تبليغاتX
ایران برای همه ایرانیان
وبلاگ شاخه جوانان و دانشجویان منطقه خراسان جنوبی جبهه مشارکت ایران اسلامی

ستاری‌فر: جبران ضربه احمدی‌نژاد به اقتصاد 20 سال طول می‌كشد

نوروز:دکتر «محمد ستاری‌فر» رییس سابق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، طی سخنانی در دفتر جبهه‌مشاركت منطقه اصفهان گفت: برای جبران ضربه‌ای که در این دوسال به خاطر تزریق پول نفت به اقتصاد کشور وارد شده حداقل20سال زمان نیاز است.

وی با اشاره به مدل‌های اقتصادی موجود در دنیا آنها را به چهار نوع سیاست اقتصادی تقسیم كرد و گفت: این چهار مدل شامل؛ «بازار ـ بازار» که اقتصاد کاملا آزاد است، «بازار ـ دولت» که در این مدل اقتصاد بازار بالا دست است و دولت پایین دست، مانند کشورهای پیشرفته اروپایی، مدل «دولت ـ بازار» به اندازه‌ای که اقتصاد یک کشورعقب افتاده باشد و مدل چهارم «دولت ـ دولت» که اقتصاد کاملا کمونیستی است و فقط در کتاب‌ها و نظریات موجود است حتی اقتصاد کره شمالی هم90 درصد دولت و10 درصد بازار است.

وی توضیح داد: ما به گونه‌ای برنامه‌ریزی کرده بودیم که در برنامه چهارم توسعه اقتصادی کشور ما از مدل «دولت ـ بازار» به مدل «بازار ـ دولت» ارتقا یابد.

رییس سابق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی افزود: ایران و مالزی برنامه اقتصادی خود را همزمان از1950 تا 1980 میلادی اجرا کردند در حالی که اواخر دهه 80 مالزی زیرساخت های لازم را بدست آورد و اقتصاد خود را مدل بازار دولت پیدا کرد ولی کشور ما به دلیل وجود دولت نفتی به صورت دولت ـ بازارباقی ماند.

وی تصریح کرد: اینکه گفته می‌شود 80 درصد دارایی ها متعلق به دولت است؛ درست نیست چرا که دولت با احتساب نهادهایی مانند بنیاد مستضعفان و بهزیستی چیزی در حدود40 درصد دارایی های کشور را در اختیار دارد ولی بانک ملی که دارایی های مردم در آن است در اختیار دولت است و برای آن تعیین رویه می کند؛ یعنی در واقع نرم افزارهای اقتصادی کشور در اختیار دولت هستند.

وی با اشاره به دهه 50 گفت: این یک اصل ثابت است که در هر جای دنیا انقلاب شود دولت بزرگ می‌شود جنگ نیز یکی دیگر از عوامل بزرگ شدن دولت‌هاست لذا ما باید خود را در دهه 50 اصلاح می کردیم ولی علاوه بر اینکه اصلاح انجام نشد یک انقلاب و یک جنگ راهم پشت سرگذاشتیم که هرکدام به بزرگترشدن دولت کمک کرد، نفت نیز به بزرگترشدن آن کمک کرد، به علاوه بخاطر وجود نفت دولت به مردم نیازمند نیست هر زمان هم نفت بیشترشده وضع بدترشده است.

ستاری فر اظهار كرد: قرار شد در برنامه چهارم توسعه بازار و جامعه مدنی تقویت شوند و دولت نیز کوچک شود؛ سند چشم انداز ایران نیز این‌گونه طرح ریزی شد و به تایید مقامات عالیه كشور هم رسید در واقع این دو برنامه حاصل کار پنج هزار نفر متخصص بود.

وی اضافه کرد: مهم قدم به جلو برداشتن است نه اینکه دائم ایراد بگیریم که این قسمتش آمریکایی ا‌ست و این قسمتش انگلیسی!

او شرط اول برای توسعه در کشورهای جهان سوم را «اصلاح دولت» معرفی کرد و ادامه داد: منظور از دولت کل نظام است که منجر به پدیده حضور مردم می‌شود که ماحصل آن نیز تشکیل بخش خصوصی است. اگر دولت به بخش خصوصی بگوید مثل من فکرکن و یا برعکس یک فاجعه به وقوع می پیوندد، در حالی که مجلس هفتم و دولت نهم علنا اعلام کردند که اعتقادی به بخش خصوصی ندارند.

رییس سابق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی درباره وضعیت فعلی اقتصاد کشور اظهار کرد: در حال حاضر برخی مسوولان گیج شده‌اند و می‌پرسند چرا رشد برخی شاخص‌ها پایین است؛ سال 82 با بودجه 5/15میلیارد رشد 5/7 درصد داشتیم الان بودجه50-60 میلیاردی داریم ولی اوضاع درست نیست چرا که آن زمان قاعد بازی رعایت می شد دولت و مجلس به یک تفاهم کلی رسیده بودند و احساس رعایت قوائد بازی وجود داشت اما در حال حاضر اعلام می کنند؛ قبلی ها را قبول نداریم و فاسد بوده‌اند.

وی با بیان اینکه «برنامه چهارم از همه برنامه‌های قبلی حساب شده‌تر و آماردارتر بود»، در زمینه سیاست‌های اجرایی اصل 44 قانون اساسی گفت: در حالی كه دولت سالی10 کیلو چاق می‌شد با این تدبیر سعی در لاغر كردن آن بود.

او با تاکید بر ارتباط نزدیک بین توسعه و دموکراسی تصریح کرد: دموکراسی یعنی اینکه افراد کشور خود راهبر باشند و لذا ارمغان دموکراسی در منطقه برای توسعه حقوق بشر است؛ در حال حاضر منشا ثروت از زمین و پول به دانش تغییر پیدا کرده است. امروزه معیار و ملاک افتخار بخش خصوصی این است که ببیند چند نخبه در مجموعه خود گردآورده‌اند، در حالی که بخش خصوصی هم نیاز به بازسازی و نوسازی دارد حتی خیلی بیشتر از دولت.

وی تاکید کرد: مردم ما زاتا امکان ایجادبخش خصوصی کارآمد دارند به شرطی که دولت دائما در كار آنها دخالت نکند.

ستاری فر با بیان اینکه «از جهات مختلف ایران قلب دنیاست»، گفت: 10 کشور از جمله ایران، مصر، ترکیه و... از جمله کشورهایی هستند که پارامترهای پیشرفت لازم را دارند اما ایران از هر منظری پیشروتر است؛ حدود70 -80 درصد عناصر موجود در جدول مندلیوف را در خاک کشور خودمان داریم؛ سالی 140 میلیارد نفت و گاز استخراج می‌کنیم. چین اگر بخواهد به چنین مبلغی برسد باید 1400 میلیارد صادرات کند این یعنی هفت هزار میلیارد سرمایه گذاری در حالی که ما این عدد 140 میلیارد داریم و می‌توانیم آن رامهندسی معکوس کنیم.

وی در قسمت دیگری از سخنانش با انتقاد از بی‌ثباتی مدیریت و تصمیم گیری در سطح کشور تاکید کرد: افراد که عوض می شوند نباید قانون‌ها عوض شوند دولت‌ها که عوض می‌شوند نباید راه‌ها عوض شوند. در دنیای امروز دولت‌ها سعی می‌کنند تا می‌توانند دیوار ایجاد نکنند اگر هم نیاز به ایجاد دیوار هست دیوار شیشه‌ای ایجاد کنند تا مردمشان افق دید باز؛ داشته باشند.

ستاری‌فر اضافه کرد: اعتقاد به مشارکت بخش خصوصی باعث بالندگی آن می‌شود؛ بخش خصوصی ما در حال حاضر از توان لازم برخوردار نیست؛ بخش خصوصی همانند ماهی در آب می‌ماند، الان عده‌ای بخش خصوصی را انکار می‌کنند صدای اعتراض هیچ کس هم بلند نمی شود. در اصل 44 هم ذکر شده کارهایی که منجر به تولید می شود باید به بخش خصوصی واگذار شود بخش خصوصی نیز بایستی کارآفرینی کند و تولید آن دارای مولفه های نظیر؛ دائم کالای جدید تولید کند نه اینکه به زور حاضر شود پیکان مدل 44 را کنار بگذارد؛ از متدهای نو استفاده کند؛ از مواد خام جدید استفاده کند ؛ به دنبال سامان و سازمان نو باشد و همچنین به دنبال بازارهای نو بگردد.

وی با انتقاد از خط مشی اقتصادی دولت نهم گفت: همه متفق القول هستند که نفت انفال است، ثروتی همگانی و متعلق به همه نسل هاست باید درست از آن استفاده کرد و آن‌را به نسل‌های بعد تحویل داد.

این اقتصاددان با انتقاد از مدل استفاده فعلی از پول نفت و گاز گفت: نفت و گاز باید به دارایی های ثابت ما تبدیل شوند قرار بود تا سال 88 بودجه جاری را از نفت برداریم؛ اگر همین روند را حفظ می‌کردیم بیست سال دیگر از ترکیه و عربستان هم جلو می زدیم در حالی که ترکیه 9درصد هند 9 درصد و چین 13 درصد رشد اقتصادی دارند ما باید با وجود این منابع سالی 20 درصد رشد اقتصادی داشته باشیم ولی می بینیم داشتن رشد اقتصادی هشت درصدی را امری خیالی اعلام می‌کنند چنانچه همه چیز به حالت اول برگردد، برای جبران ضربه ای که در این دو سال بخاطر تزریق پول نفت به اقتصاد کشور وارد شده حداقل20 سال زمان نیاز است وا گر کسی بگوید می توان اثرات این ضربه را ظرف یکی دو سال برطرف كرد قطعا حرف او شعاری بیش نیست.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 11:10  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 

پیشنهاد رمضان‌زاده به دوجناح: ائتلاف برای نجات کشور

نوروز:قائم‌مقام دبيركل جبهه‌مشاركت پیشنهاد کرد: «ائتلافی فراتر از جناح اصلاح‌طلب و متشکل از همه دلسوزان نظام اعم از اصولگرایان و اصلاح طلبان تحت عنوان ائتلاف برای نجات کشور تشکیل شود».

عبدالله رمضان‌زاده در گفت‌وگو با سايت آفتاب در خصوص اظهارات سیدمحمد خاتمی در گردهمایی انتخاباتی اصلاح‌طلبان و دلیل این هشدار وی نسبت به وجود خطرهای بزرگ برای کشور اظهار داشت: «همه کسانی که دستی در اطلاعات و اخبار خارج از کشور دارند و از ماجراها مطلع هستند این نگرانی را به شکل عمیق دارند. پیش از این آقای هاشمی در این باره هشدار داد. امروز آقای خاتمی و هرازگاه دیگران در این باره سخن گفته‌اند».

وی افزود: «واقعیت این است که اخبار جهان و نوع رفتار نیروهای نظامی کشور در پاسخگویی‌ها نشان می‌دهد که کشور در شرایط خطر قرار دارد. این امر را همه درک می‌کنند. اما عده‌ای می‌خواهند با به کار بردن الفاظی مثل «کاغذ پاره» و «پرتاب دارت» مسأله را به فراموشی بسپارند. اما واقعیت جهان خارج و واقعیت تحریم‌ها، فشارهای شدید اقتصادی و ... لااقل گویای آن است که معیشت مردم با خطر ویژه روبروست. این تورم وحشتناک فعلی گویای این امر است. بنابراین همه احساس خطر می‌کنند و آقای خاتمی نیز بالطبع این نگرانی را ابراز کرده است».

سخنگوي دولت خاتمي در پاسخ به این سؤال که «آیا به گمان شما ائتلاف اصلاح‌طلبان می‌تواند روی تصمیمات کلان تأثیر بگذارد و شرایط را تا حدودی تغییر دهد؟»، گفت: احساس می‌کنم دولت به طور ویژه از شرایط آگاهی دارد. اما به دلیل اینکه راه‌حلی به ذهنشان نمی‌رسد مجبورند آن را انکار کرده و صورت مسأله را پاک کنند.

رمضان‌زاده تأکید کرد: «پیشنهاد من این است که ائتلافی فراتر از ائتلاف اصلاح‌طلبان تشکیل شود. همه جناح‌های سیاسی که دلسوز کشور هستند تأکید می‌کنم همه جناح‌های سیاسی دلسوز کشور اعم از اصلاح طلبان و اصولگرایان باید دست به دست هم بدهند تا در دولت تغییر رفتار ایجاد شود و بیش از این دیگران را تحریک به دشمنی با ما نکنند و لااقل به سخن کارشناسان گوش بسپارند».

سخنگوی دولت خاتمی در پایان تأکید کرد: «همه عقلای کشور و همه دلسوزان این سرزمین در این ائتلاف شرکت می‌کنند. نام این ائتلاف می‌تواند «ائتلاف برای نجات کشور» باشد».

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 22:33  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 


امروز:پایگاه خبری نوروز مورد هجوم رایانه ای قرار گرفت.
"نوروز" ارگان اینترنتی جبهه مشارکت ایران اسلامی از چند روز گذشته قابل دسترسی نیست و کاربران اینترنت با مراجعه به این سایت با پیغامی مبنی بر غیر فعال بودن این سایت مواجه می شوند.
مسول بخش فنی سایت نوروز در گفتگو با خبرنگار سایت امروز با تایید خبر هک شدن این این پایگاه خبری تاکید کرد با تلاش بخش فنی سایت تا دو روز آینده مشکلات پیش آمده رفع شده و نوروز فعالیت خود را از سر خواهد گرفت.
"نوروز" در دوسال گذشته و پس از توقیف روزنامه اقبال تنها وسیله ارتباطی جبهه مشارکت با جامعه بوده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 13:0  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 

جبهه مشارکت ایران اسلامی طی بیانیه ای به یادداشت روزنامه کیهان با عنوان «موج لعل در دل خون» که در مورخ (۶/۸/۸۶) به قلم حسین شریعتمداری در آن روزنامه کار شده بود، پاسه گفت. شایان ذکر است که این مقاله از سوی «کیهان» با سانسور مواجه شد. متن کامل بیانیه را در زیر می خوانید.

 

جوابیه جبهه مشارکت ایران اسلامی به روزنامه کیهان

 

مدیر مسئول محترم روزنامه کیهان در یادداشت روز یکشنبه (6/8/86) آن روزنامه به بهانه نقد سخنرانی افتتاحیه دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی در دهمین کنگره آن حزب، چونان گذشته با تندترین واژه ها به دوران اصلاحات و سیاست خارجی دولت خاتمی و ایده ها و نظریات شخص ایشان تاخته است.

 

محتوای این یادداشت در حقیقت تلاشی نافرجام است برای مقایسه سیاست خارجی کشور در دو دولت اخیر. صورت مسأله آنقدر واضح است که هر صاحب نظری با اندکی انصاف می تواند قضاوت کند و جانب حقیقت را بگیرد اما هنگامی که بنا باشد چشم بسته از یک مجموعه با همه ضعف ها و کاستی ها و با همه هزینه هایی که بر ملت و کشور و نظام تحمیل کرده است دفاع شود و از یک مجموعه علیرغم همه آثار و خدماتی که برای کشور به جا گذاشته اند، بی محابا با بدترین و توهین امیزترین تعابیر یاد شود تنها از نویسنده یادداشت مذکور برمی اید.

 

از این نکته هم باید عبور کنیم که پیداست سایر بخش های سخنرانی دبیرکل جبهه مشارکت که به ضعف ها، ناکارآمدی ها، بی تدبیری ها و بی کفایتی های جریان حاکم در حوزه مسائل فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاست داخلی پرداخته است لابد از نگاه سرمقاله نویس محترم کیهان پاسخ موجهی نداشته است که تنها به بخش سیاست خارجی این سخنرانی پرداخته است که مسأله کیهانیان شخص خاتمی و اندیشه اصلاحی اوست نه مواضع یکی از احزاب اصلاح طلب که به هر بهانه ای انگشت اشاره را به سمت خاتمی می گیرد و دیدگاه های ایشان را خفت بار و خیانت آمیز می خواند و در کشفی جدید ایشان را مجری برنامه های دفتر فرح پهلوی می نامد.

 

به هر روی در پاسخ به نکات مطرح شده در یادداشت روز کیهان یادآوری پاره ای از نکات مفید است.

 

در سال 75 و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد شرایط کشور به سمتی سوق یافته بود که نیروهای نظامی آمریکا درصدد حمله محدود نظامی به ایران بودند، وضعیتی که اخیرا رهبری از آن به عنوان تهدید سال 75 یادکردند. اما با برگزاری انتخابات دوم خرداد، حضور شگفت آور مردم و پیروزی خیره کننده نامزدی که سخنش دموکراسی در داخل و صلح در جهان بود این تهدید با کمترین هزینه برطرف شد. آقای خاتمی بر اساس نظریات و راهبردهایی که وعده آن را به ملت داده بود. در برابر ایده جنگ تمدن های هانتینگتون راهبرد گفتگوی تمدنها را مطرح کردند که به سرعت با اقبال جهانیان مواجه شد و در آغاز هزاره سوم قطعنامه آن در سازمان ملل به تصویب رسید و نخستیی سال از هزاره جدید میلادی به نام گفتگوی تمدنها نامیده شد. فارغ از اعتبار و منزلت جهانی که از این رهگذار نصیب ایران شد، همه کشورهای جهان بر صلح طلبی ایران اذعان نمودند.فضایی که اندیشه و منش آقای خاتمی در عرصه بین المللی ایجاد کرد موجب شد که کلینتون در صدد گفتگو با ایران برآید و خانم آلبرایت وزیر خارجه وقت آمریکا از مداخلات آمریکا در کودتای 28 مرداد ابراز تأسف کند.

 

با روی کارآمدن نومحافظه کاران در آمریکا و پس از حادثه تروریستی 11 سپتامبربهانه و امکان مناسبی برای جنگطلبان فراهم شد تا فضای جهان را میلیتاریزه کنند .با پیروزی آمریکا در جنگ با طالبان در افغانستان بوش ایران را محور شرارت خواند. اما نکته مهم این است که آقای خاتمی با پافشاری بر راهبرد خود این اجازه را به آمریکا نداد که اجماعی از قدرت های جهانی را علیه ایران شکل و ماجراجویی نظامی علیه کشورمان را سامان دهد.

 

از جمله اقدامات ابتکاری خاتمی پس از 11 سپتامبر پیشنهاد ائتلاف جهانی برای صلح بود که آن را در سازمان ملل مطرح کرد. البته این راهبرد مانند پیشنهاد گفتگوی تمدنها توسط کیهانیان مورد انتقاد شدید واقع شد.

 

به هر حال در آن شرایط حساس امنیت کشور تأمین شد و خطر جدی کشور را تهدید نکرد. با کمال تاسف باید گفت:تنها دو سال پس از روی کارآمدن دولت نهم پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد رفته و رسما ایران تهدید کننده صلح جهانی اعلام شده است، دو قطعنامه تحرم علیه ایران صادر شده و قطعنامه سختگیرانه تری نیز در حال تهیه است و شرایط به گونه ای است که از عالیترین مقامان سیاسی و نظامی کشور تا حتی احزاب به اصطلاح اصولگرا هم معترفند که احتمال ماجراجویی نظامی علیه ایران منتفی نیست این در حالیست که برخی از چهره های شاخص جریان محافظه کار اعتراف می کنند ما می توانستیم به گونه ای رفتار کینم که اجماع جهانی علیه ما شکل نگیرد و قطعنامه ای تحریم علیه کشور صادر نشود. افزون بر آن کافی است سری به کوچه و خیابان بزنید و ببینید که توده های مردم چگونه سایه جنگ و تحریم را بر سر خود حس می کنند و از این بابت سخت نگرانند.

 

به این بخش از سخنرانی دبیر کل جبهه مشارکت توجه کنید که آقای شریعتمداری صدر آن را گرفته و ذیل آن را فراموش کرده است که در یادداشت روز خود بیاورد:

 

موقعیت و جایگاه ایران در عرصه بین‌المللی نیز عیان‌تر از آن است که نیازی به ایضاح داشته باشد. اگر مبنای روابط خارجی هر کشور استفاده بهنگام از فرصت‌ها و امکانات جهانی برای توسعه و پیشرفت و حفظ منافع ملی باشد چه کسی می‌تواند مدعی توفیق سیاست خارجی کشور در دو سال گذشته باشد؟

 

«بسته شدن دروازه‌های کشور به روی دانش و فن‌آوری، سرمایه، تجربه و مدیریت، و از همه مهم‌تر تنظیم روابط خارجی کشور بر اساس تقابل و رو در رویی به جای تعامل و گفتگوی سازنده، این دغدغه را در دل همه دوستداران ایران ایجاد کرده است که در دنیای کمبود فرصت‌ها آیا مجالی برای جبران این همه ضررو زیان فراهم خواهد شد؟ آیا ما مجاز هستیم منافع ملی كشور را با بهانه‌های مختلف قرباني اموری کنیم که در اولویت سیاست خارجی مانبوده و نیستند؟ آیا ما مجاز هستیم با سخنان و رفتارهای نا بجا و نسنجیده‌ای که البته می‌تواند برای ایامی خاص تیتر اول اخبار جهان گردد چهره‌ای خشن و وحشت آفرین و ماجرا جو و دشمن‌ساز از مردم ایران به نمایش بگذاریم؟ آیا ما می توانیم با خود ستائي هاي غیر منطقی و غیر واقعی و تصمیمات به ظاهر انقلابی و یک شبه و مهمتر از همه وارد شدن در معادلات و معاملات منطقه‌ای و جهانی که سود آن تنها برای طرف مقابل خواهد بود رنج تحریم و خدای ناکرده اقدامات خطیر دیگر را بر ملت خود تحمیل کنیم؟

 

تردیدی در سلطه‌گری و خوی تجاوز‌گرانه آمریکا نیست. تردیدی در غاصب بودن، متجاوز بودن و غیر مشروع بودن رژیم صهیونیستی نیست. اما برای ما تردیدی هم نیست که حفظ منافع ملت ایران بر هر اقدام دیگری ارجح است. ما مجاز نیستیم به خاطر آرمان‌های سیاسی خود به کاری دست بزنیم که حال و آینده ملت ایران را به تاریکی سوق دهد. اگر خواهان جهانی مبتنی بر عدالت و عاری از ظلم هستیم، باید به فکر نقش و سهم ملت ایران در چنین جهانی باشیم و کشور ایران اسلامی را قدرتمند و عزتمند بخواهیم تا به عنوان کشوری مستقل، آزاد، آباد، دموکراتیک و برخوردار از همه مواهب مادی و معنوی بتواند سرمشق همه انسان‌ها و ملت های آزادی‌خواه و عدالت طلب قرار گیرد.»

 

امروز البته دولت نهم بعد از دو سال در مواضع خود تجدید نظرهای ظاهری صورت داده است و در رئیس دولت در نیویورک بر ضرورت گفتگو تأکید می کند و پیشنهاد جبهه همبستگی برای صلح جهانی ارائه می کند و ظاهرا در عمل به این نتیجه رسیده اند که با گفتمان حول محور ضرورت محو اسرائیل از نقشه جهان و انکار هولوکاست و تهوع از نام دموکراسی نمی توان منافع کشور را تأمین کرد.

 

اما عجیب است که که در چنین شرایطی فیل آقای شریعتمداری باز یاد هندوستان کرده است با خفت بار و خیانت امیز خواندن دوران خاتمی به تمجید از وضع کنونی پرداخته است.

 

امروز بر ملت ایران است که قضاوت کند تأمین امنیت ملی، امکان توسعه و پیشرفت اقتصادی و رفاه مردم با سیاست های خاتمی بیشتر بود یا اکنون که علیرغم رسیدن قیمت جهانی نفت به مرزهای 90 دلار تورم و گرانی و بیکاری روز به روز بیشتر و بیشتر بر گرده مردم فشار می آورد.

 

خوب است کیهان در اقدامی منصفانه و بر اساس آمار واقعی و مستند شاخص های اقتصادی کشور را که در ارتباط مستقیم با سیاست خارجی و امنیت ملی کشور است نظیر، نرخ ریسک، نرخ بیمه، نرخ سرمایه گذاری خارجی، میزان خروج سرمایه از کشور، میزان خروج نیروی متخصص و نیروی کار از کشور و .... در دو دوره خاتمی و احمدی نژاد با هم مقایسه کند و تحریم ها و تهدید ها را با یکدیگر بسنجد تا معلوم شود نتیجه ما جراجویی در سیاست خارجی چیست؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 7:40  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 

تعيين مسوولان استان‌هاي اصلاح‌طلبان

انتصاب «مهندس احمد حاجی زاده» به سمت ریاست ستاد ائتلاف اصلاح طلبان خراسان جنوبی

 


به نوشته اعتماد، مسوولان ستادهاي استاني ائتلاف اصلاح‌طلبان براي انتخابات مجلس هشتم انتخاب شدند. عبدالحميد معافيان از فارس، فيروزي از كردستان، معين نجف‌آبادي از اصفهان، مجتبي سادات از خراسان رضوي، محمود سيادتي از سمنان، احمد فولادي از مازندران، احمد حاجي‌زاده از خراسان جنوبي، سيداحمد حسيني از گيلان، كريم عابدي از آذربايجان شرقي، داود باقري از مركزي، عباس فضلي از هرمزگان، غلام شريعتي از خوزستان، آهنجيده از چهارمحال، شكوهي از بوشهر و ميرزايي از كرمان به عنوان مسوولان ستادهاي استاني اين استان‌ها انتخاب شدند.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 23:12  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 

متن کامل سخنرانی دکتر محسن میردامادی دبیرکل جبهه‌مشارکت در افتتاحیه کنگره دهم

تنها خواست جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی از دولت و شورای نگهبان برگزاری انتخاباتی آزاد و عادلانه است
اگر چه رئیس دولت در داخل به گونه‌ای غیر قابل باور دموکراسی را به سخره می گیرد، در خارج از کشور بزرگ‌ترین مدافع دموکراسی برای ملت آمریکا می‌شود
بهانه انقلاب مخملین و بر اندازی نرم کافی است تا بدون هیچ دلیل قابل قبول و محکمه پسند، چهره‌های فعال و در عین حال منتقد سیاست‌های جاری هدف اتهام و افترا و بازداشت قرار گیرند، هر چند آن‌ها که سرنخ های اصلی و خارجی معرفی می‌شوند
جریان سیاسی که بزرگ‌ترین عیب دوره اصلاحات را اولویت مسائل سیاسی و منازعات پیرامون آن می دانست ‌خود در سه سال گذشته بیشترین شعارهای سیاسی تشنج‌زا را در عرصه داخلی و خارجی سر داده است
در شرایطی که بحران‌های داخلی و خارجی بطور جدي نگران کننده است، برگزاری انتخابات آزاد می تواند نقطه عطفی باشد تا آب رفته به جوی باز گردد

نوروز: دکتر محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی در مراسم افتتاحیه دهمین کنگره جبهه مشارکت ایران اسلامی به ایراد سخنرانی پرداخت. متن کامل سخنرانی دبیرکل جبهه مشارکت به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
ولتکن منکم امت یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون
سلام وصلوات خداوند بر پیامبر نور و رحمت، بر خاندان گرامی و یاران پاک او و درود ما بر مصلحان بزرگ به ویژه امام عزیز راحل و بر شهیدان گرانقدری باد که افتخار امروز ما قدم نهادن در راهی است که آن‌ها گشودند و با مشعل جان خود راه هدایت را بر ما نمایاندند.

آغاز بکار دهمين کنگره جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی را در طلیعه دهمین سال فعالیت این حزب با حضور ، شخصیت‌های والای سیاسی و اجتماعی، استادان مبرز دانشگاه و حوزه، صاحب‌نظران و فعالان ارجمند عرصه فرهنگ و هنر و اقتصاد، نمایندگان محترم احزاب و گروه‌های مدنی و صنفی، شخصیت‌های فعال جامعه زنان و اعضای جبهه مشارکت از سراسر کشور به فال نیک گرفته و آن را مقدمه‌ای برای تلاش گسترده‌تر و پرحاصل‌تر در اهتمام به تحزب در کشور می‌دانیم. این حضور پرمیمنت را گرامی داشته و صمیمانه سپاسگزار عنایت همه بزرگواران هستیم.

گویا تقدیر سیاسی بر آن است که سالی بر ما نگذرد و کنگره‌ای برگزار نشود مگر اینکه یکی از عزیزترین وفعال‌ترین اعضای ما در بند اسارت باشد، امسال نیز به رسم این سنت معهود برخود لازم می‌دانم یاد روحانی اندیشمند و پرتلاش حجت‌الاسلام و المسلمین جناب آقای هادی قابل عضو شورای مرکزی حزب را که گرفتار ستم انتقام‌گیری‌های جناحی و سیاسی شده است گرامی بدارم. براستی جای خالی او در این نشست و در عرصه سیاسی کشور برای همه ما مشهود است. از خداوند بزرگ می‌خواهم که همو و هم سایر زندانیان بی‌گناه ما از دانشجویان عزیز، فعالان سیاسی و تلاشگران عرصه مدنی و اعضای گروه‌های صنفی را هر چه زودتر به آغوش جامعه و خانواده‌های خود بازگرداند.

ده سال فعالیت مستمر و فراگیر حزب در شرایط پرفراز و نشیب سیاسی ایران، از زمانی که اکثریت پارلمان را در اختیار داشت تا امروز که در اوج حاکمیت اندیشه حزب سوز قرار داریم و حزب از داشتن رسانه و تریبون ارتباط با افکار جمعی محروم است و حتی برای برگزاری کنگره سالانه خود تحت بیشترین فشارهای اطلاعاتی و امنیتی است و همه راه‌های تأمین منابع مالی آن مسدود می‌شود، امید به رویش و رشد نهادهای مدنی و سازمان‌‌یابی فرزندان انقلاب اسلامی و اصلاح‌طلبان مسلمان را در کشور عینیت می‌بخشد.

برغم خواست و تلاش عامه‌گرایان پوپولیست و ضدیت آن‌ها با تحزب و تشکل، به برکت 8 سال حاکمیت نسبی اصلاحات در این مرز و بوم جامعه مدنی آنچنان زمینه و عمقی یافته است که قادر است در برابر این تند بادهای شدید اما موسمی و گذرا مقاومت کند. بهر حال بیش از صد سال تجربه مستمر ملت ایران در جستجوی آزادی، استقلال و پیشرفت به وضوح نشان می‌دهد که برای نیل به این هدف راهی نزدیک‌تر و کم هزینه‌تر از اعمال حق حاکمیت مردم و پیشبرد دموکراسی در همه شؤون زندگی فردی و اجتماعی وجود ندارد و طی این مسیر نیز جز با تقویت جامعه مدنی و قوام و دوام احزاب میسر نیست. صلاح دین و ملک و ملت به واقع در همت گذاشتن همه نخبگان کشور و آحاد مردم و حتی صاحبان قدرت بر رشد و توسعه احزاب سیاسی است.

ما مفتخر هستیم به عنوان مولود دوم خرداد اینک پاسدار حریم اصلاح‌طلبی، آزاد اندیشی، مردم‌سالاری، قانون‌گرایی و دفاع از اصول انقلاب اسلامی هستیم. انقلابی که سی سال پیش در چنین ایامی با تکیه بر دو خواست پر جاذبه استقلال و آزادی مطرح کننده خواسته سوم و نوید بخش تأسیس نوع جدیدی از حمکرانی بود که اساس آن عدل، اخلاق، مدارا، انصاف، مروت، آزادگی، توسعه و پیشرفت بود.

«جمهوری اسلامی» در اندیشه امام، حاکمیت اسلامی بود که جز با رأی آزاد مردم امکان تحقق و اعتبار نداشت، اسلامی که پرده‌های جهل و جور و تحجر را پاره کرد و مطابق با نیازها و ضرورت های زمانی و مکانی در هر نسل و هر سرزمینی پاسخ مناسب به این خواسته‌ها می داد، اسلامی که به برکت تلاش روشنفکران آزاد اندیش و روحانیان روشن ضمیر، مبشر اخلاق محمدی، عدالت علوی، نقش آفرینی فاطمی و حریت حسینی بود و انتظار آخر الزمانی خود را در تلاش برای صلح و پیشگامی در رعایت حقوق انسان می‌دید. پس از قریب سی سال از آن انقلاب پر امید و آرمان‌های والا متأسفانه نباید، نگرانی عمیق خود را از قلب مفاهیم مقدس آن انقلاب پنهان داریم و نگوییم که شاهد فروکاستن «عدالت» این نیاز همیشگی و اولیه همه انسان‌ها به مصادیقی بسیار جزیی و گاه طنز آمیز و «آزادی » به ابزاری برای تأمین مصارف تبلیغات خارجی شده‌ایم، که اگر این جفاها در حق آن آرمان‌ها و مفاهیم را خوب بازشکافی کنیم چیزی جز ظلم در حق دین و ملیت و انقلاب نیست.

اکنون جریان سیاسی خاص و یکپارچه‌ای بر مقدرات کشورحاکم است، دو سال و نیم حاکمیت این نگرش بر قوه مجریه که برخوردار از پشتیبانی تمام عیار سایر قوا نیز هست، رویکردهای اساسی و روندهای حرکت سیاسی، اقتصادی، علمی، اجتماعی و فرهنگی را به وضوح تغییر داده است. موقعيت و جايگاه‌ کشور و بسیاری از فرصت‌ها و دستاوردهای سیاسی، اقتصادی و بین‌المللی، با غلبه رادیکالیسم،جزم اندیشی، توهم، خودمداری و تنگ شدن دایره آزادی‌های مشروع و قانونی دچار تزلزل شده است. در عین حال این مدت فرصت مغتنمی برای سنجش دو اندیشه متضاد ولی همسوئي است که هر دو حاکمیت یکپارچه و اقتدارگرا را آرزو می کردند. اندیشه‌ای که به دنبال آنچه آن را حاکمیت انقلابیون ناب پنجاه و هفتی می نامید از لزوم تصفیه همه جانبه و گسترده نظام سیاسی و اجرایی از همه نیروهایی که به زعم آن‌ها غیر خودی بودند دم می‌زد، و اندیشه‌ای دیگر که انقلاب اسلامی را در بن بست می‌خواست و برای بربام انداختن طشت آن تنها راهکار را حاکمیت متحجر‌ترین، رادیکال‌ترین و آزادی ستیز‌ترین بخش‌ها از نیروهای سیاسی موجود در جامعه ایران می‌دانست.

متأسفانه آنچه در این مدت ما شاهد آن بوده‌ایم، تحقق بخش‌هایی از این آرزوهاست. ما امروز در شرایطی هستیم كه از نظر یکدستی جريان حاكم بر تمامي امور كشور در تاریخ انقلاب اسلامی بی‌نظیر است، به نحوی که حتی افراد و گروه‌های همسو و خودی های جریان غالب نیز درجه‌بندی شده‌اند و میزان نزدیکی آن‌ها به قدرت بر اساس میزان حل آن‌ها در این کانون انحصار تنظیم شده است.

آنچه امروز کشور ما با آن روبرواست، با کمال تأسف زوال جامعه اخلاقی، رواج دروغ و ظاهر سازی و بی‌انصافی، اضمحلال سرمایه‌های اجتماعی، تخریب بنیان‌های اقتصادی، انزوای ایران در جامعه جهانی با شکل‌گیری تصویری ماجرا جو از آن و به طور خلاصه چشم اندازی نگران کننده و به دور از شاخص‌های امید به آینده است.

اگر فکری برای این بحران‌ها نشود شاهد سوختن خشک و تر، اصلاح‌طلب و محافظه‌کار، راست و چپ، اسلام گرا و ملي گرا، مذهبی و سکولار و نخبه و عامه خواهیم بود. روند اوضاع کنونی کشور به وضوح نشان می دهد که روش‌های سیاسی غیردموکراتیک فارغ از اینکه از چه اندیشه‌ای پیروی ‌کند و به چه جناحی وابسته باشد‌، گره‌ای از مشکلات روز افزون جامعه باز نمی‌کند و تنها قفلي بر قفل ها اضافه می‌كند. مشی غیردموکراتیک نمی تواند توسعه اقتصادی و اجتماعی در برداشته باشد حتی اگر نفت به عنوان منبع اصلی ثروت به قیمت اعجاب آور بیش از 80 یا 90 دلار برسد؛ عدالت اجتماعی و اقتصادی در پرتو بینش‌ها و منش‌های غیردموکراتیک حاصل نمی‌شود حتی اگر سطوح مختلف سیاسی و اجرایی را از هر نیروی دگر اندیش پاکسازی کند و به ضرب تبلیغات پرسر و صدا و هماهنگی همه نیروهای عمل کننده بخواهد وضعیت ملی و بین‌المللی کشور را چون بهشت برین ترسیم کند. حاکمیت غیر دموکراتیک اساساً نمی تواند انسجام و نظم درونی خود را برقرار کند حتی اگر چند روز یکبار با دستوری مدیری عزل شود و وزیری کنار گذاشته شود و تصمیمات به ظاهر انقلابی یک شبه گرفته شود، یا امنیت اجتماعی و سیاسی با اعمال قدرت‌های امنیتی و پلیسی و با ضرب و زور پیگیری شود.

باید پذیرفت که حاکمیت غیردموکراتیک نمی تواند صلح و امنیت بین‌المللی کشور را تأمین کند حتی اگر به مدرن‌ترین امکانات دفاع از کشورهم مجهز شود و برای جذب دوست در سطح جهان از برخی ابعاد منافع ملی کشور نیز چشم‌پوشی کند.
از دل رادیکالیسم و تنگ نظری در عرصه بین‌الملل به جای ابتکار عمل انفعال بوجود می‌آید و به جای استفاده از فرصت‌های جدید‌ بین‌المللی، فرصت سوزی شکل می گیرد و «کمونیسم» که به تعبیر امام راحل به موزه‌های تاریخ سپرده شده بود، محور جدیدی از توجهات جدید بین‌المللی کشور ما می‌شود و معدود دولتهاي كمونيستي براي انعقاد عقد اخوت محوریت می‌یابند.
دفاع از حق و عدالت در جهان وجهی از وجوه دینی و ملی ماست اما متأسفانه سیر به قهقرا و تنزل منزلت بین‌المللی کشور وجهی از واقعیت سیاسی امروز ما شده است.

نگاهی به دستاورد‌های دولت نهم و مجلس هفتم كه مظاهر ملموس این نحوه تفکر است بخوبی نشان می‌دهد که نه آن‌ها که به هر قیمتی حاکمیت یگانه غیر دموکراتیک را بر کشور تحمیل می کنند و نه آنها که به بهانه های مختلف خانه‌نشینی و انزاوا را به امید تحول پس از ناکامی بزرگ و خیزش‌های اجتماعی اختیار می کنند، گامی در جهت منافع و مصالح ملی بر نمی‌دارند و حاصل کار این دو گونه تلاش متضاد عقب‌گرد کشور در همه عرصه‌ها خواهد بود، عقب گردی که جبران آن به آسانی و از عهده هیچ نیروی دیگر بر نخواهد آمد.

مروری بر عملکرد حاکمیت افراطي ترین و رادیکال‌ترین بخش جناح اقتدار گرا بر مقدرات کشور نشان دهنده این مدعاست.
آنچه امروز در ورای تبلیغات گسترده و پردامنه‌ای که با تسلط بر تمامی رسانه‌های رسمی و غیررسمی بر موفقیت‌های بی‌نظیر دولت در همه زمینه‌ها اصرار دارد مردم ما در عالم واقع می‌بینند، گرانی‌ فزاينده، تورم مهار ناشدني، رشد اقتصادی کاهش یابنده، تهی شدن سفره‌ها و از دست رفتن امید به آینده است.

جامعه ما از یاد نمی‌برد که دولت اصلاحات به رغم آنکه ادعای ویژه‌ اقتصادی نداشت، توانست در این وادی موفق‌ترین گام‌های خویش را بر دارد و در سایه سیاست‌ها وجهت‌گیری‌های مبنایی و درست تحولی در حوزه معیشت عمومی به وجود آورد و به رغم همه انتقادها و مقابله‌ها امید به بهبود شاخص‌های اقتصادی و امید به آینده را افزایش داد. مردم ما در آن دوران این امید را داشتند که حداقل با کنترل نقدینگی، مهار تورم، رشد اقتصادی و تسهیلات ارائه شده، امکانی برای این‌که صاحب مسکن شوند، شغلی برای جوانشان ايجاد شود، و زندگی آبرومندانه‌ای داشته باشند به وجود آید. طبق سند چشم‌ انداز 20 ساله کشورمان می توانست به یکی از قطب‌های مهم اقتصادی منطقه تبدیل شود، به شرط آنکه برنامه‌های توسعه و اراده ملت، محور و بنای چرخش امور باشد، نه اقدام‌های مقطعی غیرکارشناسانه و تبلیغات فردی.

امروز مردم ما در برابر خود سرابی می بینند که نه در آن مسکن، نه فرصت و امنیت شغلی و نه توشه اي متناسب با رشد تورم وجود دارد و چه بسا در سایه این گسترش فقر، ایمان خود را هم ببازند.

آمارهای اقتصادی منتشر شده بخوبی این اضمحلال را نشان می دهد. علیرغم هزینه و تزریق حدود 120 میلیارد دلار درآمد حاصل از فروش نفت و گاز در دو سال 1384 و 1385 به اقتصاد کشور و بهره‌مندی از سرمایه‌گذاری‌های پیشین، نرخ رشد اقتصادی کشور در این دو سال ارقام 5.4 و 5.3 درصد گزارش شده است که در مقایسه با نرخ رشد متوسط اقتصادی سالانه حاصل از اجرای برنامه سوم یعنی 5.55 درصد، کاهش نشان می‌دهد و این در حالیست که درآمد حاصل از فروش نفت و گاز در تمام مدت 5 سال برنامه سوم معادل 120 میلیارد دلار بوده است.

شاخص نسبت سرمایه‌گذاری به تولید در سال های 1384 و 1385 تفاوت معناداری با سال‌های اجرای برنامه سوم نشان نمی دهد و به عبارتی روشن با وجود بهره‌مندی کشور از این درآمد افسانه‌ای و هزینه آن، اقتصاد ایران همچنان از معضل کمبود سرمایه‌گذاری در پاسخگویی به نیاز اشتغال و انباشت سه میلیون نفر بیکار و افزایش فقر رنج می‌برد. افزایش نقدینگی صد درصدی ظرف 2 سال در حالیکه جناح حاکم با تکیه بر سیاست تثبیت قیمت‌ها از هنگام در اختیار گرفتن مجلس هفتم مدعی کنترل و مهار نرخ تورم شده است، نرخ تورم را از 15.2 درصد در سال 1383 پس از یک دوره کوتاه سیر نزولی مجدداً در سال 1386 با افزایش مواجه کرده و تا پایان شهریور ماه طبق گزارش بانک مرکزی به 15.8 درصد رسیده است و پیش‌بینی می‌شود تا پایان سال حداقل به 20 درصد برسد. هزینه مسکن که در سبد هزینه‌ خانوارهای ایرانی بیشترین سهم را دارد در دو سال گذشته تا حدود صد در صد افزایش داشته بگونه‌ای که خانه‌دار شدن برای زوج‌های جوان به آرزویی دست نیافتنی بدل شده است.

در کنار این سوء سیاست‌های اقتصادی باید بحران مدیریت را نیز افزود. حذف تقریباً همه مدیران با تجربه و کار آزموده و یا به کار گرفتن کسانی که اصولاً با بینش‌ها و سیاست‌های رسمی همخوانی ندارند اما بهر دلیل بدون کوچک‌ترين باور و اعتقادی به سلامت و صحت این سیاست‌ها حاضر به همکاری شده‌اند وضعیت استثنایی و اسفناکی را در کشور رقم زده است. نتیجه این سیاست نه تنها تغییر پی در پی و گسترده مدیران ارشد کشور، بلکه اعمال آن در سطوح میانی و پایین و حتی سطوح کارشناسی و شکل گیری مدیریت‌های بسته و باندی در گلوگاه‌های سیاسی، اقتصادی و علمی کشور و غلبه مدیریت‌های نظامی و شبه نظامی در سطوح مختلف مدیریت سیاسی و اقتصادی و صنعتی شده و طبیعی است در سایه چنین مدیریتی، رابطه بین مدیران و جامعه مدنی، رابطه‌ای آمرانه، اطلاعاتی و امنیتی ‌خواهد بود.

در عرصه اجتماعی و فرهنگی هم وضعیتی مشابه حاکم است. امروز دانشگاه‌های ما برغم فشارهای بسیار شدید بر تشکل های غیرحکومتی علمی، صنفی، سیاسی و دانشجویی و یکپارچه شدن مدیریت و ایجاد و گسترش تشکل های دولت ساخته و شبه نظامی شاهد بروز تنش‌هایی است که هم مخرب محیط علم آموزی است و هم بهترین و کارآمدترین جوانان کشور را در معرض خطر و آسیب قرار می‌دهد.

نادیده گرفتن استقلال دانشگاه‌ها و حذف نقش اعضای هیأت‌های علمی، غیر تخصصی و غیر علمی شدن مدیریت بزرگ‌ترین دانشگاه‌های کشور، امنیتی کردن جو دانشگاه‌ها و استفاده از حربه تهدید، اخراج، زندان، تعلیق، ستاره‌دار کردن وامثال آن همه نشانه‌ این است که حاکمیت یکپارچه علی‌رغم تبلیغات و شعارهای زیبا، نهاد دانشگاه را تنها به صورتی می‌پذیرد که ابزار و آلت بی اراده مقاصد سیاسی قدرت باشد. و طبیعی است که این وضعیت قابل دوام نخواهد بود و همانگونه که شاهد بوده‌ایم علاوه بر افت علمی، تنش‌ها و بحران‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را در پی خواهد داشت.

تصفیه استادان برجسته‌ای که دانش و فضل آن‌ها بر هر جوینده علمی آشکار است آنچنان بی پروا و با بهانه‌های اندک صورت می‌گیرد که تردیدی در تصمیم عاملان این گونه اقدام‌ها در منحصر کردن علم و دانش به پیشبرد خواسته‌های آنان باقی نمی‌گذارد.
تداوم این روند در اجتماع به خصوص فشار بر جامعه مدنی وضعیت مشابهی را در جامعه شکل داده است.

علی‌رغم شعارها و وعده های فراوان و برخورداری دولت نهم از امکان همسویی رسانه ملی و انبوه رسانه‌های همراه دیگر، گروه‌های ذی‌نفوذ و گروه‌های فشار و متهم ساختن پیاپی دولت‌های پیشین، امروز جامعه ما با بحران‌های فرهنگی و اجتماعی فراوان روبه روست و سیر روزافزون اعتیاد، قتل و جنایت، فحشا و فساد و حتی فسادهای اداری و دولتی و سوء استفاده‌های اقتصادی و مالی با شدت و حدت ادامه دارد و حتی اقدامات کور تروریستی پس از سال‌های طولانی توقف مجدداً امکان ظهور و بروز یافته‌اند. متأسفانه به جای ریشه‌یابی و تلاش برای حل بنیادی این مسایل فشار بر فعالان اجتماعی و نهادهای مدنی،که می‌توانند در مسیر کاهش این گونه مسائل مؤثر باشند، رو به افزایش است.

بهانه انقلاب مخملین و بر اندازی نرم کافی است تا بدون هیچ دلیل قابل قبول و محکمه پسند، چهره‌های فعال و در عین حال منتقد سیاست‌های جاری هدف اتهام و افترا و بازداشت قرار گیرند، هر چند آن‌ها که سرنخ های اصلی و خارجی معرفی می‌شوند، با قرار گرفتن در شبکه‌ای از تبلیغات سیاسی آزاد می‌شوند و پس از آن فعالان ‌این آب و خاک اعم از مرد و زن در معرض شدید‌ترین فشارها قرار می‌گیرند.

طبعا این سیاست در راستای تشکل ستیزی تفکرات حاکم قابل فهم‌تر است. آن‌ها که نهادهای مدنی را دشمن خود می پندارند، آگاهی سازمان یافته و پایدار مردم را آغازی بر بی اعتباری برنامه‌های پوپولیستی خود می دانند و در این راه برای آن‌ها تفاوتی نمی کند که با يك حزب سیاسی، یک نهاد صنفی، یک حرکت مدنی و یا یک تلاش جنسیتی برخورد کنند. آنچه نتیجه این سیاست‌هاست همان شکست وحدت ملی و انسجام ایرانیان است که بخصوص در عرصه‌های مذهبی، قومیتی، زنان و جوانان و نهادهای مدنی نشانه‌های آن آشکارا قابل مشاهده است.

طبیعی است در چنین شرائطي اعمال عدالت در همه زمینه‌ها، رعایت حقوق بشر و حقوق اساسی انسان‌ها و حقوق قانونی شهروندان مصرح در قانون اساسی با موانع اساسی رو به رو می‌شود. اگر چه رئیس دولت در داخل به گونه‌ای غیر قابل باور دموکراسی را به سخره می گیرد، در خارج از کشور بزرگ‌ترین مدافع دموکراسی برای ملت آمریکا می‌شود، اما جای خالی عدالت و انصاف همچنان بر سر همه سفره‌ها باقی می‌ماند. در حالیکه آزاد اندیشان داخلی بی‌سابقه‌ترین فشارها را تحمل می کنند و حتی بدون هیچ دلیل قانونی از رفتن آن‌ها به خارج از کشور جلوگیری می‌شود رئیس جمهور مبشر آزاد اندیشی برای همه ملت‌های در بند استعمار و استحمار بخصوص کشورهای اروپایی و آمریکا می‌شود.

جریان سیاسی که بزرگ‌ترین عیب دوره اصلاحات را اولویت مسائل سیاسی و منازعات پیرامون آن می دانست ‌خود در سه سال گذشته بیشترین شعارهای سیاسی تشنج‌زا را در عرصه داخلی و خارجی سر داده است و بیشترین فعالیت‌ خود را معطوف کنترل و محدود كردن فعالین سیاسی داخلی کرده و سانسور گسترده و همه جانبه‌ای را در عرصه اطلاع‌رسانی، مطبوعات، کتاب، فیلم و موسیقی حاکم کرده است. به حق باید اعتراف کرد اگر در تحقق شعارهای اقتصادی خود توفیق ناچیزی داشته است در این زمینه ها به بیشترین اهداف خود رسیده است و جای تأسف است که پشت کردن بی سر و صدا به همه شعارهای اقتصادی پرطمطراق و رأی آور زمان انتخابات ریاست جمهوری مانند تثبیت قیمت‌ها، مهارگرانی، مبارزه با مفاسد اقتصادی، برخورد با گردن کلفت‌ها، امروز خود را در قالب ادعاهای جدید و شعارهای پیاپی برای نجات جهان پنهان می‌کند.

موقعیت و جایگاه ایران در عرصه بین‌المللی نیز عیان‌تر از آن است که نیازی به ایضاح داشته باشد. اگر مبنای روابط خارجی هر کشور استفاده بهنگام از فرصت‌ها و امکانات جهانی برای توسعه و پیشرفت و حفظ منافع ملی باشد چه کسی می‌تواند مدعی توفیق سیاست خارجی کشور در دو سال گذشته باشد؟

بسته شدن دروازه‌های کشور به روی دانش و فن‌آوری، سرمایه، تجربه و مدیریت، و از همه مهم‌تر تنظیم روابط خارجی کشور بر اساس تقابل و رو در رویی به جای تعامل و گفتگوی سازنده، این دغدغه را در دل همه دوستداران ایران ایجاد کرده است که در دنیای کمبود فرصت‌ها آیا مجالی برای جبران این همه ضررو زیان فراهم خواهد شد؟ آیا ما مجاز هستیم منافع ملی كشور را با بهانه‌های مختلف قرباني اموری کنیم که در اولویت سیاست خارجی مانبوده و نیستند؟ آیا ما مجاز هستیم با سخنان و رفتارهای نا بجا و نسنجیده‌ای که البته می‌تواند برای ایامی خاص تیتر اول اخبار جهان گردد چهره‌ای خشن و وحشت آفرین و ماجرا جو و دشمن‌ساز از مردم ایران به نمایش بگذاریم؟ آیا ما می توانیم با خود ستائي هاي غیر منطقی و غیر واقعی و تصمیمات به ظاهر انقلابی و یک شبه و مهمتر از همه وارد شدن در معادلات و معاملات منطقه‌ای و جهانی که سود آن تنها برای طرف مقابل خواهد بود رنج تحریم و خدای ناکرده اقدامات خطیر دیگر را بر ملت خود تحمیل کنیم؟

تردیدی در سلطه‌گری و خوی تجاوز‌گرانه آمریکا نیست. تردیدی در غاصب بودن، متجاوز بودن و غیر مشروع بودن رژیم صهیونیستی نیست. اما برای ما تردیدی هم نیست که حفظ منافع ملت ایران بر هر اقدام دیگری ارجح است. ما مجاز نیستیم به خاطر آرمان‌های سیاسی خود به کاری دست بزنیم که حال و آینده ملت ایران را به تاریکی سوق دهد. اگر خواهان جهانی مبتنی بر عدالت و عاری از ظلم هستیم، باید به فکر نقش و سهم ملت ایران در چنین جهانی باشیم و کشور ایران اسلامی را قدرتمند و عزتمند بخواهیم تا به عنوان کشوری مستقل، آزاد، آباد، دموکراتیک و برخوردار از همه مواهب مادی و معنوی بتواند سرمشق همه انسان‌ها و ملت های آزادی‌خواه و عدالت طلب قرار گیرد.

ترکیه با درایت و روشن بینی و ژرف اندیشی پس از سال‌ها حاکمیت نظامیان لائیک و ضد دموکراسی، امروز توانسته‌اند به نوعی از حکومت دست یابند که هم نمایش دهنده چهره رحمانی از اسلام است، هم دموکراتیک است و هم بزرگ‌ترین دستاورد اقتصادی و رفاه را برای مردم خود به ارمغان آورده است. اگر از دل حاکمیت لائیک ضد دموکراسی در ترکیه حکومت مسلمانان دموکرات و توسعه‌گرا بیرون می‌آید آیا ما نباید نگران این باشیم که به خاطر رفتارهای نسنجیده و غیر قابل قبول عده ای معدود، از دل بزرگ ترين انقلاب رهایی بخش نیمه دوم قرن بیستم که به نام مقدس اسلام محمدی و اسلام علوی رقم خورده است، عدم پيشرفت، محدودیت‌های روزافزون، آزادی ستیزی و بسط و گسترش فقرسر بر آورد؟

ایران عزیز اسلامی هم سرمایه‌های تاریخی و هم سرمایه های مادی و معنوی برای محوریت در جهان اسلام و همه کشورهای در حال توسعه را دارد و می تواند برای بشریت سرگشته امروز الگوی سیاسی، فرهنگی و تمدنی جدید باشد. الگویی که با پیروزی انقلاب اسلامی و در دوران اصلاحات طليعه هاي آن نمودار شد و توجه كشورها و ملت هاي اسلامي و حتی فراتر از آن‌ها را به ايران جلب كرد. جای تأسف است که به دليل تنگ نظري ها و موقعیت ناشناسی‌هاي داخلي این سرمایه از دست رفت و امروز اين نگاهها بجاي كشور ما به سوي كشور تركيه جهت گرفته است.

جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی بر این اعتقاد است که فارغ از اینکه چه کسی یا چه جریانی در مصدر امر باشد راه پیش روي ملت راهی طولانی و سخت بوده و هست. واقعیت این است که مردم ما بخوبی درک می‌کنند كه کشور جز با بینش و مشی دموکراتیک، سیاست و برنامه واقع‌گرا و مستمر، و مشارکت و ارده عموم ساخته نمی‌شود.

برای رفاه و سربلندي نسل های آینده نسل ما باید با کار مستمر و خستگی ناپذیر در سطوح مختلف به محو عقب ماندگی‌ها همت گمارد و کار وکار و کار حتی بیش از سهم خویش شعار یکایک شهروندان ما باشد. اما مسؤولیت اصلی تحقق این مهم بر عهده دولتمردان است. در کشور ما متأسفانه هیچ کاری بدون ارده و خواست دولت امکان تحقق ندارد. انتظار ما و مردم از دولتمردان این است که انصاف، مردم‌سالاری و واقع گرایی را پیشه کنند، ایران را از آن همه ایرانیان بدانند، حقوق اساسی ملت را رعایت کنند، به جای شعار و بزرگنمایی خود و سیاه‌نمایی کار دیگران، به ارزیابی و نقد عملکردهای خود بپردازند. اداره امور کشور را به دست کارشناسان بسپارند، از ماجراجویی و قهرمان بازی دست بردارند و به واقع خدمتگزار مردم باشند و قبل از اینکه به فکر توصیه و ارائه رهنمود به سایر ملت‌ها و رهبران جهان‌ باشند در سیاست‌های نادرست در قبال مردم کشور خود تجدید نظر کنند.

این مهم تحقق نمی پذیرد جز با اصلاح رابطه حکومت و ملت، توانمندسازی مردم و حکمرانی خوب. وظیفه ای که بار پیشبرد آن امروز بر دوش اصلاح‌طلبان قرار دارد. راه ما در این سو دشوار و پیچیده است. ما در عین داشتن انتقادهای جدی به سیاست‌های موجود لحظه‌ای در دفاع از استقلال کشور، تمامیت ارضی و احقاق حقوق ملی ایرانیان غفلت نخواهیم کرد؛ چنانکه پیگیری آرمان‌های انقلاب، تداوم اصلاحات و اعمال حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود را ضرورتی ملی می‌دانیم.

در سالی که وحدت ملی و انسجام اسلامی نام گرفته است، ما شاهد برگزاری انتخاباتی مهم خواهیم بود. این انتخابات آزمونی برای دولت و ارکان برگزاری انتخابات در میزان پایبندی آن‌ها به این دو شعار مهم خواهد بود . بی تردید اعتماد حکومت به ملت، سبب اعتماد متقابل خواهد شد و چه اعتمادی به ملت از این بیشتر که آن‌ها را صاحب صلاحیت در تشخيص سره از ناسره، خدمتگزار از منفعت‌طلب و کاردان و کارشناس از نا اهل و نابخرد بدانیم. بزرگ‌ترین ضربه به اعتماد مردم هنگامی است که كساني بخواهند قیم آن‌ها باشند و بیشترین اعتماد به مردم هنگامی است که رأی آزاد آن‌ها را ارج گذاریم وبه آن گردن نهیم.

در شرایطی که بحران‌های داخلی و خارجی بطور جدي نگران کننده است، برگزاری انتخابات آزاد می تواند نقطه عطفی باشد تا آب رفته به جوی باز گردد و به همت این مردم، بحران‌ها پشت سر گذاشته شود و مشکلات همه جاگیر کاهش یابد.

در چنین شرایطی، تنها خواست جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی از دولت و شورای نگهبان برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم است، و در چنین انتخاباتی در چارچوب برنامه‌ها و سیاست‌های ائتلاف اصلاح‌طلبان با تمام توان شرکت خواهد کرد و نتیجه هر چه باشد منشا خیر و برکت برای ملت و مورد احترام ما خواهد بود.

نقطه مقابل چنین انتظاری، میل و تلاش برای بستن فضای سیاسی و تکصدایی شدن عرصه حکومت است. چنین روندی همانگونه که طی دو سال گذشته به وضوح نمایان شده است نتیجه ای جز تشدید بحران‌های اقتصادی، ناهنجاری‌های اجتماعی و فشارهای بین‌المللی و نتیجتاً زوال سرمایه اجتماعی و از دست رفتن فرصت‌های کوتاه تحرک و توسعه کشور در بر نخواهد داشت.

ما از همه کسانی که ایران برای آن‌ها در درجه اول اهمیت قرار دارد درخواست می‌کنیم با درک شرایط تاریخی و حساس کشور، تمام تلاش خود را برای وحدت ملی، رفع تهدیدات داخلی و خارجی و نجات کشور از بحران‌های پیش‌رو به کار گیرند. ما دست دوستی و برادری را به سوی همه کسانی که حاضر به فعالیت در چارچوب قانون اساسی باشند دراز می‌کنیم و اعلام می‌کنیم بدون هرگونه چشمداشت حزبی و گروهی در این راه در کنار آن‌ها خواهیم بود.

از خداوند رحمان و رحیم می خواهیم که اخلاص، دانایی و شعور و نشاط به همه ما عطا فرماید و ما را در پیمودن این راه دشوار، اما خوش فرجام موفق بدارد.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 23:1  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 

پاسخ عجولانه و توام با عصبیت سایت خبری اصولگرایان خراسان جنوبی به جوابیه منطقی و متین شاخه جوانان مشارکت خراسان جنوبی

ایران برای همه ایرانیان: پس از آنکه شاخه جوانان منطقه خراسان جنوبی مشارکت ایران اسلامی طی یک جوابیه منطقی و متین به شبهات مطرح شده در نقد سایت نسیم شرق به صحبت های آقای دکتر آقاابراهیمی رئیس منطقه خراسان جنوبی جبهه مشارکت ایران اسلامی پاسخ گفت، این سایت منتسب به اصول گرایان طی اقدامی عجولانه و توام با عصبیت، جوابیه ای در پاسخ شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی صادر کرد. متن کامل این جوابیه در ذیل آمده است تا خوانندگان محترم با خواندن و مقایسه آن با جوابیه شاخه جوانان مشارکت خراسان جنوبی، خود به قضاوت بنشینند.


سوال ما از شاخه جوانان جبهه مشارکت منطقه خراسان جنوبی : نقدی بر کدام نقد !!!

با سلام خدمت اعضای شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی (منطقه خراسان جنوبی) خوشبختانه چیزی که در این دوره زمانه خرجی ندارد ، حرف زدن و پز دادن وآراستن خود به صفات و کمالاتی همچون آزادی ، آزاد اندیشی و انصاف است . در این اینجا نمی خواهم به گذشته عملکرد این دوستان مدعی آزادی و اصلاحات بپردازم و امیدواریم که در گذشته انشاء الله نسب به این شعارها که افتخار پایبندی به آن را سر می دهند در عمل پایبند بوده باشند . نویسندگان محترم شاخه جوانان مشارکت ما را به پایبندی به تعهدات اخلاقی فراخوانده اند و از ما خواستند بر طبق قانون مطبوعات به درج جوابیه ایشان اقدام کنیم باید گفت شورای سردبیری نسیم شرق همیشه سعی کرده است در این چارچوب عمل نماید و کلیه نقدها و مصاحبه های این سایت با دوستان اصلاح طلب را بی کم کاست انعکاس داده است اما سوال ما این است که آیا دوستان اصلاح طلب فعال در عرصه رسانه ای در مورد مصاحبه دکتر آقا ابراهیمی به این تعهد اخلاقی خود عمل کردند . مصاجبه دکتر آقا ابراهیمی به صورت گسترده توسط وب سایتها و وبلاگهای اصلاح طلب منعکس شد اما هیچ کدام از آنها حاضر نشدند نقد این مصاحبه را منعکس کنند . اگر شما معتقدید که مردم خود بهتر از هر کسی تشخیص می دهند و دانستن حق آنان است چرا نقد این سخنان را منعکس نکردید تا مردم خود قضاوت کنند . این سایت منتسب به جریان اصول گرایی است ولی هنر سانسور در انعکاس مصاحبه ها و نقدهای دوستان اصلاح طلب که به ما نسبت داده شده است ادعایی بیش نیست که این موضوع را می توان از دوستان اصلاح طلبی که صحبتها و نقدهایشان توسط ما انعکاس داده شده است همچون دکتر آقا ابراهیمی پرسید . باید گفت حد اقل در این مورد هنر سانسور و انعکاس گزینشی را دوستان منتسب به جریان اصلاح طلبی به خرج داده اند و بر خلاف چیزی که به ما نسبت داده اند با نگاهی ایدئولوژیک و حب و بغض های سیاسی و جناحی ، وظیفه اصلی خویش که همانا آگاهی دادن به مردم و جامعه است را فدای مطامع و منافع شخصی کردند و این اصل اولیه و اساسی در حرفه خبرنگاری از سوی این نشریات که خود را اصلاح طلب می نامند خدشه دار شده است جوانان مشارکت در بخش اول نقد خود آورده اند "نویسنده سعی کرده تا منویات ذهنی خویش را در قالب اظهار نظرهای نمایندگان مجلس ششم که در نشریات و روزنامه های آن زمان انعکاس داشته است بیان کند و از زبان ایشان و به طور غیر مستقیم به نقد مجلس ششم بپردازد و اینگونه به خواننده القا کند که خود نمایندگان مجلس ششم نیز بر ناکارآمدی این مجلس و ضعیف تر بودن آن نسبت به سایر مجالس ایران اذعان داشته اند و به همین دلیل از نشریات و روزنامه های آن زمان سند آورده تا به اصطلاح مدعای خویش را به صورت مستدل ثابت کند" اولا باید به این دوستان یاداور شد نقدی که در نسیم شرق منعکس شده بود نقد صحبتها و ادعا های دکتر آقا ابراهیمی در مصاحبه با نسیم شرق بود و نه نقد مجلس ششم زیرا که نقد یک مجلس را نمی توان با دو مقاله به انجام رسانید . دکتر آقا ابراهیمی در مصاحبه خود به کاهش شدید نظارت مجلس هفتم که از وظایف اصلی مجلس است اشاره کردند و همچنین مصوبات مجلس هفتم را در راستای انتخابات قلمداد نمودند و مجلس ششم را موفقتر از مجلس هفتم دانستند . ما نیز در رد این مدعا سخنان نمایندگان و چهره ها و روزنامه های دوم خرداد را ذکر کردیم . ثانیا همانطور که در ابتدا ذکر شد بار دیگر این دوستان ادعا می کنند ولیکن هیچ دلیل برای اثبات ادعا ارائه نکرده و فقط به کلی گویی بسنده می کنند . سخنان آقای مزروعی و حجت الاسلام ذاکر و خانم کدیور و ... مستند و کاملا واضح است و نیاز با القاء نیست و این دوستان هستند که می خواهند القاء کنند که احتمالا نمایندگان از افعال معکوس استفاده کرده اند در حالیکه هدف چیز دیگری بوده است . تمام سخنان با سند و منبع ذکر شده است و دوستان بهتر است بجای ادعاهای توخالی سندی مبنی بر سانسور و مصادره به مطلوب کردن سخنان ارائه کنند . ثالثا حال که نمایندگان مجلس از این روحیه بالا و مثبت خود انتقادی برخوردارند دوستان چرا کاسه داغتر از آش آن هم از نوع آش ایرونی شده اند و از این موضوع برآشفته اند اما در جایی دیگر باید به این دوستان یاداور شویم که ماهم مانند شما می دانیم که لوایح دو قلو یکی از مهمترین لوایح مجلس ششم است و نه مهمترین آن اما اگر کامل نقد را مطالعه کرده باشید متوجه می شوید که با توجه به بحث مطرح شده لوایح دوقلو مهمترین لایحه اصلاح طلبان برای بهره برداری انتخاباتی بوده است .دوستان جوان مشارکتی بجای .بررسی ادعای دکتر و لوایح دو قلو به حذف صورت مسئله ، طرح مسئه جدید از سوی خود و پاسخگویی به آن پرداخته اند در این سوال و جواب یک طرفه به معلومات سیاسی ما هم افزوده شد زیرا تا پیش از این فکر می کردیم سه قو بیشتر نداریم ولی حالا فهمیدیم شورای پول و اعتبار هم یک قوه هست این دوستان طبق معمول و بدون ذکر نمونه مدعی شدند که بسیاری از قول های رئیس جمهور در سفرهای استانی و بسیاری از تخصیص بودجه ها، در حیطه وظایف سایر قواست. خوشحال خواهیم شد که بدانیم کدام یک از این بودجه های اختصاصی در حیطه سایر قواست در جایی دیگر به نسیم شرق یادآوری کرده اند که در میان اصلاح طلبان چیزی به نام تندروی یا کندروی معنا ندارد، زیرا که «اعتدال» در کنه و ذات مرام «اصلاح طلبی» نهفته و جان مایه اصلاح طلبی، اعتدال و میانه رویست . صدالبته اصلاح طلبی واقعی همراه با اعتدال است باید به این دوستان مشارکتی گفت. این مهم نیست که شما خود را چه می دانید مهم این است که دیگران در مورد شما چگونه قضاوت می کنند . تندرو خواندن شما نه تنها توسط دوستان اصولگرا مطرح می شود بلکه متحدان قدیمی شما نیز شما را تندرو می دانند برای اطلاع بیشتر بهتر است مقاله آقای محمد مهدی مازنی را در سایت منتسب به اصلاخ طلبان birjandnews.persianblog.ir را مطالعه نمائید در قسمت سوم نقد ، جوانان مشارکت مقایسه ای جالب از نوع خربزه با خیار آورده شده است . باید یادروی کنم تغییر ساعت بانکها توسط دولت و به طور موقت مطرح شده است و نه از سوی مجلس هفتم . همچنین برگرداندن ساعت رسمی کشور در راستای همان نظارت مجلس بر دولت است که شما مدعی تضعیف آن هستید . نوع مقایسه شما نیز جالب توجه است مهمترین لوایح مجلس ششم را با کم اهمیت ترین طرح دولت و مجلس مقایسه کرده اید و معلوم است نتیجه این مقایسه چه می شود !!!! در قسمت چهارم نیز این دوستان وارد مبحث هسته ای شده اند و عجولانه سوالی را که در نقد مصاحبه دکتر آقا ابراهیمی قبلا جواب آن داده شده بود را دوباره پرسیده اند بهتر است دوستان بار دیگر قسمت دوم این نقد را بخوانند ضمنا ما سخنگوی سایر دوستان نیستیم نظرات ما دقیقا در نقد بیان شده است و معتقد هستیم که هم دکتر روحانی و هم دکتر لاریجانی در چارچوب استراتژی نظام حرکت کرده اند ولی گویا شما و آن دوستان اصولگرائی که به آن اشاره کرده اید به این امر معتقد نیستند در این شکی نیست که اعتماد سازی و ایستادگی بر حق ، توامان انجام می شود ولی از این تحلیل سطحی دوستان متعجب هستم . اگر معتقد به وجود دومرحله در رویکرد دیپلماسی هسته ای کشور باشیم در مرحله اول ما حق غنی سازی را برای خود محترم شمردیم ولی برای اعتماد سازی تعلیق را پذیرفتیم که پدیده غالب اعتماد سازی بود و این فاز را ما به این نام نامیدیم اما در مرحله دوم تعلیق از سوی ایران برداشته شد و دیگر ایران به تعلیق تن نداد ولی مذاکرات همچنان ادامه دارد و پدیده اصلی در این مرحله ایستادگی و عدم تعلیق مجدد است در این میان هنوز پارادوکس در سخنان دوستان اصلاح طلب در مورد بحث هسته ای وجود دارد از یک سو برای اثبات حقانیت دوران مدیریت دکتر روحانی ، از تائید رهبر انقلاب و مدیریت ملی ان استفاده می کنند و از سوی دیگر رویکرد دکتر لاریجانی را که نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی است را رویکردی تهاجمی و خارج از اراده جمعی نظام می دانند از یک سو شورای عالی امنیت ملی را مسئول پرونده می دانند از سوی دیگر دولت نهم و چرخشهای 180 درجه ای آن در پرونده هسته ای را مسئول قطعنامه ها شورای امنیت قلمداد می کنند در پایان از دوستان و فعالان رسانه ای منتسب به جریان اصلاح طلبی که مصاحبه دکترآقا ابراهیمی را منتشر کرده اند می خواهیم اگر به طور واقعی و عملی معتقد به تعهدات اخلاقی و اصول حرفه ای به دور از حب و بغض های سیاسی هستند این جوابیه و نقد دو قسمتی قبلی را برای تنویر افکار عمومی منتشر کنند تا مردم خود قضاوت نمایند

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 13:29  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  | 

رضا خاتمی: اگر ايستادگي در برابر ظلم و انحرافات تندروي است، من به آن افتخار می کنم

 


امروز:جوانان جبهه مشارکت ايران اسلامي در آخرين روز از اردوي منطقه اي خود به استان سيستان و بلوچستان، ميزبان محمدرضا خاتمي عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت بودند.
به گزارش خبرنگار سایت امروز دبیر کل سابق جبهه مشارکت در جمع جوانان این حزب به برخی از انتقادات وحملات صورت گرفته به اصلاح طلبان پیشرو در دو سال گذشته پاسخ داد.
وی بیان داشت هرچه به زمان انتخابات نزديک مي شويم، موج تبليغات کور و کر کننده اي که چندي است آغاز شده، بالا مي گيرد. مهمترين نکته اين تبليغات پر سر و صدا ترس از وجود جرياني به نام اصلاحات است چرا که دليلي براي پافشاري بر چيزي که به زودي طبل رسوايي آن به صدا در مي آيد وجود ندارد.
نايب رئيس مجلس ششم سخنان خود را با اين سوال ادامه داد: «تندروي اصولا چيست؟ آيا تعريف جامع و کاملي از تندروي وجود دارد؟ آيا اين مسأله به برداشت افراد باز مي گردد؟» سپس تندروي را يک امر نسبي و غير قابل تفکيک از شرايط دانست که ابتدا بايد اعتدال به عنوان يک معيار تعريف شود تا تندوري نسبت به آن تشخيص داده شود.
به گزارش سایت امروز عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت در ادامه تاکید کرد: «اگر در جامعه اي با ظلم روبه رو هستيم، ايستادگي در برابر اين ظلم اعتدال به حساب مي ايد و نأيستادن در برابر آن کندروي است و به حسب شدت اين ظلم کندروي و تندروي مشخص مي شود. هيچ کس نه در تاريخ اسلام و نه در تاريخ جهان حرکت امام حسين(ع) را يک حرکت تندروانه به حساب نمي آورد. همه مي دانند از حرکت پيامبر(ص) در دل کفار و مشرکين چه مي گذرد اما هيچ کس اين حرکت را تندروي فرض نمي شمارد.» او همچنين به مثالهايي از تاريخ انقلاب اسلامي پرداخت و گفت: «ما قبل از انقلاب حرکتهاي مسلحانه در کشور داشتيم و بعضي از کساني که امروز علم اعتدال برداشته اند و مي خواهند رقيبان را از صحنه اعتدال بيرون کنند، يا عضو اين حرکت ها بودند يا مويد انها. آن حرکت ها تندروي بودند يا نه؟ اگر تندروي نبودند پس مشخص مي شود معياري وجود دراد که مشخص مي کند اين حرکت ها تندروي بودند يا نه.»
محمدرضا خاتمي سپس به جريان اصلاحات و بحث هاي مطرح در آن پرداخت و گفت که يکي از مباحث اصلي اصلاحات اين است که در 20 سال اول انقلاب در درون حاکميت تندروي صورت گرفته است يه نه؟ جريانهاي مختلفي در داخل کشور اتفاق افتاده که همه معتقديم تندروي بوده است. سوال ما از کساني که امروز بر طبل اعتدال مي کوبند اين است که شما در آن تندروي ها که ريشه بسياري از انحرافات است، چه نقشي داشتيد؟ چرا نمي نشينيد اين جريان ها را آسيب شناسي کنيد و جلوي آن ها را نمي گيريد؟
او در ادامه با اشاره به اين نکته که پس از جريانات انتخابات مجلس هفتم تنها جايي که اين پديده آسيب شناسي رسمي شد جريان اصلاحات بود گفت: « يک سري حرکت هايي اما در جريان اصلاحات بوده که آن را نماد تندروي مي دانندو يکي از اين حرکت ها طرح قانون مطبوعات بود. اما آيا اين نکته را براي ديگران تصوير مي کنند که مجموعه عواملي که به تدوين قانون جديد مطبوعات منجر شد چه بود؟.» خاتمي ادامه داد: «آن سيل بنيان کني که مطبوعات با آن روبه رو بودند و به بن بست رسيدن همه راهها بود که ما را به تدوين قانون مطبوعات رساند.کساني که ادعاي ريش سفيدي دارند و معتقد بودند با لابي و بازي پشت پرده مي توان جلوي اين سيل را گرفت حتي توانايي جلوگيري از بسته شدن يک روزنامه را هم نداشتند.»
سپس نايب رئيس مجلس ششم به دفاع از عملکرد مجلس در آن دوره پرداخت و گفت: «در برابر اين سيل بنيان کن آيا اگر مجلس مي خواهد از حق قانوني خود براي حفظ حقوق مطبوعات استفاده کند تندروي است؟! و ايا در برابر جريان ضد قانون تسليم شدن اعتدال است؟! اينکه ما بخواهيم اين روند را يک روند شفاف کنيم مي شود تندروي اما اگر بخواهيم اين روند را از ديد مردم پنهان کنيم مي شود اعتدال؟»
نماینده اول تهران در مجلس ششم در ادامه سخنرانی خود به دو بحران مهم در دوره اصلاحات يعني قتل هاي زنجيره اي و ماجراي کوي دانشگاه اشاره کرد و در اين زمینه گفت: « حذف این غده چرکين و سالم سازي وزارت اطلاعات آيا تندروي به شمار می رود؟! جرياني که پس از ان اطلاعات موازي شکل گرفت و ضربه هاي فراواني را به کشور وارد کرد. آيا ییگیری ماجراي کوي دانشگاه که طبق نظر بسیاری از ناظران سیاسی کشور خود هزینه روشنگری در پرونده قتلهاي زنجيره اي است تندروي است؟ بله؛ برخورد مي کنند، قلع و قمع مي کنند، اما آيا ايستادگي تندروي است؟! آيا مهم نيست عدل و داد برپا شود و مبارزه با ظلم و ستم انجام گيرد؟»
رضا خاتمی در ادامه به مسئله پيگيري مفاسد اقتصادي پرداخت و عنوان کرد که يکي از مسائلي که هيچ جا مطرح نمي شود مسأله مبارزه با مفاسد اقتصادی به وسیله مجلس ششم است .
خاتمي در اين باره گفت: «نهادي به ما اعلام مي کند که هجده ميليارد درآمد دارد بعد متوجه مي شويم که صد و هشتاد ميليارد بوده، وقتي مي خواهيم آن را اعلام کنيم در برابر مجلس مي ايستد و تمام امکانات خود را براي برخورد و تخريب مجلس به کار مي بندد. اما ايستادگي در برابر کسي که به ضديت با حقوق مردم کاملا شناخته شده است مي شود تندروي! آن چيزي که در 8 سال اصلاحات رخ داد و بسياري آن را تندروي مي دانند واکنش طبيعي بود که در برابر ظلم و انحراف صورت مي گرفت.»
محمد رضا خاتمي سپس گفت: «اگر ايستادگي در برابر ظلم و انحرافات تندروي است، من افتخار مي کنم تندرو هستم، اگر تسليم شدن در برابر انحراف اعتدال است، من خودم را آلوده اين اعتدال نمي کنم. حتي اگر مجبورشوم از سياست کناره گيري کنم.»
دبیرکل سابق جبهه مشارکت در ادامه افزود: «ريشه اصلي تندروي ها در کشور ما، تفکرات، انديشه ها و عملکردهايي است که قتل هاي زنجيره اي را آفريد. اگر بخواهيم در برابر تندروي بأيستيم، بياييم در برابر اين حرکات بأيستيم و آن ها را ريشه يابي کنيم.»
دبير کل سابق جهه مشارکت در ادامه با اشاره به اين آيه قرآن «لا يحب الله الجهر بالسوء الا من ظلم» عنوان کرد که اگر بتوانيم حقوق خود را با ارامش به دست آوريم دليل ندارد که فرياد بزنيم. در غير اين صورت حق فرياد زدن را به فرموده قرآن داريم.
نايب رئيس مجلسس ششم بار ديگر به عملکرد اين مجلس پرداخت و گفت: «مجلس ششم طبق آمار يکي از پرکارترين مجالس پس از انقلاب است که کمترين وقت را در مسائل سياسي گذاشت. اين مجلس با يک سري فشار ظالمانه روبه رو بود و به طور طبيعي در برابر آن ها واکنش نشان داد. اين ايستادگي ها باعث شد يک آرامش نسبي در کشور حاکم شود و اين اطمينان را به مردم داد که در درون حکومت کساني هستند که از حقوقشان دفاع مي کنند. اين آرامش سبب مي شود که زمينه رشد و توسعه در کشور فراهم شود.»
خاتمی در پايان با اشاره به وضعيت کنوني کشور گفت: «حالا حکومت يکدست شده است، امکانات و تبليغات هم به طور کامل در اختيار آنها است اما امروز شاهدیم که تشنج و نا آرامي در کشور افزایش چشمگیری داشته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 11:14  توسط شاخه جوانان و دانشجویان مشارکت خ.جنوبی  |