقم خورده است، عدم پيشرفت، محدودیت‌های روزافزون، آزادی ستیزی و بسط و گسترش فقرسر بر آورد؟

ایران عزیز اسلامی هم سرمایه‌های تاریخی و هم سرمایه های مادی و معنوی برای محوریت در جهان اسلام و همه کشورهای در حال توسعه را دارد و می تواند برای بشریت سرگشته امروز الگوی سیاسی، فرهنگی و تمدنی جدید باشد. الگویی که با پیروزی انقلاب اسلامی و در دوران اصلاحات طليعه هاي آن نمودار شد و توجه كشورها و ملت هاي اسلامي و حتی فراتر از آن‌ها را به ايران جلب كرد. جای تأسف است که به دليل تنگ نظري ها و موقعیت ناشناسی‌هاي داخلي این سرمایه از دست رفت و امروز اين نگاهها بجاي كشور ما به سوي كشور تركيه جهت گرفته است.

جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی بر این اعتقاد است که فارغ از اینکه چه کسی یا چه جریانی در مصدر امر باشد راه پیش روي ملت راهی طولانی و سخت بوده و هست. واقعیت این است که مردم ما بخوبی درک می‌کنند كه کشور جز با بینش و مشی دموکراتیک، سیاست و برنامه واقع‌گرا و مستمر، و مشارکت و ارده عموم ساخته نمی‌شود.

برای رفاه و سربلندي نسل های آینده نسل ما باید با کار مستمر و خستگی ناپذیر در سطوح مختلف به محو عقب ماندگی‌ها همت گمارد و کار وکار و کار حتی بیش از سهم خویش شعار یکایک شهروندان ما باشد. اما مسؤولیت اصلی تحقق این مهم بر عهده دولتمردان است. در کشور ما متأسفانه هیچ کاری بدون ارده و خواست دولت امکان تحقق ندارد. انتظار ما و مردم از دولتمردان این است که انصاف، مردم‌سالاری و واقع گرایی را پیشه کنند، ایران را از آن همه ایرانیان بدانند، حقوق اساسی ملت را رعایت کنند، به جای شعار و بزرگنمایی خود و سیاه‌نمایی کار دیگران، به ارزیابی و نقد عملکردهای خود بپردازند. اداره امور کشور را به دست کارشناسان بسپارند، از ماجراجویی و قهرمان بازی دست بردارند و به واقع خدمتگزار مردم باشند و قبل از اینکه به فکر توصیه و ارائه رهنمود به سایر ملت‌ها و رهبران جهان‌ باشند در سیاست‌های نادرست در قبال مردم کشور خود تجدید نظر کنند.

این مهم تحقق نمی پذیرد جز با اصلاح رابطه حکومت و ملت، توانمندسازی مردم و حکمرانی خوب. وظیفه ای که بار پیشبرد آن امروز بر دوش اصلاح‌طلبان قرار دارد. راه ما در این سو دشوار و پیچیده است. ما در عین داشتن انتقادهای جدی به سیاست‌های موجود لحظه‌ای در دفاع از استقلال کشور، تمامیت ارضی و احقاق حقوق ملی ایرانیان غفلت نخواهیم کرد؛ چنانکه پیگیری آرمان‌های انقلاب، تداوم اصلاحات و اعمال حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود را ضرورتی ملی می‌دانیم.

در سالی که وحدت ملی و انسجام اسلامی نام گرفته است، ما شاهد برگزاری انتخاباتی مهم خواهیم بود. این انتخابات آزمونی برای دولت و ارکان برگزاری انتخابات در میزان پایبندی آن‌ها به این دو شعار مهم خواهد بود . بی تردید اعتماد حکومت به ملت، سبب اعتماد متقابل خواهد شد و چه اعتمادی به ملت از این بیشتر که آن‌ها را صاحب صلاحیت در تشخيص سره از ناسره، خدمتگزار از منفعت‌طلب و کاردان و کارشناس از نا اهل و نابخرد بدانیم. بزرگ‌ترین ضربه به اعتماد مردم هنگامی است که كساني بخواهند قیم آن‌ها باشند و بیشترین اعتماد به مردم هنگامی است که رأی آزاد آن‌ها را ارج گذاریم وبه آن گردن نهیم.

در شرایطی که بحران‌های داخلی و خارجی بطور جدي نگران کننده است، برگزاری انتخابات آزاد می تواند نقطه عطفی باشد تا آب رفته به جوی باز گردد و به همت این مردم، بحران‌ها پشت سر گذاشته شود و مشکلات همه جاگیر کاهش یابد.

در چنین شرایطی، تنها خواست جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی از دولت و شورای نگهبان برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم است، و در چنین انتخاباتی در چارچوب برنامه‌ها و سیاست‌های ائتلاف اصلاح‌طلبان با تمام توان شرکت خواهد کرد و نتیجه هر چه باشد منشا خیر و برکت برای ملت و مورد احترام ما خواهد بود.

نقطه مقابل چنین انتظاری، میل و تلاش برای بستن فضای سیاسی و تکصدایی شدن عرصه حکومت است. چنین روندی همانگونه که طی دو سال گذشته به وضوح نمایان شده است نتیجه ای جز تشدید بحران‌های اقتصادی، ناهنجاری‌های اجتماعی و فشارهای بین‌المللی و نتیجتاً زوال سرمایه اجتماعی و از دست رفتن فرصت‌های کوتاه تحرک و توسعه کشور در بر نخواهد داشت.

ما از همه کسانی که ایران برای آن‌ها در درجه اول اهمیت قرار دارد درخواست می‌کنیم با درک شرایط تاریخی و حساس کشور، تمام تلاش خود را برای وحدت ملی، رفع تهدیدات داخلی و خارجی و نجات کشور از بحران‌های پیش‌رو به کار گیرند. ما دست دوستی و برادری را به سوی همه کسانی که حاضر به فعالیت در چارچوب قانون اساسی باشند دراز می‌کنیم و اعلام می‌کنیم بدون هرگونه چشمداشت حزبی و گروهی در این راه در کنار آن‌ها خواهیم بود.

از خداوند رحمان و رحیم می خواهیم که اخلاص، دانایی و شعور و نشاط به همه ما عطا فرماید و ما را در پیمودن این راه دشوار، اما خوش فرجام موفق بدارد.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 23:1  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 

پاسخ عجولانه و توام با عصبیت سایت خبری اصولگرایان خراسان جنوبی به جوابیه منطقی و متین شاخه جوانان مشارکت خراسان جنوبی

ایران برای همه ایرانیان: پس از آنکه شاخه جوانان منطقه خراسان جنوبی مشارکت ایران اسلامی طی یک جوابیه منطقی و متین به شبهات مطرح شده در نقد سایت نسیم شرق به صحبت های آقای دکتر آقاابراهیمی رئیس منطقه خراسان جنوبی جبهه مشارکت ایران اسلامی پاسخ گفت، این سایت منتسب به اصول گرایان طی اقدامی عجولانه و توام با عصبیت، جوابیه ای در پاسخ شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی صادر کرد. متن کامل این جوابیه در ذیل آمده است تا خوانندگان محترم با خواندن و مقایسه آن با جوابیه شاخه جوانان مشارکت خراسان جنوبی، خود به قضاوت بنشینند.


سوال ما از شاخه جوانان جبهه مشارکت منطقه خراسان جنوبی : نقدی بر کدام نقد !!!

با سلام خدمت اعضای شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی (منطقه خراسان جنوبی) خوشبختانه چیزی که در این دوره زمانه خرجی ندارد ، حرف زدن و پز دادن وآراستن خود به صفات و کمالاتی همچون آزادی ، آزاد اندیشی و انصاف است . در این اینجا نمی خواهم به گذشته عملکرد این دوستان مدعی آزادی و اصلاحات بپردازم و امیدواریم که در گذشته انشاء الله نسب به این شعارها که افتخار پایبندی به آن را سر می دهند در عمل پایبند بوده باشند . نویسندگان محترم شاخه جوانان مشارکت ما را به پایبندی به تعهدات اخلاقی فراخوانده اند و از ما خواستند بر طبق قانون مطبوعات به درج جوابیه ایشان اقدام کنیم باید گفت شورای سردبیری نسیم شرق همیشه سعی کرده است در این چارچوب عمل نماید و کلیه نقدها و مصاحبه های این سایت با دوستان اصلاح طلب را بی کم کاست انعکاس داده است اما سوال ما این است که آیا دوستان اصلاح طلب فعال در عرصه رسانه ای در مورد مصاحبه دکتر آقا ابراهیمی به این تعهد اخلاقی خود عمل کردند . مصاجبه دکتر آقا ابراهیمی به صورت گسترده توسط وب سایتها و وبلاگهای اصلاح طلب منعکس شد اما هیچ کدام از آنها حاضر نشدند نقد این مصاحبه را منعکس کنند . اگر شما معتقدید که مردم خود بهتر از هر کسی تشخیص می دهند و دانستن حق آنان است چرا نقد این سخنان را منعکس نکردید تا مردم خود قضاوت کنند . این سایت منتسب به جریان اصول گرایی است ولی هنر سانسور در انعکاس مصاحبه ها و نقدهای دوستان اصلاح طلب که به ما نسبت داده شده است ادعایی بیش نیست که این موضوع را می توان از دوستان اصلاح طلبی که صحبتها و نقدهایشان توسط ما انعکاس داده شده است همچون دکتر آقا ابراهیمی پرسید . باید گفت حد اقل در این مورد هنر سانسور و انعکاس گزینشی را دوستان منتسب به جریان اصلاح طلبی به خرج داده اند و بر خلاف چیزی که به ما نسبت داده اند با نگاهی ایدئولوژیک و حب و بغض های سیاسی و جناحی ، وظیفه اصلی خویش که همانا آگاهی دادن به مردم و جامعه است را فدای مطامع و منافع شخصی کردند و این اصل اولیه و اساسی در حرفه خبرنگاری از سوی این نشریات که خود را اصلاح طلب می نامند خدشه دار شده است جوانان مشارکت در بخش اول نقد خود آورده اند "نویسنده سعی کرده تا منویات ذهنی خویش را در قالب اظهار نظرهای نمایندگان مجلس ششم که در نشریات و روزنامه های آن زمان انعکاس داشته است بیان کند و از زبان ایشان و به طور غیر مستقیم به نقد مجلس ششم بپردازد و اینگونه به خواننده القا کند که خود نمایندگان مجلس ششم نیز بر ناکارآمدی این مجلس و ضعیف تر بودن آن نسبت به سایر مجالس ایران اذعان داشته اند و به همین دلیل از نشریات و روزنامه های آن زمان سند آورده تا به اصطلاح مدعای خویش را به صورت مستدل ثابت کند" اولا باید به این دوستان یاداور شد نقدی که در نسیم شرق منعکس شده بود نقد صحبتها و ادعا های دکتر آقا ابراهیمی در مصاحبه با نسیم شرق بود و نه نقد مجلس ششم زیرا که نقد یک مجلس را نمی توان با دو مقاله به انجام رسانید . دکتر آقا ابراهیمی در مصاحبه خود به کاهش شدید نظارت مجلس هفتم که از وظایف اصلی مجلس است اشاره کردند و همچنین مصوبات مجلس هفتم را در راستای انتخابات قلمداد نمودند و مجلس ششم را موفقتر از مجلس هفتم دانستند . ما نیز در رد این مدعا سخنان نمایندگان و چهره ها و روزنامه های دوم خرداد را ذکر کردیم . ثانیا همانطور که در ابتدا ذکر شد بار دیگر این دوستان ادعا می کنند ولیکن هیچ دلیل برای اثبات ادعا ارائه نکرده و فقط به کلی گویی بسنده می کنند . سخنان آقای مزروعی و حجت الاسلام ذاکر و خانم کدیور و ... مستند و کاملا واضح است و نیاز با القاء نیست و این دوستان هستند که می خواهند القاء کنند که احتمالا نمایندگان از افعال معکوس استفاده کرده اند در حالیکه هدف چیز دیگری بوده است . تمام سخنان با سند و منبع ذکر شده است و دوستان بهتر است بجای ادعاهای توخالی سندی مبنی بر سانسور و مصادره به مطلوب کردن سخنان ارائه کنند . ثالثا حال که نمایندگان مجلس از این روحیه بالا و مثبت خود انتقادی برخوردارند دوستان چرا کاسه داغتر از آش آن هم از نوع آش ایرونی شده اند و از این موضوع برآشفته اند اما در جایی دیگر باید به این دوستان یاداور شویم که ماهم مانند شما می دانیم که لوایح دو قلو یکی از مهمترین لوایح مجلس ششم است و نه مهمترین آن اما اگر کامل نقد را مطالعه کرده باشید متوجه می شوید که با توجه به بحث مطرح شده لوایح دوقلو مهمترین لایحه اصلاح طلبان برای بهره برداری انتخاباتی بوده است .دوستان جوان مشارکتی بجای .بررسی ادعای دکتر و لوایح دو قلو به حذف صورت مسئله ، طرح مسئه جدید از سوی خود و پاسخگویی به آن پرداخته اند در این سوال و جواب یک طرفه به معلومات سیاسی ما هم افزوده شد زیرا تا پیش از این فکر می کردیم سه قو بیشتر نداریم ولی حالا فهمیدیم شورای پول و اعتبار هم یک قوه هست این دوستان طبق معمول و بدون ذکر نمونه مدعی شدند که بسیاری از قول های رئیس جمهور در سفرهای استانی و بسیاری از تخصیص بودجه ها، در حیطه وظایف سایر قواست. خوشحال خواهیم شد که بدانیم کدام یک از این بودجه های اختصاصی در حیطه سایر قواست در جایی دیگر به نسیم شرق یادآوری کرده اند که در میان اصلاح طلبان چیزی به نام تندروی یا کندروی معنا ندارد، زیرا که «اعتدال» در کنه و ذات مرام «اصلاح طلبی» نهفته و جان مایه اصلاح طلبی، اعتدال و میانه رویست . صدالبته اصلاح طلبی واقعی همراه با اعتدال است باید به این دوستان مشارکتی گفت. این مهم نیست که شما خود را چه می دانید مهم این است که دیگران در مورد شما چگونه قضاوت می کنند . تندرو خواندن شما نه تنها توسط دوستان اصولگرا مطرح می شود بلکه متحدان قدیمی شما نیز شما را تندرو می دانند برای اطلاع بیشتر بهتر است مقاله آقای محمد مهدی مازنی را در سایت منتسب به اصلاخ طلبان birjandnews.persianblog.ir را مطالعه نمائید در قسمت سوم نقد ، جوانان مشارکت مقایسه ای جالب از نوع خربزه با خیار آورده شده است . باید یادروی کنم تغییر ساعت بانکها توسط دولت و به طور موقت مطرح شده است و نه از سوی مجلس هفتم . همچنین برگرداندن ساعت رسمی کشور در راستای همان نظارت مجلس بر دولت است که شما مدعی تضعیف آن هستید . نوع مقایسه شما نیز جالب توجه است مهمترین لوایح مجلس ششم را با کم اهمیت ترین طرح دولت و مجلس مقایسه کرده اید و معلوم است نتیجه این مقایسه چه می شود !!!! در قسمت چهارم نیز این دوستان وارد مبحث هسته ای شده اند و عجولانه سوالی را که در نقد مصاحبه دکتر آقا ابراهیمی قبلا جواب آن داده شده بود را دوباره پرسیده اند بهتر است دوستان بار دیگر قسمت دوم این نقد را بخوانند ضمنا ما سخنگوی سایر دوستان نیستیم نظرات ما دقیقا در نقد بیان شده است و معتقد هستیم که هم دکتر روحانی و هم دکتر لاریجانی در چارچوب استراتژی نظام حرکت کرده اند ولی گویا شما و آن دوستان اصولگرائی که به آن اشاره کرده اید به این امر معتقد نیستند در این شکی نیست که اعتماد سازی و ایستادگی بر حق ، توامان انجام می شود ولی از این تحلیل سطحی دوستان متعجب هستم . اگر معتقد به وجود دومرحله در رویکرد دیپلماسی هسته ای کشور باشیم در مرحله اول ما حق غنی سازی را برای خود محترم شمردیم ولی برای اعتماد سازی تعلیق را پذیرفتیم که پدیده غالب اعتماد سازی بود و این فاز را ما به این نام نامیدیم اما در مرحله دوم تعلیق از سوی ایران برداشته شد و دیگر ایران به تعلیق تن نداد ولی مذاکرات همچنان ادامه دارد و پدیده اصلی در این مرحله ایستادگی و عدم تعلیق مجدد است در این میان هنوز پارادوکس در سخنان دوستان اصلاح طلب در مورد بحث هسته ای وجود دارد از یک سو برای اثبات حقانیت دوران مدیریت دکتر روحانی ، از تائید رهبر انقلاب و مدیریت ملی ان استفاده می کنند و از سوی دیگر رویکرد دکتر لاریجانی را که نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی است را رویکردی تهاجمی و خارج از اراده جمعی نظام می دانند از یک سو شورای عالی امنیت ملی را مسئول پرونده می دانند از سوی دیگر دولت نهم و چرخشهای 180 درجه ای آن در پرونده هسته ای را مسئول قطعنامه ها شورای امنیت قلمداد می کنند در پایان از دوستان و فعالان رسانه ای منتسب به جریان اصلاح طلبی که مصاحبه دکترآقا ابراهیمی را منتشر کرده اند می خواهیم اگر به طور واقعی و عملی معتقد به تعهدات اخلاقی و اصول حرفه ای به دور از حب و بغض های سیاسی هستند این جوابیه و نقد دو قسمتی قبلی را برای تنویر افکار عمومی منتشر کنند تا مردم خود قضاوت نمایند

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 13:29  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 

رضا خاتمی: اگر ايستادگي در برابر ظلم و انحرافات تندروي است، من به آن افتخار می کنم

 


امروز:جوانان جبهه مشارکت ايران اسلامي در آخرين روز از اردوي منطقه اي خود به استان سيستان و بلوچستان، ميزبان محمدرضا خاتمي عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت بودند.
به گزارش خبرنگار سایت امروز دبیر کل سابق جبهه مشارکت در جمع جوانان این حزب به برخی از انتقادات وحملات صورت گرفته به اصلاح طلبان پیشرو در دو سال گذشته پاسخ داد.
وی بیان داشت هرچه به زمان انتخابات نزديک مي شويم، موج تبليغات کور و کر کننده اي که چندي است آغاز شده، بالا مي گيرد. مهمترين نکته اين تبليغات پر سر و صدا ترس از وجود جرياني به نام اصلاحات است چرا که دليلي براي پافشاري بر چيزي که به زودي طبل رسوايي آن به صدا در مي آيد وجود ندارد.
نايب رئيس مجلس ششم سخنان خود را با اين سوال ادامه داد: «تندروي اصولا چيست؟ آيا تعريف جامع و کاملي از تندروي وجود دارد؟ آيا اين مسأله به برداشت افراد باز مي گردد؟» سپس تندروي را يک امر نسبي و غير قابل تفکيک از شرايط دانست که ابتدا بايد اعتدال به عنوان يک معيار تعريف شود تا تندوري نسبت به آن تشخيص داده شود.
به گزارش سایت امروز عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت در ادامه تاکید کرد: «اگر در جامعه اي با ظلم روبه رو هستيم، ايستادگي در برابر اين ظلم اعتدال به حساب مي ايد و نأيستادن در برابر آن کندروي است و به حسب شدت اين ظلم کندروي و تندروي مشخص مي شود. هيچ کس نه در تاريخ اسلام و نه در تاريخ جهان حرکت امام حسين(ع) را يک حرکت تندروانه به حساب نمي آورد. همه مي دانند از حرکت پيامبر(ص) در دل کفار و مشرکين چه مي گذرد اما هيچ کس اين حرکت را تندروي فرض نمي شمارد.» او همچنين به مثالهايي از تاريخ انقلاب اسلامي پرداخت و گفت: «ما قبل از انقلاب حرکتهاي مسلحانه در کشور داشتيم و بعضي از کساني که امروز علم اعتدال برداشته اند و مي خواهند رقيبان را از صحنه اعتدال بيرون کنند، يا عضو اين حرکت ها بودند يا مويد انها. آن حرکت ها تندروي بودند يا نه؟ اگر تندروي نبودند پس مشخص مي شود معياري وجود دراد که مشخص مي کند اين حرکت ها تندروي بودند يا نه.»
محمدرضا خاتمي سپس به جريان اصلاحات و بحث هاي مطرح در آن پرداخت و گفت که يکي از مباحث اصلي اصلاحات اين است که در 20 سال اول انقلاب در درون حاکميت تندروي صورت گرفته است يه نه؟ جريانهاي مختلفي در داخل کشور اتفاق افتاده که همه معتقديم تندروي بوده است. سوال ما از کساني که امروز بر طبل اعتدال مي کوبند اين است که شما در آن تندروي ها که ريشه بسياري از انحرافات است، چه نقشي داشتيد؟ چرا نمي نشينيد اين جريان ها را آسيب شناسي کنيد و جلوي آن ها را نمي گيريد؟
او در ادامه با اشاره به اين نکته که پس از جريانات انتخابات مجلس هفتم تنها جايي که اين پديده آسيب شناسي رسمي شد جريان اصلاحات بود گفت: « يک سري حرکت هايي اما در جريان اصلاحات بوده که آن را نماد تندروي مي دانندو يکي از اين حرکت ها طرح قانون مطبوعات بود. اما آيا اين نکته را براي ديگران تصوير مي کنند که مجموعه عواملي که به تدوين قانون جديد مطبوعات منجر شد چه بود؟.» خاتمي ادامه داد: «آن سيل بنيان کني که مطبوعات با آن روبه رو بودند و به بن بست رسيدن همه راهها بود که ما را به تدوين قانون مطبوعات رساند.کساني که ادعاي ريش سفيدي دارند و معتقد بودند با لابي و بازي پشت پرده مي توان جلوي اين سيل را گرفت حتي توانايي جلوگيري از بسته شدن يک روزنامه را هم نداشتند.»
سپس نايب رئيس مجلس ششم به دفاع از عملکرد مجلس در آن دوره پرداخت و گفت: «در برابر اين سيل بنيان کن آيا اگر مجلس مي خواهد از حق قانوني خود براي حفظ حقوق مطبوعات استفاده کند تندروي است؟! و ايا در برابر جريان ضد قانون تسليم شدن اعتدال است؟! اينکه ما بخواهيم اين روند را يک روند شفاف کنيم مي شود تندروي اما اگر بخواهيم اين روند را از ديد مردم پنهان کنيم مي شود اعتدال؟»
نماینده اول تهران در مجلس ششم در ادامه سخنرانی خود به دو بحران مهم در دوره اصلاحات يعني قتل هاي زنجيره اي و ماجراي کوي دانشگاه اشاره کرد و در اين زمینه گفت: « حذف این غده چرکين و سالم سازي وزارت اطلاعات آيا تندروي به شمار می رود؟! جرياني که پس از ان اطلاعات موازي شکل گرفت و ضربه هاي فراواني را به کشور وارد کرد. آيا ییگیری ماجراي کوي دانشگاه که طبق نظر بسیاری از ناظران سیاسی کشور خود هزینه روشنگری در پرونده قتلهاي زنجيره اي است تندروي است؟ بله؛ برخورد مي کنند، قلع و قمع مي کنند، اما آيا ايستادگي تندروي است؟! آيا مهم نيست عدل و داد برپا شود و مبارزه با ظلم و ستم انجام گيرد؟»
رضا خاتمی در ادامه به مسئله پيگيري مفاسد اقتصادي پرداخت و عنوان کرد که يکي از مسائلي که هيچ جا مطرح نمي شود مسأله مبارزه با مفاسد اقتصادی به وسیله مجلس ششم است .
خاتمي در اين باره گفت: «نهادي به ما اعلام مي کند که هجده ميليارد درآمد دارد بعد متوجه مي شويم که صد و هشتاد ميليارد بوده، وقتي مي خواهيم آن را اعلام کنيم در برابر مجلس مي ايستد و تمام امکانات خود را براي برخورد و تخريب مجلس به کار مي بندد. اما ايستادگي در برابر کسي که به ضديت با حقوق مردم کاملا شناخته شده است مي شود تندروي! آن چيزي که در 8 سال اصلاحات رخ داد و بسياري آن را تندروي مي دانند واکنش طبيعي بود که در برابر ظلم و انحراف صورت مي گرفت.»
محمد رضا خاتمي سپس گفت: «اگر ايستادگي در برابر ظلم و انحرافات تندروي است، من افتخار مي کنم تندرو هستم، اگر تسليم شدن در برابر انحراف اعتدال است، من خودم را آلوده اين اعتدال نمي کنم. حتي اگر مجبورشوم از سياست کناره گيري کنم.»
دبیرکل سابق جبهه مشارکت در ادامه افزود: «ريشه اصلي تندروي ها در کشور ما، تفکرات، انديشه ها و عملکردهايي است که قتل هاي زنجيره اي را آفريد. اگر بخواهيم در برابر تندروي بأيستيم، بياييم در برابر اين حرکات بأيستيم و آن ها را ريشه يابي کنيم.»
دبير کل سابق جهه مشارکت در ادامه با اشاره به اين آيه قرآن «لا يحب الله الجهر بالسوء الا من ظلم» عنوان کرد که اگر بتوانيم حقوق خود را با ارامش به دست آوريم دليل ندارد که فرياد بزنيم. در غير اين صورت حق فرياد زدن را به فرموده قرآن داريم.
نايب رئيس مجلسس ششم بار ديگر به عملکرد اين مجلس پرداخت و گفت: «مجلس ششم طبق آمار يکي از پرکارترين مجالس پس از انقلاب است که کمترين وقت را در مسائل سياسي گذاشت. اين مجلس با يک سري فشار ظالمانه روبه رو بود و به طور طبيعي در برابر آن ها واکنش نشان داد. اين ايستادگي ها باعث شد يک آرامش نسبي در کشور حاکم شود و اين اطمينان را به مردم داد که در درون حکومت کساني هستند که از حقوقشان دفاع مي کنند. اين آرامش سبب مي شود که زمينه رشد و توسعه در کشور فراهم شود.»
خاتمی در پايان با اشاره به وضعيت کنوني کشور گفت: «حالا حکومت يکدست شده است، امکانات و تبليغات هم به طور کامل در اختيار آنها است اما امروز شاهدیم که تشنج و نا آرامي در کشور افزایش چشمگیری داشته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 11:14  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 

نقدی بر یک نقد

 

سایت محترم نسیم شرق ( سایت حامی اصولگرایان خراسان جنوبی ) پس از مصاحبه با جناب آقای دکتر آقاابراهیمی رئیس محترم شورای منطقه خراسان جنوبی جبهه مشارکت ایران اسلامی، در دو بخش به قلم آقای «علی رضوانی» اقدام به نقد صحبت های ایشان داشته است.( + ، + ) البته شاخه جوانان منطقه خراسان جنوبی جبهه مشارکت ایران اسلامی باز شدن باب گفتگو و نقادی در جامعه و در میان اهالی سیاست و گروه ها و جناح های مختلف سیاسی را یکی از دستاوردهای نیکو و پسندیده دوران پر افتخار اصلاحات می داند و از این روند گفتگو و نقادی به گرمی استقبال می کند، لکن علاوه بر این که جای پاسخ را برای خود محفوظ می داند، معتقد است در نقدی که بر سخنان آقای دکتر آقاابراهیمی صورت گرفته نکاتی وجود دارد که برای روشن شده ابهام خوانندگان محترم و رفع شبهه از ایشان نیاز به پاسخ گویی دارد، پیش از پرداختن به اصل سخن ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که این مقال نه فقط یک دفاع صرف از صحبت های رئیس منطقه خراسان جنوبی جبهه مشارکت ایران اسلامی، بلکه فراتر از آن و بصورت اولی دفاع و تبیین دستاوردهای دوران اصلاحات به عنوان طلایی ترین دوران بعد از انقلاب اسلامی و همچنین دفاع از عملکرد مجلس ششم به عنوان موفق ترین مجلس تاریخ دموکراسی ایران تاکنون است. امید است سایت محترم «نسیم شرق» بنا به پایبندی به تعهدات اخلاقی و همچنین بر طبق قانون مطبوعات اقدام به درج این جوابیه نماید.

 

1-   در نقد اولی که به صحبت های آقای دکتر آقاابراهیمی وارد شده است، نویسنده سعی کرده تا منویات ذهنی خویش را در قالب اظهار نظرهای نمایندگان مجلس ششم که در نشریات و روزنامه های آن زمان انعکاس داشته است بیان کند و از زبان ایشان و به طور غیر مستقیم به نقد مجلس ششم بپردازد و اینگونه به خواننده القا کند که خود نمایندگان مجلس ششم نیز بر ناکارآمدی این مجلس و ضعیف تر بودن آن نسبت به سایر مجالس ایران اذعان داشته اند و به همین دلیل از نشریات و روزنامه های آن زمان سند آورده تا به اصطلاح مدعای خویش را به صورت مستدل ثابت کند. البته همه ما و آنهایی که به حرفه شریف روزنامه نگاری و خبرنگاری روی می آورند می دانیم که از اولین آموزش هایی که در ابتدای گام گذاشتن به این حرفه  به کارآموزان آموزش می دهند این است که خبرنگار و روزنامه نگار باید در کار خویش فارغ از نگاه ایدئولوژیک و حب و بغض های سیاسی و جناحی، فقط و فقط به درج اصل و حقیقت خبر بپردازد و وظیفه اصلی خویش که همانا آگاهی دادن به مردم جامعه است را فدای مطامع و منافع شخصی نکند، متاسفانه بارها و بارها شاهد این بودیم که این اصل اولیه و اساسی در حرفه خبرنگاری از سوی نشریاتی که خود را اصولگرا می نامند خدشه دار شده و صحبت های افراد منتسب به جریان اصلاح طلب با کلی سانسور و حذف از سر و ته آن در آنها انعکاس یافته، بطوری که اصل و پیام مطلب در این سانسور بکلی از بین رفته و با هنر دست اندرکاران «اصول گرای» این نشریات، پیامی دگرگونه و مورد طبع خود را به خواننده القا می کنند. این روند اگر فقط یکی دوبار اتفاق می افتاد، قابل چشم پوشی بود و می شد که با کمی اغماض از کنار آن رد شد و بنا را بر صحت و مستدل بودن این مدارک گذاشت،لکن این قبیل اقدامات نه یک بار که به کرات صورت گرفت و به حربه نخ نما شده ای برای از میان برداشتن رقبای اصلاح طلب و یا برای ایجاد تفرقه در میان آنها تبدیل شد، نمونه آخر این گونه اقدامات که حتی بعد از دوران اصلاحات نیز ادامه یافت، درج خبری کذب در مورد «سید مصطفی تاجزاده» در روزنامه های کیهان و رسالت بود که با تحریف سخنرانی وی در قزوین، وی را متهم به ارتباط با بنیاد «سورس» و طراحی برنامه برندازی نرم کرده بودند،لذا باید گفت تا وقتی معلوم نشود که اصل خبر چه بوده و جان کلام چگونه منعقد شده، نمی توان به این مدارک استناد کرد. گذشته از این اگر هم بنا را بر صحت مدارک فوق بگذاریم، این نه تنها چیزی از ارزش های مجلس ششم کم نمی کند که اتفاقاً سند دیگریست بر موفقیت مجلس ششم، زیرا که مبین این مطلب است که نمایندگان حاضر در این مجلس فارغ از حب و بغض های جناحی و علقه و علاقه های سیاسی، به قسمی که در ابتدای مجلس در دفاع از حقوق مردم یاد کرده اند، وفادار مانده اند و هیچ چیز در تحقق این سوگند حتی اگر وابستگی های سیاسی و جناحی باشد، مانع راهشان نبوده است. اینکه فی المثل خانم کولایی از بی برنامگی مجلس به دلیل فقدان فرهنگ تحزب در کشور گله می کند، همان چیزیست که اکنون حرف دل همه جناح های سیاسی به جز هیئت حاکمه و حامیان آن است. و یا اگر حجت الاسلام ذاکر از دغدغه های منطقه ای نمایندگان ملت به عنوان نقطه ضعف مجلس یاد می کند، همان است که در قالب طرح استانی شدن انتخابات هم در مجلس ششم و هم در مجلس هفتم بسیار بر آن تاکید شد و البته به تصویب نمایندگان حاضر در هر دو مجلس هم رسید اما متاسفانه در هر دو مجلس با دیوار شورای نگهبان روبرو شد. لذا به زعم و عقیده ما این خود انتقادی و گفتن ضعف ها و کاستی ها وسعی در ترمیم و رفع آنها، خود سند افتخار دیگریست برای مجلس پر افتخار ششم.

2-   نویسنده در جای دیگر نقد اول خویش، مهمترین لوایح بررسی شده در مجلس ششم را لوایح دوقلو می داند و تصریح می کند که حداقل یکی از این دو لایحه _ لایحه مربوط به افزایش اختیارات رئیس جمهور _ مخالف قانون و خلاف اصل تفکیک قوا بود و سپس این سوال را مطرح می کند که اگر این لایحه مخالف قانون نبود، آیا اصلاح طلبان تندرو!!! می پسندند تا رئیس جمهور اصولگرا لایحه افزایش اختیارات رئیس جمهور را به مجلس بیاورد؟ در ابتدا باید گفت که لوایح دوقلو فقط یکی از مهمترین لوایحی بود که در مجلس ششم بر روی آن بحث شد و برای اطلاع از سایر لوایح مهم مطروحه در مجلس ششم کافیست تا نویسنده محترم با رجوع به منابع معتبر از آنها اطلاع حاصل فرمایند. همچنین باید به نویسنده محترم یادآوری کرد که در میان اصلاح طلبان چیزی به نام تندروی یا کندروی معنا ندارد، زیرا که «اعتدال» در کنه و ذات مرام «اصلاح طلبی» نهفته و جان مایه اصلاح طلبی، اعتدال و میانه رویست. در مورد سوال ایشان هم باید گفت که اصلاح طلبان از هر حرکتی که در چارچوب قانون و در راستای قانونمند و پاسخگو کردن هرچه بیشتر دستگاه های اجرایی و هیئت حاکمه باشد، استقبال می کند و همچنین از هر حرکتی که منجر به نهادینه شدن قانون در جامعه شود، نهایت حمایت و پشتیبانی را مبذول می دارند، اما باید توجه داشت که سخن بر سر موافقت و یا عدم موافقت اصلاح طلبان در تقدیم لایحه افزایش اختیارات رئیس جمهور از سوی رئیس جمهور دولت نهم نیست، زیرا که رئیس جمهور بارها و بارها نشان داده که بی توجه به نظرات کارشناسانه و مشفقانه این یا آن کارشناس با هر مشی و مرام سیاسی و فکری، هر آنچه خود می خواهد و می پسندد انجام می دهد، بلکه سخن بر سر این است که اکنون بدون اینکه لایحه ای به مجلس تقدیم شود، اختیارات رئیس جمهور بنحو بی سابقه ای افزایش چشم گیر یافته است و اصل تفکیک قوا که نویسنده محترم از خدشه دار شدن آن اظهار نگرانی کرده بودند، در این دوسالی که از دولت نهم گذشت، با یکدست شدن حاکمیت خدشه دار شده است. برای نمونه می توان به انحلال سازمان مدیریت توسط رئیس جمهور و تنزل آن در حد معاونت رئیس جمهور به عنوان نمونه ای بارز اشاره کرد که در آن صلاحیت قانونی مجلس در این مورد نادیده گرفته شد و یا در قضیه کاهش نرخ سود بانکی که بنا به دستور مستقیم رئیس جمهور انجام گرفت، به جایگاه شورای پول و اعتبار به عنوان تنها مرجع دارای صلاحیت در این موضوع، وقعی نهاده نشد و حتی بسیاری از قول های رئیس جمهور در سفرهای استانی و بسیاری از تخصیص بودجه ها، در حیطه وظایف سایر قواست. نمونه آخر خدشه دار شدن اصل تفکیک قوا هم در کاهش ساعات کاری ادارات و مراکز دولتی که بنا به دستور رئیس جمهور عمل شد، اتفاق افتاد. حال سوال اینجاست که آیا اگر رئیس جمهور اصولگرا لایحه ای مبنی بر افزایش اختیارات خویش تقدیم مجلس کند، آیا اصولاً اختیاراتی بیش از این نصیب وی خواهد شد؟ و اگر اختیاراتش بیشتر شد آیا اصلاً نیازی به حضور سایر قوا خواهد بود؟!!!

3-   نویسنده محترم در نقد اول خود به صورت ضمنی و تلویحی اذعان داشته اند که وقت مجلس ششم صرف لوایح کم اهمیت و بخیه زدن مصوبات گذشته شده است، در رد این مدعای نویسنده محترم که البته از زبان نمایندگان مجلس ششم و در مصاحبه با یکی از روزنامه های اصولگرا در آن زمان بیان شده است _ همان مدارکی که در بند اول در استناد به آنها تشکیک کردیم _ باید گفت که به گمان ما صرف شدن وقت مجلس ششم در مورد لوایح دوقلو، قانون اصلاح نظام آموزش عالی، طرح تحقیق و تفحص از صدا و سیما و ... به مراتب بسیار با اهمیت تر از صرف وقت برای تصویب قانون شروع کار بانک ها از ساعت 8 بجای ساعت 9 و یا تصویب قانون برای برگرداندن ساعت رسمی کشور به حالت قبلیست. البته گویا نویسنده محترم فراموش کرده اند که نمایندگان مجلس هفتم در حالی در اولین اقدام بزرگ خویش دست به تصویب طرح تثبیت قیمت ها از جمله قیمت بنزین به عنوان یکی از مهمترین کالاهای مورد نیاز مردم زدند و حتی در اظهار نظرهایی، کسانی را که مسبب فروش بنزین با قیمت آن زمان _ لیتری 70 تومان _ به مردم شدند را «ظالم» قلمداد می کردند، که به ناگاه در ادامه عمر مجلس طرح سهمیه بندی بنزین را به تصویب رساندند و برخلاف مصوبه پیشین افزایش یکباره قیمت بنزین را موجب شدند، لکن این بار نه تنها کسانی که مسببات این افزایش قیمت را بوجود آورده بودند، مذمت نشدند بلکه بسیار هم در مدح این طرح سخن گفته و تصویب آن را بسیار شجاعانه خوانده شد، هرچند که اصل طرح حذف یارانه از بنزین مورد تایید و تاکید اصلاح طلبان نیز بوده و هست و حتی در مجلس ششم هم پیگیری می شد، اما معلوم نیست که آیا نویسنده محترم این مصوبه مجلس هفتم را که کاملاً برخلاف مصوبه پیشین آنهاست را «بخیه زدن» مصوبات گذشته تلقی می کنند یا خیر؟

4-   نویسنده محترم در نقد دوم خویش به صحبت های دکتر آقاابراهیمی پیرامون مسائل هسته ای پرداخته اند و در پاسخ به نقدی که رئیس محترم شورای منطقه خراسان جنوبی جبهه مشارکت ایران اسلامی به دیپلماسی هسته ای دولت نهم وارد کرده اند، ضمن آنکه این سیاست ها را سیاست های ملی و کلان نظام دانسته اند، دیپلماسی هسته ای ایران را به دو فاز که فاز اول آن «اعتماد سازی و آرام سازی افکار عمومی جهان» و فاز دوم آن «ایستادگی بر حقوق حق ایران» است، تقسیم کرده اند که هر دوی این سیاست ها در سطح کلان طراحی شده است و دولت ها مجری این طرح ها بوده اند، بر همین اساس ناقد محترم، سیاست دولت اصلاحات را اعتماد سازی و سیاست دولت نهم را ایستادگی بر حقوق حقه ملت ایران می داند و بر همین اساس تغییر ادبیات دولت نهم و دبیر شورای امنیت ملی در دیپلماسی هسته ای را ارسال سیگنال به جهان ارزیابی می کند. البته این که ناقد محترم به صورت صریح اعتراف می کنند که در دیپلماسی هسته ای، دولت اصلاحات فقط و فقط مجری سیاست های کلان نظام بود و نه تصمیم گیرنده، امریست بسیار نیکو و پسندیده لکن معلوم نیست ایشان با توجه به این نکته، چگونه صحبت های همفکران اصول گرایشان در زمان دولت اصلاحات مبنی بر اینکه «دُر غلطان دادیم و آبنبات گرفتیم!!!» را توجیه می کنند و یا تکلیف آن دسته از اصولگرایانی که دیپلماسی هسته ایران در دولت اصلاحات را ذلیلانه و خائنانه توصیف می کردند و می کنند، چیست؟! و اما در پاسخ نقد نویسنده محترم باید گفت که سیاست های کلانی که ایشان در قالب دو طرح جداگانه ارزیابی کرده اند در واقع پروژه ای توامان است. به عبارت دیگر نمی توان مدعی شد که در زمان اعتماد سازی، ایستادگی بر حقوق حقه ایران از یاد رفته است، بلکه دقیقاً اعتماد سازی و تنش زدایی که در دستور کار دیپلماسی دولت اصلاحات بود به نحوی بهین و سرفرازانه بر حقوق هسته ای ایران نیز پای می فشرد و از آن دفاع می کرد. از طرف دیگر نمی توان گفت که دفاع از حقوق حقه هسته ای ایران با ادبیات آرام و متین امکان پذیر نیست و باید حتماً به ادبیات «تهاجمی» روی آورد. فی الواقع نقطه افتراق دیپلماسی هسته ای دولت اصلاحات و دولت نهم در همین جاست. دولت نهم بر خلاف سلف خویش بجای این که راه تنش زدایی و اعتماد سازی در پیش گیرد و از این طریق بر حقوق هسته ای ایران ایستادگی کند، دیپلماسی «تهاجمی» برگزید و بجای اینکه راه مذاکره با غرب را ادمه دهد، روی به مذاکره با شرق آورد و بجای اینکه در تدارک یک بازی برد-برد باشد، سیاست بازی برد- باخت را انتخاب کرد. این سیاست تا بدان حد پیش رفت که حتی صدای همفکران دولت در مجلس هفتم هم درآمد و مشفقانه دولت را از عواقب راهی که در پیش گرفته انذار دادند و پیشنهاد کردند که بهتر است دیپلماسی پیشین ایران را در مواجهه با جهان در پیش گیرد، حتی در این راه مقام رهبری نیز  شورای عالی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران که در آن افرادی میانه رو نظیر دکتر کمال خرازی، دکتر ولایتی، سردار شمخانی و ... عضویت داشتند، را تشکیل داد تا پیگیر دیپلماسی هسته ایران در سطح کلان باشد. به هر روی دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای و بطور اولی پیشرفت ایران در همه عرصه ها آرزوی هر ایرانی فارغ از علقه و علاقه های قومی، مذهبی، سیاسی و جناحیست لکن نکته مهم آن است که همه سعی مان بر این باشد که از کم هزینه ترین راه ممکن به این هدف و افتخار نائل آییم. به امید آنکه همه دست در دست هم زمینه ساز فردایی آباد، آزاد، سرفراز و دموکراتیک برای ایران عزیز باشیم.

 

 

و من الله التوفیق و علیه التکلان

 

شاخه جوانان منطقه خراسان جنوبی

جبهه مشارکت ایران اسلامی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 1:38  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 

خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا:  مراسم افطاري شاخه جوانان جبهه‌ مشاركت

مراسم افطاري شاخه جوانان جبهه‌ مشاركت ايران اسلامي شب گذشته (يك‌شنبه) برگزار شد و قائم‌مقام دبير كل جبهه مشاركت ايران اسلامي و برخي از روساي شاخه‌هاي دانشجويي و جوانان احزاب در اين مراسم سخنراني كردند.

با ورود احزاب به حوزه‌هاي اجتماعي و فرهنگي ديوارهاي بي اعتمادي رنگ مي‌بازد

رييس كانون جوانان حزب اعتدال و توسعه اظهار داشت: لازم است كه احزاب در حوزه‌هاي اجتماعي و فرهنگي نيز وارد شده و نگاه خود را در اين خصوص به صورت عملياتي درجامعه نشان داده تا ديوارهاي بي اعتمادي رنگ ببازد و شاهد احزابي پويا و برآمده از آحاد جامعه ايران باشيم.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مسعود شفيعي دراين مراسم با بيان اين كه اين پنجمين ضيافت افطاري است كه به ميزباني شاخه جوانان و دانشجويان احزاب مختلف در ماه مبارك رمضان برگزار شده است، گفت: برگزاري اين ضيافت‌ها به غير از بركات معنوي كه دارد و باعث تقويت دوستي‌ها مي شود بركات ديگري نيز دارد كه از جمله آن مي‌توان گفت كه در شرايطي كه عده اي تلاش مي كنند ديوارهاي بي اعتمادي بين احزاب و جامعه را پررنگ و مرتفع كنند تدارك چنين برنامه‌هايي شايد پيامد مثبتي داشته باشد؛ چرا كه برخي لبه تيز پيكانشان به اين سمت بود كه احزاب به باورهاي سنتي توجه نمي‌كنند.

اين فعال سياسي خاطرنشان كرد: با وجودي كه احزاب جزء پديده هاي مدرن بوده و جامعه ما يك جامعه سنتي است تدارك و افطاري در ماه مبارك رمضان مي تواند كمك كند كه چهره جديدتري از احزاب به جامعه نشان داده شود؛ چرا كه احزاب برآمده از جامعه بوده و دغدغه و دلبستگي‌هاي آنها همان دغدغه‌هاي جامعه مي‌باشد و اين گونه مراسم مي‌تواند پيام مثبتي را براي جامعه داشته باشد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) قائم‌مقام دبير كل جبهه مشاركت ايران اسلامي نيز در سخناني با اظهار اميدوراي نسبت به آزادي هادي قابل و ديگر فعالان سياسي زنداني، به قضاياي مربوط به اعتراض جمعي از كارگران كارخانه نيشكر در خوزستان اشاره كرد و با انتقاد از برخي برخوردها با آنان گفت: اين كارگران تنها حقوق خود را مي‌خواهند.

وي ادامه داد: اعتراض به نپرداختن حقوق چيزي نيست كه بگوييم بر اساس اهداف از پيش‌تعيين شده و سياسي انجام شده باشد.

رمضان‌زاده گفت: گزارش سازمان بازرسي كشور اين بوده كه در سال گذشته رقمي نزديك به 5 / 2 ميليون تن شكر وارد كشور شده و اين در حاليست كه مصرف شكر حداقل 2 ميليون تن و توليد داخلي نيز حدود يك ميليون و 200 هزار تن است و مجموع واردات نيز 3 ميليون تن بوده است و اين در حالي است كه 60 درصد كاهش توليد در چغندركاري داشتيم.

وي اضافه كرد: يك سال پيش پنج تن از وزراي رييس‌جمهور اجازه واردات شكر را دادند؛ زيرا متوجه شدند كه صفركردن واردات شكر باعث بحران مي‌شود، اما اخيرا نامه‌اي به رييس‌جمهور نوشته و خطرات واردات شكر را عنوان كردند و خواستار شدند كه به گونه‌اي جلو اين مساله را بگيرند؛ ولي متاسفانه نمي‌دانيم چه اتفاقي افتاده كه امروز با افزايش شكر در بازار روبه‌رو هستيم و بيشترين ميزان واردات را نيز وزارت بازرگاني انجام داده است.

وي هم‌چنين گفت كه علي‌رغم وجود شكر مازاد بر نياز در بازار قيمت شكر پايين نمي‌آيد و معلوم نيست كه نحوه تعيين بازار براي چه كساني در نظر گرفته شده است.

قائم‌مقام دبير كل جبهه مشاركت ايران اسلامي تاكيد كرد: فارغ از همه مسائل سياسي از همه گروه‌هاي اصلاح‌طلب و ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان و خاتمي و كروبي خواهشمنديم نامه‌اي بنويسند و درخواست كنند كه كارگران را وارد بحث امنيتي نكنند؛ چون آنها تنها به دنبال حقوق خود بوده‌اند.

وي افزود: اگر بتوانيم اين كار را بكنيم در واقع توانسته‌ايم گامي در راستاي برآورده كردن خواسته‌هاي مردم كم‌درآمد برداريم و البته اين همان چيزي بود كه دولت وعده‌اش را داده بود.

رمضان‌زاده با ابراز اين عقيده كه تمام واحدهاي توليد قند و شكر دچار مشكل شده‌اند گفت: از سوي ديگر هم‌چنين شالي‌كوب‌ها به دليل واردات بي‌رويه برنج دچار مشكل شده‌اند كه اميدواريم در اين زمينه نيز كاري انجام شود.

اميدواريم با همكاري احزاب اصلاح‌طلب شناسنامه دار، حركت خوبي درانتخابات داشته باشيم

رييس شاخه جوانان و دانشجويان حزب اعتمادملي اظهار داشت: اصلاح طلبان عملگرا با محوريت حزب اعتمادملي، استراتژي خود را بر سه محور مشترك مشاركت فعالانه در انتخابات، ايستادگي مسوولانه و همگرايي در چارچوب قانون اساسي و انديشه هاي امام(ره) قرار داده‌اند.

به گزارش ايسنا،روح الله اوحدي در اين مراسم افطاري با ابراز اميدواري از اين كه اين انتخابات بتواند باعث توازن بيشتر بين نيروهاي داخلي ايران شود، گفت: تنها راه پيگيري آرمان‌هاي آزادي خواهانه و اصلاح طلبانه از سوي صندوق راي امكان پذير خواهد بود و در اين راه مي‌توان از تمام موانع موجود با همدلي و همگرايي در چارچوب قانون و سخنان امام (ره) به نتيجه رسيد.

وي ادامه داد: تا زماني كه در ايران مجلس و انتخابات وجود داشته باشد بايد همواره در آن شركت فعال داشت و وظيفه همه آن است كه در انتخابات شركت كنيم و معتقديم كه برخي افراطي گرايانه معتقدند كه مردم حضور حداقلانه در انتخابات داشته باشند كه آنطور كه آنها مي خواهند نتيجه انتخابات براي آنها حاصل شود.

وي با تاكيد بر اين كه شركت نكردن در انتخابات تهديد توخالي و بدون كسب نتيجه است، گفت: اميدواريم كه با همكاري احزاب اصلاح طلب شناسنامه دار در چارچوب مشخص حركت خوبي را در انتخابات داشته باشيم؛ چرا كه براساس احزاب ميتوان به نتيجه خوب رسيد و همچنين همگرايي احزاب اصلاح طلب در اين چارچوب و براساس ميثاق مشترك مي‌تواند راه را به خوبي پيش ببرد.

مسوول سازمان جوانان مجمع نيروهاي خط امام (ره) اظهار داشت: اهميت حضور احزاب در صحنه‌هاي سياسي به صورت ماهيتي و جدي واجب و لازم است.

بسترسازي احزاب در مسير فعاليت‌هاي خود، مهمترين دستاورد تحزب در كشور است

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، محمدجعفر ايراني نيز در اين مراسم گفت: هر دولت در هر كشوري براي رسيدن به لحظه‌ي مطلوب كه همان اداره‌ي كشور است، مسير دموكراسي و حقوقي و حقيقي آن است، از قالب‌هايي وارد شده و بر اساس آن شعارها و ايده‌هايي را مطرح مي‌كند و خود با برنامه‌هاي مدون وارد مي‌شود.

وي خاطرنشان كرد: در صورتي‌كه در انتخابات مجلس شوراي اسلامي با برنامه و متد خاصي كه كل دنيا آن را پذيرش كرده و حول محور آن جريان‌هاي سياسي و احزاب در كشورهاي مختلف با برنامه‌هاي مشخص آن وارد رقابت مي‌شوند، وارد شويم مي‌توان فرصت خوبي را فراهم كرد.

ايراني تصريح كرد: رسيدن به قدرت يكي از اهداف احزاب بوده ولي هدف رسيدن به قدرت هدف اصلي احزاب نيست و بسترسازي احزاب در مسير فعاليت‌هاي خود مهمترين دستاوردي است كه تحزب در كشور مي‌تواند داشته باشد.

اين فعال سياسي اضافه كرد: حضور احزاب در كشور كمك مي‌كند كه مردم بتوانند از مسير واقع‌گرايي و حقيقت ديني خارج نشوند و اين در شرايطي است كه بدعت‌هاي مختلف و سياست‌گذاري براي مردم و احزاب مي‌تواند نقش داشته باشد. بنابراين اگر به واقع به نقش احزاب توجه داشته و ايمان قلبي، عملي و زباني به احزاب داشته باشيم قطعا موفقيت براي احزاب خواهد بود.

احزاب اصلاح‌طلب به سمت متدهاي جديد بروند

رييس كانون دانشجويان حزب كارگزاران اظهار داشت: احزاب اصلاح‌طلب در انتخابات مجلس هشتم به سمت متدهاي جديد بروند.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بابك حقيقي‌راد نيز در اين مراسم گفت: لازم است مجموعه‌ي احزاب اصلاح‌طلب در انتخابات مجلس هشتم ديدگاه سنتي خود را براي جمع‌آوري آراء كنار گذاشته و به سمت متدهاي جديد كه در دنيا رايج است بروند و اين پيشنهادي است كه ما در حزب كارگزاران نيز به دنبال آن هستيم و اميدواريم احزاب اصلاح‌طلب نيز به سمت متدهاي جديد بروند.

وي اظهار داشت: اميدواريم كه شاهد نباشيم افراد بعد از كسب كرسي‌هاي مجلس دوباره استراتژي‌هاي غلط كه در گذشته از سوي برخي احزاب به كار رفت را تكرار كنند و اين استراتژي از سوي دوستان اصلاح‌طلب به كار نرود و كسي وارد كار شود كه لياقت حضور در مجلس را داشته باشد.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سيد شهرام اجتهادي نيز در اين مراسم ابراز عقيده كرد: در بحث نيشكر كه در اين جلسه از سوي آقاي رمضان زاده مطرح شد مي‌توانم بگويم از آن‌جا كه ما به نوعي مرتبط با بحث كشاورزي هستيم جريان دولت و كارهاي ما هم‌چون جريان گوش و ناله و فرياد شده كه در اين چهار سال يا هشت سال به جايي نخواهد رسيد و ما به هرگونه تلاش كرديم كه در بخش كشاورزي فعاليت داشته باشيم.

اين فعال سياسي خاطرنشان كرد: سوالي كه براي بنده مطرح است اين است كه چطور 8 حزب مطرح كه داراي قدرت هستند نتوانستند از عهده‌ي يك جريان برآيند و قدرت را به راحتي تقديم او كردند و اكنون مجبورند هزينه‌هاي چندبرابري بدهند، پس شايد پاسخ به اين سوال راهكاري براي آينده باشد.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بهاو،ررييس شاخه جوانان وابسته به يكي از گروه‌هاي ملي‌مذهبي نيز در اين مراسم ، با ابراز تأسف از بازداشت هادي قابل عضو شوراي مركزي اين جبهه و دعا براي آزادي او گفت: احزاب اصلاح‌طلب همگي داراي مواضع و عقيده‌ي يكسان و معتقد به دموكراسي و خواهان حقوق بشر، آزادي و عدالت بوده و چون تحليل آن‌ها از شرايط با هم متفاوت است تاكتيك‌ها و روش‌هاي متفاوتي داشته و لازم است كه آن‌ها به يك تاكتيك يكسان و تحليل يكسان از شرايط موجود برسند.

اين فعال سياسي ابراز عقيده كرد: مباحث مرتبط با بحث صلاحيت كانديداهاي انتخاباتي در شرايط حاضر بلوف سياسي و جنگ رواني است كه آغاز كرده‌اند و هيچ‌كدام نمي‌تواند واقعيت داشته باشد؛ چراكه اگر بخواهند شرايطي هم‌چون مجلس هفتم را برگزار كنند مطمئنا مجلس آينده مجلس خوبي نخواهد شد.

وي ادامه داد: حداكثر خواسته‌اي كه دولت و شوراي نگهبان از احزاب اصلاح‌طلب مي‌توانند داشته باشند آن است كه در چارچوب قانون عمل كرده و به نظام سياسي وفادار باشند و هر خواسته‌اي بيش از اين، غيرقانوني و باج‌خواهي از شهروندان و احزاب بوده و هيچ شهروندي نبايد به اين‌گونه خواسته‌ها تن دهد. از اين‌رو آن‌ها نمي‌توانند به احزاب اصلاح‌طلب بگويند كه با چه كساني ائتلاف كرده يا با چه كساني ائتلاف نكنند و آن‌ها نيز نبايد به اين خواسته‌هاي آن‌ها تن دهند.

بهاور ابراز عقيده كرد: تن دادن به خواسته‌هاي دولت و شوراي نگهبان كه خارج از قانون باشند، به معناي تسلط دائمي اصولگرايان در جامعه است و اين يكي از اهداف آن‌ها به شمار مي‌رود و مي‌توان گفت هدف ديگر آن‌ها شكاف انداختن بين گروههاي اصلاح‌طلب و راديكال كردن فضاي بين آن‌هاست؛ چراكه آن‌ها قصد دارند اصلاح‌طلبان به صورت داوطلبانه از فضاي سياسي كنار كشيده و هزينه‌ي فعاليت براي دولت پايين بيايد.

به گزارش ايسنا، در پايان اين مراسم طباطبايي رييس شاخه‌ي جوانان جبهه‌ي مشاركت ايران اسلامي خير مقدمي را به حضار گفت.

هم‌چنين در اين ضيافت افطاري برخي از رؤسا و اعضاي شاخه‌هاي جوانان و دانشجويان احزاب مجمع نيروهاي خط امام(ره)، حزب اعتدال و توسعه، حزب اعتماد ملي، خانه‌ي كشاورز و حزب كارگزاران حضور داشتند و هم‌چنين برخي از اعضاي شوراي مركزي جبهه‌ي مشاركت ايران اسلامي هم‌چون حجاريان، محمد رضا خاتمي، رمضان‌زاده، آذر منصوري و مرتضي مبلغ معاون سياسي سابق وزير كشور به همراه ميردامادي دبيركل اين جبهه حضور داشتند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 2:39  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 

گفتگو

عضو حزب مشاركت خراسان جنوبي خبرداد
برگزاري جلسات مقابله با ردصلاحيت احتمالي اصلاح طلبان خراسان جنوبي

خبرگزاري فارس: رئيس شوراي مركزي حزب مشاركت خراسان جنوبي گفت: بخشي از فعاليت هاي احزاب اصلاح طلب استان چگونگي برخورد با رد صلاحيت هاي احتمالي است و در اين راستا تا كنون جلساتي در استان برگزار شده است.
محمدرضا آقا ابراهيمي در گفت و گو با خبرنگار فارس در بيرجند در پاسخ به اينكه آيا حزب مشاركت خراسان جنوبي مانند برخي احزاب ديگر جلساتي براي مقابله با رد صلاحيت ها برگزار مي كند يا خير، افزود: قطعا بخشي از فعاليت هاي احزاب اصلاح طلب كه بايد انجام دهند همين است و متأسفانه ما در چندين سال اخير درگير يك بازي نابرابر هستيم و نيروهاي اصلاح طلب تا آخرين دقايق نمي دانند چه كسي رد صلاحيت مي شود و چه كساني تأييد مي شوند در حالي كه طرف مقابل از مدت ها قبل تكليف خود را مي داند و برنامه ريزي مي كند.
وي ادامه داد: به طور طبيعي ما براي اينكه تمهيداتي بينديشيم و اين مرحله را پشت سر بگذاريم جلساتي با اصلاح طلبان داشته ايم و با نزديك شدن به انتخابات اين گونه جلسات بيشتر و فشرده تر مي شود.
رئيس شوراي حزب مشاركت خراسان جنوبي در مورد برنامه هاي حزب مشاركت در آستانه انتخابات مجلس هشتم، گفت: جبهه مشاركت به عنوان يك حزب قانوني كه همواره در چارچوب قوانين كشور و قانون اساسي فعاليت كرده مهمترين عرصه فعاليت ورزي را انتخاب مي داند و همواره در انتخاباتي كه بعد از تشكيل حزب اتفاق افتاده است سعي كرده نقش خود را به عنوان يك حزب قانوني اجرا كند.
آقا ابراهيمي تصريح كرد: در انتخابات مجلش هشتم نيز جبهه مشاركت قصد دارد با تمام توان در اين انتخابات شركت كند و اهداف اصلاح طلبانه اي كه در حزب است از طريق صندوق هاي رأي و از طريق شركت فعال پيگيري مي شود.
وي در پاسخ به اينكه ائتلاف اصلاح طلبان خراسان جنوبي به كجا انجاميده است، افزود: با تجربياتي كه در 3 انتخابات گذشته خصوصا در انتخابات شوراي شهر سوم كسب كرديم شعار مشاركت، ائتلاف حداكثري و مطالبات حداقلي است و جبهه مشاركت قصد دارد با ساير احزابي كه در جبهه اصلاحات حضور دارند و فعال هستند به يك ائتلاف حداكثري دست پيدا كند و مطالبات خود را در حداقل ممكن تنظيم كند.
رئيس شوراي حزب مشاركت خراسان جنوبي اظهاراميدواري كرد، كه با دستيابي به چنين ائتلافي در سطح ملي و منطقه اي بتوانيم بازگشت خوبي به عرصه تصميم گيري و در مراحل بعدي به عرصه اجرايي كشور برداشته باشيم.
رئيس شوراي حزب مشاركت خراسان جنوبي همچنين در پاسخ به اين سوال كه نظرتان در مورد بحث احزاب چيست، گفت: نگراني كه همه احزاب اصلاح طلب در سطح ملي و منطقه اي دارند رد صلاحيت هاي گسترده اي است كه متأسفانه در انتخابات مجلس هفتم شاهد بوديم و به نوعي در شرايط فعلي پيش بيني مي شود كه اين رفتار ها در انتخابات مجلس هشتم هم تكرار شود كه اگر چنين اتفاقي بيفتد طبيعتا تصميم گيرندگان نبايد انتظار داشته باشند كه احزاب اصلاح طلب در حركتي شركت كنند كه خدشه دار است.
آقا ابراهيمي خاطرنشان كرد: اگر رد صلاحيت ها مانند مجلس هفتم بي رويه و غير قانوني صورت گيرد قطعا انگيزه شركت هم در مردم و هم در احزاب اصلاح طلب به شدت تضعيف مي شود و اين مغاير با رهنمودي است كه به عنوان اتحاد ملي و انسجام اسلامي تعيين و اعلام شده است.
وي گفت: از نظر همه احزاب اصلاح طلب تنها شرط شركت همه احزاب اصلاح طلب و نيروهاي اصلاح طلب در انتخابات برگزاري انتخاباتي آزاد و قانونمند در انتخابات است و اميدواريم در مرحله رد صلاحيت ها چه توسط هيئت هاي اجرايي كه اخيرا همسو و همفكر با هيئت نظارت هستند و چه توسط هيئت نظارت انشاءالله شاهد قانون شكني نباشيم و بر اساس قانون دقيقا اجرا شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 0:45  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 

گفت و گو

در صورت برگزاری يك انتخابات قانوني و رقابتي پیش بینی کرد
دکتر آقاابراهیمی: در انتخابات مجلس هشتم شاهد تکرار حماسه دوم خرداد خواهيم بود

در بحبوحه بحران (بين مجلس و شوراي نگهبان) ‌در بحث تائید صلاحيت ها مسأله حاكميت دو گانه و خروج از حاكميت مطرح شد و در اين زمينه استانداران وزرا و حتي نمايندگان مجلس وقتي رد صلاحيت شدند گفتند ما استعفا مي دهيم تا چه حد اين بحث صحت داشت الان پس از گذشت 4سال از عمر مجلس هفتم و انتخابات مجدد وضعيت چه طوري است جبهه مشاركت انتخابات مجلس هفتم را تحریم كرد آيا پس از گذشت زمان حزب مشاركت مي خواهد به عنوان يك اپوزوسيون خارج از حاكميت كار كنند ويا در چارچوب نظام كار انجام دهد اگر شق دوم درست است تغيير نگرش در تفكر مشاركت اتفاق افتاده يا تغيير مشي حاكميت باعث شده كه به یک تعاملی برسیم و جبهه مشاركت به این نتیجه برسه که می تواند در چارچوب حاکمیت کار کند
اشتباهي در صحبت شما بود که تصحیح می کنم. جبهه مشاركت انتخابات مجلس هفتم را تحريم نكرد چون تحریم یک بار حقوقی دارد و اینکه یک حزب لیست ندهد با بحث تحریم متفاوت است. جبهه مشاركت قطعاً آن آنتخابات راتحريم نكرده بود. سؤال شما اساساً مبتني بر یک پیش داوري در خصوص انتخابات مجلس هشتم است . شما بنا را بر اين گذاشتيد كه جبهه مشاركت فعالانه در انتخابات مجلس هشتم شركت مي كند و برای شما این سوال پیش آمده كه جبهه مشاركت كه در مجلس هفتم شركت نكرده چطور شده كه در انتخابات مجلس هشتم شركت مي كند. اين چنين پیش داوري هایی درست نيست چون هنوز 6 ماه ديگر تا انتخابات باقي مانده است .اين كه انتخابات به چه سمتي مي رود و تایید صلاحيت ها و رد صلاحيت ها به چه صورت خواهد بود ، وقتي كه اتفاق افتاد مي توانيم قضاوت كنيم. نگراني كه در انتخابات مجلس هفتم وجود داشت امروز هم وجود دارد و اين نگراني فقط مختص جبهه مشاركت نيست و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی و بقيه اصلاح طلباني كه تحت عنوان پيش رو شناخته شدند هم این نگرانی را دارند . حتی شخص آقای خاتمی ، به عنوان كسي كه سعي كرده در جبهه اصلاحات اعتدال و ميانه روي ايجاد كند ، خود ايشان هفته گذشته گفتند که ما انتظاراتي از انتخابات داريم و منتظريم كه اين انتظارات برآورده شود. ما بايد صبر كنيم ببينيم اين انتخابات چگونه برگزار خواهد شد. اگر رد صلاحيت ها به همان صورت گسترده و غير قانوني كه در انتخابات مجلس هفتم رخ داد در انتخابات مجلس هشتم هم اتفاق بیافتد نبايد انتظار داشت كه همه تشكل هاي اصلاح طلب به طور وسيع و گسترده در چنين انتخاباتي شركت كنند.
 
البته مساله پیش داوري به خاطر اخباري است كه از جبهه دوم خرداد به گوش مي رسيد ، صحبت هاي آقای كروبي وبقيه دوم خرداد كه مي گفتند وحدت شكني نكنيد ، به نظر می رسید مشاركت قصد دارد كه دراين زمينه وارد عمل شود
استراژي جبهه مشاركت وهمه اصلاح طلبان هميشه مشخص بوده است. سياست ورزي كه جز از طریق صندوق راي امكان پذير نيست. جبهه اصلاحات و حركت آن همواره در چارچوب قانون اساسي و نظام جمهوری اسلامی بوده است و امروز هم همين است و هيچ تغييري نكرده است. مساله اين است كه در انتخابات مجلس هفتم با برخورد غیر قانونی که شورای نگهبان در رد صلاحیت گسترده کاندیدا ها انجام داد امكان مشاركت و سياست ورزي از طريق صندوق راي را از طيف وسيعي از تشكل هاي سياسي و مردم گرفت و آن ها هم به طور طبيعي در انتخابات شركت نكردند و راي ندادند و شايد هم برخی راي دادند. امروز هم هيچ تفاوتي نيست. جبهه مشاركت و بقيه اصلاح طلبان هميشه گفته اند كه اصلاحات هميشه در چارچوب قانون و نظام است و به اعتقاد من اصولا بحث اصلاحات بازگشت به قانون اساسي و آرمان هاي انقلاب اسلامی است. من شخصاً معتقدم كه در جاهايي انحرافاتي در انقلاب و آرمان هاي انقلاب و آرمان های قانون اساسي اتفاق افتاده است ، من به عنوان يك اصلاح طلب حرفم اين است كه اين انحرافات نبايد اتفاق بيافتد. بنا براين حركت اصلاحات هميشه در چارچوب قانون اساسی بوده و الان هم اگر 6 ماه ديگر امكان سياست ورزي و مشاركت در اختيار مردم وگروه هاي سياسي قرار داده نشد و اجازه ندادند كه گروهها از حق قانوني خودشان براي انتخاب كردن و انتخاب شدن استفاده كنند نبايد انتظار داشت كه گروههاي سياسي بيايند پیاده نظام حركتي شوند كه بر خلاف مصالح كشور و نظام می دانند.
 
در حالي كه كرسي هاي مجلس دست دوم خرداد و طيف اصلاح طلب بود ، به اين نتيجه رسيدند كه نمي توان در اين چارچوب كاركرد ، آيا آن حاكميت دو گانه اشتباه بود . فرض كنيد تاييد صلاحیت آن طور که شما می خواهید انجام شود و شما برید مجلس آيا شما فكر نمي كنيد بعد از 3 سال به همان مرحله خواهيد رسيد و خواهید گفت که اصلاحات به بن بست خورده است و انسداد سیاسی رخ داده است
يك مشكلي كه ما در كشور داريم ، عمومي كردن و تعميم دادن قضايا است. بحث خروج از حاكميت توسط يك قشر بسيار كوچك و در بخش كوچكي از نيروهاي اصلاح طلب مطرح شد و خيلي زود هم فروکش كرد و اينكه ما آن را به همه اصلاح طلبان تعميم دهیم درست نيست.
 
مشكلي كه دوم خرداد با آن دست به گريبان بوده اين است كه شفافيت در داخل جبهه دوم خرداد زياد نبوده يعني اين كه دیدگاهها و نظراتی در داخل جبهه دوم خرداد بیان می شد و هیچ یک از گروههای دوم خردادی آن را نفی نمی کردند و مرز خود را نسبت به آن دیدگاه تعیین نمی نمودند و بنابراین کسانی كه خارج از جبهه دوم خرداد هستند این گونه فکر می کنند که این دیدگاه و تصمیم اکثریت گروههای دوم خردادی است و به اکثریت گروهها تعمیم داده خواهد شد
خوب شما طبیعتا حق دارید که برایتان چین ابهامی پیش بیاید ولی مقداري كار تبليغاتي شد توسط دستگاه هايي كه مخالف جريان اصلاحات بودند و هستند و اين چنين مسائلي را بزرگ نمايي کرده و به آنها دامن مي زنند . به هر حال بحث خروج از حاكميت بحثي بود كه توسط اقليت بسيار محدودي مطرح شد و اصولاً نام جبهه دوم خرداد خودش گویاست. "جبهه" يعني يك مجموعه سیاسی كه طيف بسيار وسيعي از نظرات مختلف را در بر مي گيرد . در طرف مقابل جبهه اصلاحات هم عملاً با جبهه اي كه خودش را اصولگرا ناميده است مواجه هستيم كه بين دو سر آن هم اختلافات بسيار زيادی وجود دارد. ما راهي جز سياست ورزي بر اساس قانون اساسي و از طريق صندوق راي نمي شناسیم. بنابراين تا جايي كه مي توانيم بايد در چارچوب نظام و حركت اصلاحي فعاليت خودمان را ادامه دهيم و جايي كه امكان به ما داده نشد طبيعتاً ما هم تكليفي نداريم . مباحثي كه اطراف مجلس ششم رخ داد ، بحث تحصن و استعفا به علت اعتراض به برخورد غير قانوني شوراي نگهبان بود. خداوند نیز صراحتاً در قرآن فرموده است که: "من دوست ندارم كه كسي داد بزند وصداي خود را بلند كند ، مگر آن كه مورد ظلم واقع شده باشد". واقعاً در آن جا به كساني ظلم شده بود و آن ها هيچ چاره اي جز داد زدن نداشتند و متاسفانه رسيدگي هم نشد. من پيشنهاد مي كنم به شما به عنوان يك رسانه كه بررسي كنيد كه در آن زمان شخص رئيس جمهور و رئيس مجلس به دنبال اين بودند كه انتخابات را برگزار نكنند به خاطر اينكه ميزان رد صلاحيت ها بسيار زياد بود و مقام رهبري دستور دادند كه انتخابات به موقع برگزار شود و بعد رسيدگي شود . انتخابات توسط دولت برگزار شد ولي امروز با گذشت 5/3 سال ا ز آن انتخابات شايد لازم باشد كه ببينيم آیا اين بررسي و رسيدگي انجام شد ؟ كجا رسيدگي شد ؟ آيا آن هزاران نفري كه رد صلاحيت شدند حتي در مورد يك نفر هم اشتباه نشده بود؟ آيا عقل انسان مي پذيرد كه سيستمي آنقدر دقيق باشد كه چند هزار نفر را رد کند و يك نفر خطا نباشد؟ خوب است كه در این مورد بررسي و نتیجه به مردم اطلاع داده شود.
 
نقاط ضعف و قوت مجلس هفتم چیست و عملکرد آنرا در مقایسه با مجلس ششم چگونه می بینید؟
بزرگترين ضعف مجلس هفتم را در اين مي بينم كه به جاي مصالح دراز مدت كشور ، به پيروزي در انتخابات رياست جمهوري نهم و مسائلي از اين قبيل فكر كردند. بارز ترين نمونه طرح تثبيت قيمت ها بود كه در اولين سال مجلس هفتم تصويب شد و شخص آقای حداد عادل مصاحبه كرد و گفت كه اين عيدي مجلس هفتم به ملت ايران است. در حالي كه اغلب صاحب نظران اقتصادي مي گفتند كه اين كار ضرر هاي جبران ناپذيري به كشور وارد خواهد كرد ، اما كاملا مشخص بود که نگاهشان براي گرفتن رياست جمهوري بود و اين چنين ضرر هايي به مملكت وارد كردند و آثار آن را هم امروز به عینه مي بينيم . مشكلات بنزين ، بد هي هاي عظيم شركت هاي آب و برق و ... اما حالا آقای حداد عادل در دفاع از افزایش 25 درصدی قیمت بنزین گفته اند كه وقتي در سال 15-10 درصد تورم داريم بی معني است كه قيمت بنزين ثابت بماند! اين ها چنین حركت هايي را انجام دادند كه بتوانند قوه ي اجرايي را در دست بگيرند. تضعيف بعد نظارتي مجلس را به شدت در اين دوره شاهد بوديم و مجلس هفتم از اختيارات خود تا آنجا كه مطلوب بود استفاده نکرد. در مجلس ششم كارهاي اساسي انجام شد مثل: اصلاح قانون ماليات ها ، تسهیل سرمايه گذاري خارجي ، طرح توازن منطقه ای مربوط به استان های محروم ، تک نرخی شدن قیمت ارز و حركت هایي از اين قبيل كه زمينه را به صورت دراز مدت مساعد مي كرد كه كشور به سمت توسعه و ترقي برود و بسياري از اين ها در مجلس هفتم ناديده گرفته شد. البته اين بدین معنا نيست كه مجلس ششم ضعف نداشته و مجلس هفتم قوت نداشته است. مجلس هفتم هم قطعا نقاط قوتی داشته است که يكي از نقاط قوت مجلس هفتم بحث سهميه بندي بنزين بوده كه دربودجه 86 تصويب شد و دولت زير بار نمی رفت و به خاطر داريم كه سخنگوي دولت و برخي از اعضاي دولت حاضر نبودند اين كار را انجام دهند و حتي در نهايت وقتي كار به فشار رسيد و مجلس فشار آورد ، اين مصوبه با تاخیر توسط دولت اجرا شد و البته الان هم مصوبه مجلس به طور كامل انجام نشده است . بنابراين ، يكي از نقاط قوت مجلس این بود كه به دولت فشار آورد تا كار را انجام دهد ، گر چه که دولت به صورت ناقص و با معايب زيادی اين مصوبه را انجام داد. در مجموع در زمینه مصالح درازمدت کشور و نظام ، مجلس ششم را بسيار موفق تر از مجلس هفتم مي دانم.
 
در گفتگو با بیرجند نیوز عملكرد فعلي نمايده مجلس بیرجند را ضعيف ارزيابي كرده بوديد ، اینجا یک سوال پیش می آید و آنهم اینکه نماينده فعلي مجلس هفتم آقاي عبادي مجلس پنجم كانديد بودند و راي آوردند. با اوج گيري بحث دوم خرداد و اصلاحات در مجلس ششم راي نياورد ومهندس آيتي راي آوردند ، در دور هفتم گفتید رد صلاحيت ها زياد بود ولی در سطح بيرجند انتخابات رقابتي بود به علت اين كه از هر طیفی كانديد وجود داشتند ، با توجه به شناختی كه نسبت به آقاي آيتي و عبادي وجود داشتند باز هم به آقاي عبادي رجوع شد، شما دليل اين رجوع را چه مي دانيد؟
این رجوع دو علت اساسي داشت. دلیل اول تفرقه اي كه بين گروههاي اصلاح طلب بود. از این طیف ، آقای آيتي ، خانم دکتر خاتمي و آقای راشدي در رقابت بودند كه اين باعث شد كه تعداد زيادي از افراد اصولا راي ندهند و اگر مانند انتخابات مجلس ششم شاهد یک اجماع در جبهه اصلاحات بوديم ترديد ندارم كه نتیجه مي توانست تغيير كند . دليل دوم : تبليغات وسيعي كه بر عليه اصلاح طلبان شد. در سطح كشور ما با يك فرايند تخريبي و سياه نمايي مواجه بوديم كه متاسفانه اين فرایند تاثير خود را در بعضي افراد داشت و اين طور وانمود شد كه حركت اصلاح طلبي يك حركت ضد دینی و آمريكايي و بيگانه پرستانه است . در استاني كه سه برابر متوسط كشوري جمعیت تحت پوشش كميته امداد دارد و در استاني كه متوسط درصد بيسوادي آن بسیار بيشتر از متوسط كشوري است ، طبيعتا چنين تبليغات سوئي بر روي افرادي كه شايد دسترسي كامل به اطلاعات ندارند و به قضايا به صورت گذرا و سطحي نگاه مي كنند قطعا تاثير مي گذارد. من اين را بيش از اين كه رجوع به سياستها و تفكر آقاي عبادي بدانم ، بيشتر نتيجه ي تفرقه ي اصلاح طلبان و سياه نمايي دستگاه هاي تبليغاتي عليه اصلاحات می دانم. نكته ديگر اينكه شايد عدم تقسيم استان خراسان ، كه تا زمان برگزاری انتخابات مجلس هفتم انجام نشد ، در راي بعضي ها تاثير گذار بود. 
 
در آن زمان اوج قدرت گروههای دوم خردادی بود و مجلس و دولت در اختیار آنها بود همچنین روزنامه های بیشماری که از آنها حمایت می کرد . تضعیف دو جناح توسط هر کدام از آنها انجام می شد ولی حجم سیاه نمائی که شما می گوئید تا آن اندازه نبود چون دوم خرداد هم از ابزار های تبلیغاتی خود به خوبی استفاده می کرد 
اين بحث مشخص مي كند كه ما اختلاف نظر داريم و این البته طبيعي است. در بحث رسانه ها با توجه به اينكه تاثير گذارترين رسانه در كشور ما رسانه ملي است كه پوشش داخلي بیش از 95 در صد كشور را دارد و اين رسانه به طور كامل در اختيار جريان ضد اصلاحات بوده و هست. تنها به عنوان یک مثال ، در قضيه كنفرانس برلين سيمای ج ا. تصاویر را دستكاري كرد و تصاوير رقص یک نفر و لخت شدن یک نفر دیگر که مربوط به جلسه روز دوم بود را اول نشان داد و بعد تصاویر مربوط به جلسه روز اول را نشان داد. در نتیجه ، به بیننده اینچنین چنان القا كرد كه افراد ايراني حاضر در جلسه نشسته اند و رقص وآن حركات را ديده اند! در صورتي كه اين طور نبوده و همه اعضا هیات ایرانی به محض شروع آن حرکات ناهنجار ضدانقلابیون جلسه کنفرانس راترک کردند و حتی آقای اکبر گنجی ، که به همین دلیل 6 سال زندانی بود ، روز دوم کنفرانس به دلیل سرماخوردگی در هتل بود و اصلا در محل کنفرانس حاضر نبود! رسانه ملي در چند سال اخير رسالت سياه نمايي و ضربه زدن به جریان اصلاحات را بر عهده داشت. در حال حاضر هم این رسانه تبديل به روابط عمومي دولت شده و جوري رفتار مي كند كه گویی در 25 سال بعد از انقلاب هيچ كاري انجام نشده و همه اقدامات مفید در همین دو سال اخير انجام شده است! نقش سياه نمايي و تبليغات سوء بسيار زياد بوده است. در نماز جمعه و تریبون های مختلف هم توسط افراد مختلف و با استفاده از احساسات ديني مردم صحبت هايي مي شده و از طریق دادن نسبت هاي غلط به جريان اصلاحات توانستند مردم را تحريك كنند كه نتيجه آن را در انتخابات مجلس هفتم ديديم.
 
با اوج گيري تبليغات جبهه دوم خرداد ، با تبليغات كه روزنامه ها كرده بودند صدا و سیما را به سیمای لاریجانی تشبیه کردند و این گونه بیان می شد و در اذهان جا افتاده بود که هرچه صدا و سیما می گوید بر عکس آن درست است.
در همه طبقات اجتماع اين طور نيست. در طبقاتي كه از تحصيل وآگاهي اجتماعي كمتري برخوردار هستند اين جوري نیست. هستند اقشاري كه آنچه از صدا وسيما مي شنوند را به عنوان وحی منزل مي دانند. از انتخابات شوراي دوم به بعد ، جبهه اصولگرا ، با 25-20 در صد آراي مردم سر كار هستند . واين جوري نيست كه بگويم 80 درصد آراي مردم را دارند . آقای احمدي نژاد در دور اول پنج میلیون و ششصدهزار راي آورد و در دور دوم هم که 17 میلیون رای آورد از بین 48 میلیون رای دهنده بود که کمتر از 36 درصد کل رای دهندگان است ودر 27-26 سال بعد از انقلاب رئيس جمهوري نبوده كه كمتر از 50 در صد راي داشته باشد. بنابراين ، اين تبليغات سوء در طبقاتی از اجتماع تاثير گذار بوده و در چند انتخابات اخير همان 25- 20 درصد كافي بود كه جريان اصلاحات نتواند به قدرت برسد . 
 
نظرتان نسبت به اختلافاتي كه الان در جبهه دوم خرداد به وجود آمده چیست ، چشم انداز ائتلاف در كشور و در استان را چگونه مي بينيد ؟
ما اخیرا شاهدکمتر شدن اختلافات در جبهه اصلاح طلبان هستیم و بر عکس اختلافات بين اصول گرايان افزایش يافته است. دليل اين امر اين است كه در 2 سال اخير كه اصلاح طلبان از قدرت دور بودند فرصت تامل و تعمق داشتند و بر عكس اصولگرايان كه تمام مملكت را به صورت يكدست در اختيار دارند در بحث تقسيم غنائم به طوركامل به درگيري كشيده شده اند و اختلافات آنها بیشتر شده است . اختلافات طبيعي است. من معتقدم در ايران ما از لحاظ حزبي وسياسي ضعيف هستيم و این هم به دليل حملاتي است كه ارباب قدرت به احزاب مي كنند. همين چند وقت پیش شخص رئيس جمهور حمله شديدي به مقوله تحزب كرد و حرف هايي زد كه برخي دور از واقعيت و انصاف بود تا جايي كه حتی دبير کل حزب مؤتلفه هم به شدت به این موضوع اعتراض کرد. ارباب قدرت اجازه نداده اند در كشور ما فرهنگ تحزب ایجاد شود . در دولت قبل مبلغ ناچيزي براي تقويت احزاب اختصاص يافت و اتفاقا بيشترین مبلغ را هم حزب مؤتلفه به دليل سازماندهي خوبي كه داشت مي گرفت اما در اين دولت اين مبلغ حذف شد و اين نشانگر اين است كه قصد دارند که تحزب از بين برود و حزب وجود نداشته باشد ، در صورتي كه خودشان در قالب تشکیلات دیگری به صورت پشت پرده از منافع و مزاياي كار حزبي بهره می برند اما به الزامات آن پايبند نيستند . چون ما به لحاظ تاريخي در کارهای حزبی ضعیف هستیم ، هر كس فكر مي كند كه خودش بايد کاندیدا و نماینده شود . من ریشه اختلافات را در نبود فرهنگ تحزب می دانم و به این دلیل این اختلافات بیشتر بروز می کند. اینکه آينده ائتلاف چه می شود قابل پيش بيني نيست . با شرايطي كه امروز وجود دارد ، به نظر می رسد که انتخابات مجلس هشتم مانند مجلس هفتم خواهد بود. اگر بدتر نباشد بهتر هم نخواهد بود و به دليل رد صلاحيت های گسترده غیر قانونی و دخالت بعضی نهادها در انتخابات ممکن است بدترهم باشد كه در اين صورت بخشی از اصلاح طلبان تمایل به شركت نخواهند داشت . البته درصد کمی از اصلاح طلبان معتقدند که باید به هر قيمتي وارد قدرت شد که در اين صورت ممكن است اختلافات بيشتر شود . فعلا بيشترين اختلافات در جناح مقابل جبهه اصلاحات ، یعنی در جبهه اصول گرايان ديده مي شود . البته در این خصوص هشدارهايي هم توسط برخی از بزرگان اصولگرا داده مي شود اما به نظر مي رسد كه بعضي عناصر تازه به قدرت رسيده به هيچ وجه حاضر نيستند به الزامات كار گروهي تن دهند و ضربه آن را هم در انتخابات شورای سوم شهر تهران ، كه این طیف تازه از راه رسیده راي نياورد ، خوردند. به هر حال ، ائتلاف گسترده و فراگیردر جبهه اصلاحات در انتخابات منوط به سلامت انتخابات و تضمين حداقل هاي انتخابات است . اگر انتخابات بدون حداقل ها برگزار شود مطمئن هستم كه ائتلاف فراگيري رخ نمي دهد.
 
اگر تاييد صلاحيت ها به شكل مجلس ششم باشد فكر مي كنيد شاهد شكل گيري دوم خرداد دیگری خواهيم بود ؟
با عملكرد بسیار ضعيف دولت نهم قطعا می توانیم دوباره شاهد یک خيزش ملي باشيم . دولت نهم و مجلس هفتم بعد از چند سال از سرکارآمدن شان در براورده کردن شعارهای اصلي خود مطلقا موفق نبوده اند. مثال های این ناتوانی عبارتند از : تورم افسار گسيخته ، بی عدالتی و فاميل سالاري که به خصوص در دولت نهم دیده می شود ، وضعيت نا مطلوب در سياست خارجي که بر خلاف ادعاهايي كه آقايان مي كنند ، ايران متاسفانه در حال حاضر بيش از هر زمان ديگري در انزواي بين المللي قرار دارد ، ‌قطع نامه هايي كه توسط شوراي امنيت براي اولين بار بر عليه ايران صادر شده است ، در صورتی که ‌ما حتي درزمان جنگ تحميلي هم قطع نامه و تحريم شوراي امنيت نداشتيم . متاسفانه تا به حال دو قطع نامه بر علیه ایران صادر شده و فرانسه به دنبال اين است كه قطع نامه سوم هم صادر شود که امیدوارم اینگونه نشود. ضعف عملكرد دولت نهم و شرايط نامطلوب داخلي و خارجي شرایطی را فراهم كرده است كه اگر يك انتخابات قانوني و رقابتي برگزار شود ، قطعا دوباره شاهد تکرار حماسه دوم خرداد خواهيم بود.
 
آیا قطع نامه های صادر شده ناشی از یک سری اقدامات در دولت قبل نبود مثل توافق سعد آباد و بروکسل ؟
قطع نامه هايي كه بر علیه ایران صادر شده محصول اقدامات دولت هاي قبل نبود بلکه دقيقا محصول چرخش هاي 180 درجه اي بود كه دولت نهم ايجاد كرد و چاشنی آن حرف هاي بسيار نسنجيده ای بود كه توسط مسئولین دولت نهم زده شد ، مثل بحث هولوكاست و دعوت از نژادپرستان آمريكایی كه در تهران با رئيس جمهور ما ديدار كردند ، كه اين كار بسيار تاسف برانگيز بود . قطع نامه ها محصول سياست هاي غلط دولت نهم بود . در خصوص سیاستهایی که قبل از دولت نهم اتفاق افتاد بد نیست نکته ای را عرض کنم . در دیداری که در زمان مسئولیتم در دانشگاه بیرجند با مقام رهبري داشتیم ، رئیس یکی از واحدهای دانشگاه آزاد گفت که به قول دکتر شریعتی ، تا به حال هیچ قرار داد استعماری توسط یک روحانی امضا نشده است. اشاره او به دکتر حسن روحانی بود که هم شغلش روحانی است و هم اسمش روحانی. مقام رهبری در پاسخ گفتند : "به هیچ وجه اینطور نیست. نگرانی و پیگیری شما خوب است ولی این مسئله یک مسئله ملی است و در سطح ملی دارد مدیریت می شود". در صحبت های اخیر رهبری هم آمده است که آنچه در دولت هاي قبلي رخ داد ، مثل توافق سعد آباد ، همه تصمیمات نظام بود . 
 
اگر بپذیریم که این مسئله به صورت ملی مدیریت می شده هم در زمان دولت اصلاحات ومجلس ششم و هم در این زمان مدیریت به صورت ملی و توسط نخبگان انجام می شود و فراجناحی است و هم در دولت آقای خاتمی و هم در این دولت رویکرد به این مسئله یک رویکرد دولتی نبوده رویکرد کل نظام بوده و اگر چرخش 180 درجه ای می بینم این رویکرد دولت نهم نبوده است.
یک نکته ای که باید بگویم این است که حداقل مجلس ششم هيچ نقشي در بحث هسته اي نداشت و حتی مجلس هفتم هم فكر مي كنم نقشي ندارد و این پرونده بیشتر به شوراي عالی امنيت ملی مربوط است. اینگونه هم نیست که به صورت فراجناحی و توسط نخبگان مدیریت می شود . بسیاری از نخبگان از این فرایند بدور هستند و نمی دانم تا چه حد این مدیریت فراجناحی است . در زمان دولت آقای خاتمی ، آقایان روحانی و لاریجانی هردو عضو شورای عالی امنیت ملی بودند و هنوز هم هستند. در آن زمان آقای لاریجانی در مصاحبه ای می گوید که مسئولین پرونده هسته ای در غلطان دادند و آب نبات گرفتند! همین فرد وقتی در زمان آقای احمدی نژاد دبیر شورای عالی امنیت ملی می شود ، اقدامات گذشته را محکوم می کند و می گوید نگاه به غرب اشتباه بود و باید رویکرد نگاه به شرق داشته باشیم و می رود با چین و روسیه و هند 5 ماه وقت می گذارد. بعد هم وقتی به نتیجه نمی رسد بر می گردد به همان جایی که در گذشته بودیم! با این تفاوت که الان در موضع ضعف قرارداریم. آن موقع اروپا حاضر بود در یک سطح برابر با ما مذاکره کند اما امروز می گوید من شرط دارم. پرونده ما از آژانس به شورای امنیت نرفته بود اما الان 2 تا قطعنامه شورای امنیت پشت سر ماست . خوب این اشتباهات یک جایی اتفاق افتاده و این اشتباهات هم بعد از آمدن این دولت رخ داده است.
 
با وجود اینکه راه اندازی UCF و غنی سازی تبعاتی داشته است و 2 قطعنامه بر علیه ما صادر شده اما باز هم فکر می کنید ما برگشتیم به نقطه اول و از موضع ضعف هستیم . به هر حال از آن چیزی که ما را می ترساندند یعنی قطعنامه و تحریم اتفاق افتاد واز آخرین حربه خود ، که فرستادن پرونده به شورای امنیت بود ، هم استفاده کردند. اما در عین حال در هفته اخیر ما با آژانس توافق کردیم و بعضی از ابهامات نیز بر طرف شده است.
اشتباه شما این است که می گویید آنها تیر آخر خود را رها کردند. به نظر می رسد که این تازه شروع کار است که امیدوارم اینگونه نباشد. با اینکه روزنامه کیهان را قبول ندارم اما حتی همین روزنامه کیهان ، که به اعتقاد من یک طیف افراطی بر علیه مصالح ملی آن را اداره می کنند ، پس از توافق اخیر با آژانس که رئیس جمهور با خوش بینی گفته بود پرونده هسته ای بسته شد گفت که پرونده بسته نشده و این شروع راه است . به نظر من هنوز تیر نهایی رها نشده و پرونده هنوز بسته نشده و این حد نهایی تحریم ها نیست و ممکن است با مسائل دیگری هم روبرو بشویم ، مثل تحریم های شدیدتر سیاسی و اقتصادی یا حتی ممکن است خدای ناکرده جناح نومحافظه کار و جنگ طلب در امریکا بتواند حمله محدود نظامی بر علیه ایران طراحی و اجراء کند . من معتقدم که ما در این وسط ضرر کردیم . روندی که تازه دولت نهم و مسئولین فعلی پرونده هسته ای به نتیجه رسیده اند که باید انجام بدهند قبلا داشت بدون قطعنامه شورای امنیت انجام می شد . متاسفانه دیپلماسی غلط دولت نهم ایران را شدیدا در دنیا منزوی کرده و متاسفانه زمینه روانی لازم را فراهم کرده تا خدای ناخواسته ضربات شدیدتری را هم به ایران بزنند و در دنیا کسی سوال نکند که چرا . در مجموع من معتقدم که در دوسال گذشته اشتباهات فاحشی اتفاق افتاده که متاسفانه هزینه آن را مردم باید بدهند.
 
بحث کاندیداتوری شما تا چه حد صحت دارد ؟
به هر حال من دارم بررسی می کنم . بستگی به شرایط دارد . در کشور ما سیر تحولات به حدی سریع است که اصلا قابل تصور نیست . 4 ماه تا ثبت نام کاندیداها فرصت است و من درحال بررسی شرایط هستم و تصمیم نهایی را انشاالله بر اساس شرایط آن زمان خواهم گرفت.
 
از شما به خاطر فرصتی که به ما داید متشکرم.
من هم از شما تشکر می کنم و امیدوارم در انجام رسالت اطلاع رسانی شفاف و همه جانبه و صادقانه انشاالله موفق باشید.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 14:13  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 

*بيانيه جبهه مشاركت ايران اسلامي-منطقه خراسان جنوبي به مناسبت سالگرد شهادت "معلم انقلاب" دكتر علي شريعتي

 

به نام خدا

 

بيست ونهم خردادماه سال جاري برابر با سي امين سالگرد شهادت بزرگ مردي است كه سهمي بسيار در پيروزي انقلاب و جنبش هاي مردمي ضد استبدادي ايرانيان درنيم قرن گذشته دارد. دكترعلي شريعتي متفكري مبارز،مجاهدي عارف پيشه و معلمي نستوه و روشن ضمير بود كه با تعاليم جديد مذهبي و قرائتي روزآمد و كارا از دين ديگرگون شده و مهجور مانده آن زمان، خوني تازه دركالبد حيات سياسي انقلاب دميد.

 

خدمت بزرگ دكترشريعتي در مبارزه همه جانبه و طاقت فرسايش با سه جبهه فكري آن زمان يعني كمونيسم شرقي،تجدد غربي و تحجرمذهبي كه منجربه گشودن راهي نو تحت عنوان مبارزه با "زر وزور و تزوير" شد،متجلي مي گردد. گرچه متحجران و مبلغان رسمي دين،اين نوآوري بزرگ وي را برنتافتند و با تكفير و توهين و هتاكي قصد تخريب وجه مذهبي و روشنفكري وي راداشتند،اما امروزه با گذشت بيش ازربع قرن همچنان مجموعه آثار وسخنراني هاي وي مورد استقبال و توجه فراوان نسل جديد و تحول خواه ايراني قرار مي گيرد و يكي ازموثق ترين مراجع روشنفكري ديني محسوب مي شود.

 

درهمين راستا جبهه مشاركت ايران اسلامي که نشر آزادنه آثار گرانقدر آن "معلم شهید" را از افتخارات دولت پر افتخار اصلاحات بر می شمارد، تاسف خود را از محدودیت های اخیر اعمال شده در چاپ مجدد برخی کتب و آثار این متفکر ارزشمند ابراز می دارد و این گونه برخوردهای تنگ نظرانه مغایر با اصول اساسی "آزادی اندیشه" و "تضارب آرا" را دور از شأن واژه متعالی "عدالت" میداند.

 

در پایان جبهه مشارکت منطقه خراسان جنوبی ضمن گرامي داشت ياد و خاطره آن بزرگوار، سالگرد شهادت وي راكه قرين با شهادت "ام الائمه حضرت فاطمه زهرا(س)" است را به هم استاني هاي عزيز تسليت عرض مي كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 0:2  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  |