بیانیه شماره ۲
تاریخ: ۱۶/۹/۸۶
موضوع:
بیانیه شاخه دانشجویی جبهه مشارکت ایران اسلامی خراسان جنوبی به مناسبت روز دانشجو
16 آذر ماه هر سال یاد آور خلق حماسه ای است که برای نخستین بار جمعی از دانشجویان دفتر انجمن اسلامی دانشگاه تهران در اعتراض به نقض حاکمیت ملی و اعتلای استقلال کشور به مخالفت با دولت کودتایی "زاهدی" در سال 1332 پرداختند و رژیم پهلوی نیز با وقاحت هر چه تمام تر به سرکوب دانشجویان معترض پرداخت و نتیجه آن به یادگار ماندن 3 شهید دانشجو( شریعت رضوی، قندچی، بزرگیان) از آن واقعه است.
پس از آن جنبش دانشجویی همواره در برهه های حساس تاریخی و سیاسی کشور تاثیر گذار و نقش آفرین بوده که پیروزی انقلاب اسلامی ایران بی شک یکی از آن تاثیر گذاری های بسیار مهم در کنار سایر طبقات جامعه می باشد.
پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی و تاکید امام راحل مبنی بر ادامه فعالیت های دانشجویان با پیشنهاد نام "تحکیم وحدت" از سوی ایشان، این جنبش روحی تازه و حیاتی نو به خود دید. در این میان، این دولت های پس از انقلاب بودند که هر یک به فراخور نوع نگاه و میزان اعتقادشان به دانشجو و دانشگاه بساط نقش آفرینی و تاثیر گذاری این طبقه روشنفکر را آماده می کردند.
امروز با گذشت قریب به 2/5 سال از عمر دولت نهم و نگاهی به وضعیت فعلی دانشگاههای کشور به خوبی می توان نسبت به نوع نگاه دولتیان امروز و میزان اعتقادشان به فعالیت های دانشجویی پی برد.
در اولین ماههای پس از به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد زمزمه هایی مبنی برتصفیه و پالایش اساتید دیگر اندیش و دارای گرایش اصلاح طلبی در دانشگاهها که بعد تحت عنوان " ضرورت انقلاب فرهنگی دوم" در کلام متولیان این امر و شخص رئیس دولت مطرح شد به گوش رسید.
اتفاقی که بعدها جامه عمل به خود پوشاند ومنجر به حذف اساتید برجسته ای مانند: حجت الاسلام دکتر کدیور، دکتر سمتی، حجت الاسلام دکتر مجتهد شبستری و… گشت. بعدها چهره های فرهیخته دیگری از اساتید دانشگاه ها با حکم بازنشستگی زود هنگام و پیش ازموعد مواجه وعده ای نیز با تدابیری برای حداقل ارتباط با دانشجویان تعلیق یا با کاهش ساعات تدریس مواجه شدند.
برخورد سیاسی و نگاه ابزاری به دانشگاه ومقوله علم تا آنجا در دولت نهم پیش رفت که وزیرعلوم در نطقی خواهان لغو بورسیه های تحصیلی اساتید به خارج ودر عوض تحصیل آنان در قم شد! سالی بعد رئیس دولت اصولگرای نهم در همایش " بسیج اساتید دانشگاههای کل کشور"در مشهد تیمی از آنان را مامور تدوین برنامه پنجم توسعه کشور نمود و عملا با نگاهی سیاسی سرنوشت 5 ساله کل کشور را به اساتیدی از یک طیف فکری وسیاسی خاص سپرد وده ها نخبه، مدیرباتجربه و برنامه ریز دیگر را از اعمال نظر برای مملکت باز داشت.
اقدام دیگری که در اولین روزهای به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد رخ داد، لغو برنامه "انتخابی بودن روسای دانشگاها " بود. دولت اصلاحات افتخار آن را داشت که با نظریه " سپردن دانشگاه به دانشگاهیان" و اعتقاد به توانمندی آنان در اداره آن، از دخالت دولت در کانون علم واندیشه جلوگیری کند و با انتخابی کردن روسای دانشگاهها توسط اساتید هر دانشگاه، قیومیت دولت را از دانشگاه بردارد. اقدامی مدنی و دموکراتیک که می رفت در کل کشور به یک رویه تبدیل شود. اما در دولت نهم با کمال تاسف این استقلال عمل از دانشگاههای کل کشور حذف و بار دیگر دانشگاه به نهادی انتصابی و وابسته به دولت تبدیل شود.
انتصابات دردانشگاه نیز به گونه ای است که عملا جانبداری دولت از یک طیف فکری خاص و محدود را القا ودر دراز مدت می تواند آثار سوئی مانند تقابل حوزه و دانشگاه را در بر داشته باشد.
شاهد بزرگ دیگری بر جفای دولت مهرورز نهم در حق دانشگاهیان نظام بودجه ریزی برای دانشگاه ها در دو دوره بودجه ریزی ( سال های 85 و 86) این دولت است. علی رغم افزایش بی نظیر قیمت نفت تا مرز 100 دلار ودرآمدهای کلان کشور، افزایش تک رقمی بودجه دانشگاهها در هرسال ( حتی کمتر از متوسط نرخ تورم در همان سال) و تلاش در جهت انقباضی نمودن فضای دانشگاهها خود گوینده بسیاری از مشکلات است. کافی است در همین زمینه فقط به افزایش بیش از 100 درصدی اعتبارات حوزه علمیه قم و افزایش تصاعدی بودجه برخی نهادهای انتصابی و وابسته مانند صداو سیما و شورای نگهبان نگاهی بیاندازیم .
این رویه کار راتا بدان جا کشانده که هنوز چند ماهی تا پایان سال مانده اکثر دانشگاههای کشور نیازمند شدید تزریق بودجه مجدد و روسای کل دانشگاهها در نامه ای ازرئیس جمهور می خواهند برای سر پا ماندن این نهاد مقدس متمم بودجه به مجلس ارائه کند.
طبیعی است در چنین شرایطی آنچه در میان سیاست های اشتباه متولیان دانشگاه قربانی می شود ساحت علم وتولیدات علمی و رونق پژوهش و نوآوری است . در چنین شرایطی است که دولت بر آن می شود به جای توانمند سازی دانشگاهها و رفع سوء مدیریت از این نهاد با پاک کردن صورت مسئله ودر اقدامی دستوری جهت جلب آراء، فقط و فقط به افزایش بی رویه و فاقد برنامه ریزی شده جذب دانشجو بپردازد،
بدون آنکه برنامه و تمهیدی برای پربار کردن فضای علمی و فرهنگی دانشگاه و یا حتی تسهیلاتی مانند برخورداری از خوابگاه و… داشته باشد. آنچه این روزها در غالب اعتراضات صنفی میگنجد خود بیانگر این حقیقت است.
سیاست های غلط و آسیب زننده دولت اصولگرای نهم تنها محدود به اساتید و دانشگاه نشد، برای اولین بار در تاریخ دانشگاههای ایران، راه یافتگان به دوره تحصیلات تکمیلی این کشور که به لحاظ علمی در سطوح بالاتری از سایر همکلاسی های خود بودند با پدیده بدیع و دولت ساخته "ستاره دار شدن" مواجه گشتند. آن چه در این طرح مد نظر طراحان تئوری "یکدست سازی دانشگاهها" مطرح بود، جلوگیری از ارتقا و ادامه تحصیل دانشجویانی بود که به لحاظ علمی صلاحیتدار اما سلیقه سیاسی متفاوت از حاکمان دولت نهم داشتند. پروژه ای که با سه ستاره شدن( ممانعت از تحصیل) دوستاره شدن ( تعهد کتبی و تذکر) و تک ستاره شدن ( تذکر برای عدم فعالیت های اجتماعی و سیاسی در طول دوران تحصیل) خود را نشان داد و دهها جوان مستعد و پرانگیزه کشوررا که بالاترین سرمایه هر کشوری است، از ادامه تحصیل بازداشت.
اقدام دیگر دولت اصولگرای نهم در تقابل با فضای آزاداندیشی، انحلال دستوری "انجمن اسلامی دانشجویان" در دانشگاههای کشور و پلمپ دفتر تحکیم وحدت بود. برخوردهای سنگین و خارج از عرف قضایی و حقوقی با دانشجویان فعال مطبوعاتی و سیاسی دانشگاه، صدور برخی احکام اخراج و تعلیق از تحصیل و احضاریه های متعدد به کمیته انظباطی همه و همه فضای امنیتی و پلیسی جدید را بر دانشجویان چنان محدود ساخته که حتی فعالان فرهنگی و هنری دانشگاه نیز با آن دست به گریبانند.
در چنین شرایطی جبهه مشارکت ایران اسلامی منطقه خراسان جنوبی ضمن تاکیید مجدد برتمام حقوق صنفی، علمی و سیاسی دانشجویان با هر نگرش و نگاه اعتقادی، باز شدن فضای فکری و رونق اندیشه ورزی در دانشگاه را "حق مسلم " دانشجو می داند و معتقد است آنانی که در دوره اصلاحات مخالفتشان را با دیگر اندیشی وآزادی های سیاسی دانشجویان با خلق حادثه شوم 18 تیر 87 که منجر به شهادت یک دانشجو و ضرب و جرح صدها دانشجوی دیگر کوی دانشگاه تهران شد، نشان دادند هرگز نمی توانند پاسبان مناسبی برای تکریم علم و پژوهش ومدیریت کارشناسانه در دانشگاه باشند، لذا بار دیگر ضمن تاکید مجدد بر عدم دخالت دولت در نهاد دانشگاه و اعتقاد به استقلال علمی و مدیریتی این نهاد وابرازهمدردی با خانواده همه دانشجویانی که در این مدت قربانی تنگ نظری جناح حاکم شده اند، از مدعیان مهرورزی و عدالت گستری می پرسد: آیا در سالی که به نام اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامیده شده است، برگذاری انتخابات هشتمین دوره مجلس در 24 اسفند ماه ( 5 روز تا آغاز سال نو) و در شرایطی که مجموعه اساتید و دانشجویان دانشگاههای کل کشور در تعطیلی برای سال جدید به سر می برند، جز اقدامی برای خلع ید کردن از فعالین دانشگاهی برای تاثیرگذاری بر سرنوشت کشور است؟
جز کاستن از نقش علمی و روشنگرانه دانشگاهیان در انتخابات آینده در شرایط حساس بین المللی فعلی است؟
شاخه دانشجویان جبهه مشارکت خراسان جنوبی از مجریان و ناظران انتخابات پیش رو می پرسد: براستی اصولگرایان برخوردار از قدرت بی حدو حصر حاصل از حاکمیت یکدست را چه شده که زمان برگزاری انتخابات مجلس را به هنگامی موکول می کند که دانشگاهها تعطیل، دانشجویان در خانه ها و بدوراز نهادها، مطبوعات وانجمن هایشان ومردم نیز در تدارک فراهم کردن جشن سال نو هستند و پس از آن نیز تعطیلات طولانی مدت سال نو فرا می رسد؟
والله علیم بذات الصدور
شاخه دانشجویان جبهه مشارکت ایران اسلامی- منطقه خراسان جنوبی، پائیز1386