نقدی بر یک نقد
سایت محترم نسیم شرق ( سایت حامی اصولگرایان خراسان جنوبی ) پس از مصاحبه با جناب آقای دکتر آقاابراهیمی رئیس محترم شورای منطقه خراسان جنوبی جبهه مشارکت ایران اسلامی، در دو بخش به قلم آقای «علی رضوانی» اقدام به نقد صحبت های ایشان داشته است.( + ، + ) البته شاخه جوانان منطقه خراسان جنوبی جبهه مشارکت ایران اسلامی باز شدن باب گفتگو و نقادی در جامعه و در میان اهالی سیاست و گروه ها و جناح های مختلف سیاسی را یکی از دستاوردهای نیکو و پسندیده دوران پر افتخار اصلاحات می داند و از این روند گفتگو و نقادی به گرمی استقبال می کند، لکن علاوه بر این که جای پاسخ را برای خود محفوظ می داند، معتقد است در نقدی که بر سخنان آقای دکتر آقاابراهیمی صورت گرفته نکاتی وجود دارد که برای روشن شده ابهام خوانندگان محترم و رفع شبهه از ایشان نیاز به پاسخ گویی دارد، پیش از پرداختن به اصل سخن ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که این مقال نه فقط یک دفاع صرف از صحبت های رئیس منطقه خراسان جنوبی جبهه مشارکت ایران اسلامی، بلکه فراتر از آن و بصورت اولی دفاع و تبیین دستاوردهای دوران اصلاحات به عنوان طلایی ترین دوران بعد از انقلاب اسلامی و همچنین دفاع از عملکرد مجلس ششم به عنوان موفق ترین مجلس تاریخ دموکراسی ایران تاکنون است. امید است سایت محترم «نسیم شرق» بنا به پایبندی به تعهدات اخلاقی و همچنین بر طبق قانون مطبوعات اقدام به درج این جوابیه نماید.
1- در نقد اولی که به صحبت های آقای دکتر آقاابراهیمی وارد شده است، نویسنده سعی کرده تا منویات ذهنی خویش را در قالب اظهار نظرهای نمایندگان مجلس ششم که در نشریات و روزنامه های آن زمان انعکاس داشته است بیان کند و از زبان ایشان و به طور غیر مستقیم به نقد مجلس ششم بپردازد و اینگونه به خواننده القا کند که خود نمایندگان مجلس ششم نیز بر ناکارآمدی این مجلس و ضعیف تر بودن آن نسبت به سایر مجالس ایران اذعان داشته اند و به همین دلیل از نشریات و روزنامه های آن زمان سند آورده تا به اصطلاح مدعای خویش را به صورت مستدل ثابت کند. البته همه ما و آنهایی که به حرفه شریف روزنامه نگاری و خبرنگاری روی می آورند می دانیم که از اولین آموزش هایی که در ابتدای گام گذاشتن به این حرفه به کارآموزان آموزش می دهند این است که خبرنگار و روزنامه نگار باید در کار خویش فارغ از نگاه ایدئولوژیک و حب و بغض های سیاسی و جناحی، فقط و فقط به درج اصل و حقیقت خبر بپردازد و وظیفه اصلی خویش که همانا آگاهی دادن به مردم جامعه است را فدای مطامع و منافع شخصی نکند، متاسفانه بارها و بارها شاهد این بودیم که این اصل اولیه و اساسی در حرفه خبرنگاری از سوی نشریاتی که خود را اصولگرا می نامند خدشه دار شده و صحبت های افراد منتسب به جریان اصلاح طلب با کلی سانسور و حذف از سر و ته آن در آنها انعکاس یافته، بطوری که اصل و پیام مطلب در این سانسور بکلی از بین رفته و با هنر دست اندرکاران «اصول گرای» این نشریات، پیامی دگرگونه و مورد طبع خود را به خواننده القا می کنند. این روند اگر فقط یکی دوبار اتفاق می افتاد، قابل چشم پوشی بود و می شد که با کمی اغماض از کنار آن رد شد و بنا را بر صحت و مستدل بودن این مدارک گذاشت،لکن این قبیل اقدامات نه یک بار که به کرات صورت گرفت و به حربه نخ نما شده ای برای از میان برداشتن رقبای اصلاح طلب و یا برای ایجاد تفرقه در میان آنها تبدیل شد، نمونه آخر این گونه اقدامات که حتی بعد از دوران اصلاحات نیز ادامه یافت، درج خبری کذب در مورد «سید مصطفی تاجزاده» در روزنامه های کیهان و رسالت بود که با تحریف سخنرانی وی در قزوین، وی را متهم به ارتباط با بنیاد «سورس» و طراحی برنامه برندازی نرم کرده بودند،لذا باید گفت تا وقتی معلوم نشود که اصل خبر چه بوده و جان کلام چگونه منعقد شده، نمی توان به این مدارک استناد کرد. گذشته از این اگر هم بنا را بر صحت مدارک فوق بگذاریم، این نه تنها چیزی از ارزش های مجلس ششم کم نمی کند که اتفاقاً سند دیگریست بر موفقیت مجلس ششم، زیرا که مبین این مطلب است که نمایندگان حاضر در این مجلس فارغ از حب و بغض های جناحی و علقه و علاقه های سیاسی، به قسمی که در ابتدای مجلس در دفاع از حقوق مردم یاد کرده اند، وفادار مانده اند و هیچ چیز در تحقق این سوگند حتی اگر وابستگی های سیاسی و جناحی باشد، مانع راهشان نبوده است. اینکه فی المثل خانم کولایی از بی برنامگی مجلس به دلیل فقدان فرهنگ تحزب در کشور گله می کند، همان چیزیست که اکنون حرف دل همه جناح های سیاسی به جز هیئت حاکمه و حامیان آن است. و یا اگر حجت الاسلام ذاکر از دغدغه های منطقه ای نمایندگان ملت به عنوان نقطه ضعف مجلس یاد می کند، همان است که در قالب طرح استانی شدن انتخابات هم در مجلس ششم و هم در مجلس هفتم بسیار بر آن تاکید شد و البته به تصویب نمایندگان حاضر در هر دو مجلس هم رسید اما متاسفانه در هر دو مجلس با دیوار شورای نگهبان روبرو شد. لذا به زعم و عقیده ما این خود انتقادی و گفتن ضعف ها و کاستی ها وسعی در ترمیم و رفع آنها، خود سند افتخار دیگریست برای مجلس پر افتخار ششم.
2- نویسنده در جای دیگر نقد اول خویش، مهمترین لوایح بررسی شده در مجلس ششم را لوایح دوقلو می داند و تصریح می کند که حداقل یکی از این دو لایحه _ لایحه مربوط به افزایش اختیارات رئیس جمهور _ مخالف قانون و خلاف اصل تفکیک قوا بود و سپس این سوال را مطرح می کند که اگر این لایحه مخالف قانون نبود، آیا اصلاح طلبان تندرو!!! می پسندند تا رئیس جمهور اصولگرا لایحه افزایش اختیارات رئیس جمهور را به مجلس بیاورد؟ در ابتدا باید گفت که لوایح دوقلو فقط یکی از مهمترین لوایحی بود که در مجلس ششم بر روی آن بحث شد و برای اطلاع از سایر لوایح مهم مطروحه در مجلس ششم کافیست تا نویسنده محترم با رجوع به منابع معتبر از آنها اطلاع حاصل فرمایند. همچنین باید به نویسنده محترم یادآوری کرد که در میان اصلاح طلبان چیزی به نام تندروی یا کندروی معنا ندارد، زیرا که «اعتدال» در کنه و ذات مرام «اصلاح طلبی» نهفته و جان مایه اصلاح طلبی، اعتدال و میانه رویست. در مورد سوال ایشان هم باید گفت که اصلاح طلبان از هر حرکتی که در چارچوب قانون و در راستای قانونمند و پاسخگو کردن هرچه بیشتر دستگاه های اجرایی و هیئت حاکمه باشد، استقبال می کند و همچنین از هر حرکتی که منجر به نهادینه شدن قانون در جامعه شود، نهایت حمایت و پشتیبانی را مبذول می دارند، اما باید توجه داشت که سخن بر سر موافقت و یا عدم موافقت اصلاح طلبان در تقدیم لایحه افزایش اختیارات رئیس جمهور از سوی رئیس جمهور دولت نهم نیست، زیرا که رئیس جمهور بارها و بارها نشان داده که بی توجه به نظرات کارشناسانه و مشفقانه این یا آن کارشناس با هر مشی و مرام سیاسی و فکری، هر آنچه خود می خواهد و می پسندد انجام می دهد، بلکه سخن بر سر این است که اکنون بدون اینکه لایحه ای به مجلس تقدیم شود، اختیارات رئیس جمهور بنحو بی سابقه ای افزایش چشم گیر یافته است و اصل تفکیک قوا که نویسنده محترم از خدشه دار شدن آن اظهار نگرانی کرده بودند، در این دوسالی که از دولت نهم گذشت، با یکدست شدن حاکمیت خدشه دار شده است. برای نمونه می توان به انحلال سازمان مدیریت توسط رئیس جمهور و تنزل آن در حد معاونت رئیس جمهور به عنوان نمونه ای بارز اشاره کرد که در آن صلاحیت قانونی مجلس در این مورد نادیده گرفته شد و یا در قضیه کاهش نرخ سود بانکی که بنا به دستور مستقیم رئیس جمهور انجام گرفت، به جایگاه شورای پول و اعتبار به عنوان تنها مرجع دارای صلاحیت در این موضوع، وقعی نهاده نشد و حتی بسیاری از قول های رئیس جمهور در سفرهای استانی و بسیاری از تخصیص بودجه ها، در حیطه وظایف سایر قواست. نمونه آخر خدشه دار شدن اصل تفکیک قوا هم در کاهش ساعات کاری ادارات و مراکز دولتی که بنا به دستور رئیس جمهور عمل شد، اتفاق افتاد. حال سوال اینجاست که آیا اگر رئیس جمهور اصولگرا لایحه ای مبنی بر افزایش اختیارات خویش تقدیم مجلس کند، آیا اصولاً اختیاراتی بیش از این نصیب وی خواهد شد؟ و اگر اختیاراتش بیشتر شد آیا اصلاً نیازی به حضور سایر قوا خواهد بود؟!!!
3- نویسنده محترم در نقد اول خود به صورت ضمنی و تلویحی اذعان داشته اند که وقت مجلس ششم صرف لوایح کم اهمیت و بخیه زدن مصوبات گذشته شده است، در رد این مدعای نویسنده محترم که البته از زبان نمایندگان مجلس ششم و در مصاحبه با یکی از روزنامه های اصولگرا در آن زمان بیان شده است _ همان مدارکی که در بند اول در استناد به آنها تشکیک کردیم _ باید گفت که به گمان ما صرف شدن وقت مجلس ششم در مورد لوایح دوقلو، قانون اصلاح نظام آموزش عالی، طرح تحقیق و تفحص از صدا و سیما و ... به مراتب بسیار با اهمیت تر از صرف وقت برای تصویب قانون شروع کار بانک ها از ساعت 8 بجای ساعت 9 و یا تصویب قانون برای برگرداندن ساعت رسمی کشور به حالت قبلیست. البته گویا نویسنده محترم فراموش کرده اند که نمایندگان مجلس هفتم در حالی در اولین اقدام بزرگ خویش دست به تصویب طرح تثبیت قیمت ها از جمله قیمت بنزین به عنوان یکی از مهمترین کالاهای مورد نیاز مردم زدند و حتی در اظهار نظرهایی، کسانی را که مسبب فروش بنزین با قیمت آن زمان _ لیتری 70 تومان _ به مردم شدند را «ظالم» قلمداد می کردند، که به ناگاه در ادامه عمر مجلس طرح سهمیه بندی بنزین را به تصویب رساندند و برخلاف مصوبه پیشین افزایش یکباره قیمت بنزین را موجب شدند، لکن این بار نه تنها کسانی که مسببات این افزایش قیمت را بوجود آورده بودند، مذمت نشدند بلکه بسیار هم در مدح این طرح سخن گفته و تصویب آن را بسیار شجاعانه خوانده شد، هرچند که اصل طرح حذف یارانه از بنزین مورد تایید و تاکید اصلاح طلبان نیز بوده و هست و حتی در مجلس ششم هم پیگیری می شد، اما معلوم نیست که آیا نویسنده محترم این مصوبه مجلس هفتم را که کاملاً برخلاف مصوبه پیشین آنهاست را «بخیه زدن» مصوبات گذشته تلقی می کنند یا خیر؟
4- نویسنده محترم در نقد دوم خویش به صحبت های دکتر آقاابراهیمی پیرامون مسائل هسته ای پرداخته اند و در پاسخ به نقدی که رئیس محترم شورای منطقه خراسان جنوبی جبهه مشارکت ایران اسلامی به دیپلماسی هسته ای دولت نهم وارد کرده اند، ضمن آنکه این سیاست ها را سیاست های ملی و کلان نظام دانسته اند، دیپلماسی هسته ای ایران را به دو فاز که فاز اول آن «اعتماد سازی و آرام سازی افکار عمومی جهان» و فاز دوم آن «ایستادگی بر حقوق حق ایران» است، تقسیم کرده اند که هر دوی این سیاست ها در سطح کلان طراحی شده است و دولت ها مجری این طرح ها بوده اند، بر همین اساس ناقد محترم، سیاست دولت اصلاحات را اعتماد سازی و سیاست دولت نهم را ایستادگی بر حقوق حقه ملت ایران می داند و بر همین اساس تغییر ادبیات دولت نهم و دبیر شورای امنیت ملی در دیپلماسی هسته ای را ارسال سیگنال به جهان ارزیابی می کند. البته این که ناقد محترم به صورت صریح اعتراف می کنند که در دیپلماسی هسته ای، دولت اصلاحات فقط و فقط مجری سیاست های کلان نظام بود و نه تصمیم گیرنده، امریست بسیار نیکو و پسندیده لکن معلوم نیست ایشان با توجه به این نکته، چگونه صحبت های همفکران اصول گرایشان در زمان دولت اصلاحات مبنی بر اینکه «دُر غلطان دادیم و آبنبات گرفتیم!!!» را توجیه می کنند و یا تکلیف آن دسته از اصولگرایانی که دیپلماسی هسته ایران در دولت اصلاحات را ذلیلانه و خائنانه توصیف می کردند و می کنند، چیست؟! و اما در پاسخ نقد نویسنده محترم باید گفت که سیاست های کلانی که ایشان در قالب دو طرح جداگانه ارزیابی کرده اند در واقع پروژه ای توامان است. به عبارت دیگر نمی توان مدعی شد که در زمان اعتماد سازی، ایستادگی بر حقوق حقه ایران از یاد رفته است، بلکه دقیقاً اعتماد سازی و تنش زدایی که در دستور کار دیپلماسی دولت اصلاحات بود به نحوی بهین و سرفرازانه بر حقوق هسته ای ایران نیز پای می فشرد و از آن دفاع می کرد. از طرف دیگر نمی توان گفت که دفاع از حقوق حقه هسته ای ایران با ادبیات آرام و متین امکان پذیر نیست و باید حتماً به ادبیات «تهاجمی» روی آورد. فی الواقع نقطه افتراق دیپلماسی هسته ای دولت اصلاحات و دولت نهم در همین جاست. دولت نهم بر خلاف سلف خویش بجای این که راه تنش زدایی و اعتماد سازی در پیش گیرد و از این طریق بر حقوق هسته ای ایران ایستادگی کند، دیپلماسی «تهاجمی» برگزید و بجای اینکه راه مذاکره با غرب را ادمه دهد، روی به مذاکره با شرق آورد و بجای اینکه در تدارک یک بازی برد-برد باشد، سیاست بازی برد- باخت را انتخاب کرد. این سیاست تا بدان حد پیش رفت که حتی صدای همفکران دولت در مجلس هفتم هم درآمد و مشفقانه دولت را از عواقب راهی که در پیش گرفته انذار دادند و پیشنهاد کردند که بهتر است دیپلماسی پیشین ایران را در مواجهه با جهان در پیش گیرد، حتی در این راه مقام رهبری نیز شورای عالی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران که در آن افرادی میانه رو نظیر دکتر کمال خرازی، دکتر ولایتی، سردار شمخانی و ... عضویت داشتند، را تشکیل داد تا پیگیر دیپلماسی هسته ایران در سطح کلان باشد. به هر روی دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای و بطور اولی پیشرفت ایران در همه عرصه ها آرزوی هر ایرانی فارغ از علقه و علاقه های قومی، مذهبی، سیاسی و جناحیست لکن نکته مهم آن است که همه سعی مان بر این باشد که از کم هزینه ترین راه ممکن به این هدف و افتخار نائل آییم. به امید آنکه همه دست در دست هم زمینه ساز فردایی آباد، آزاد، سرفراز و دموکراتیک برای ایران عزیز باشیم.
و من الله التوفیق و علیه التکلان
شاخه جوانان منطقه خراسان جنوبی
جبهه مشارکت ایران اسلامی
خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا: مراسم افطاري شاخه جوانان جبهه مشاركت
مراسم افطاري شاخه جوانان جبهه مشاركت ايران اسلامي شب گذشته (يكشنبه) برگزار شد و قائممقام دبير كل جبهه مشاركت ايران اسلامي و برخي از روساي شاخههاي دانشجويي و جوانان احزاب در اين مراسم سخنراني كردند.
با ورود احزاب به حوزههاي اجتماعي و فرهنگي ديوارهاي بي اعتمادي رنگ ميبازد
رييس كانون جوانان حزب اعتدال و توسعه اظهار داشت: لازم است كه احزاب در حوزههاي اجتماعي و فرهنگي نيز وارد شده و نگاه خود را در اين خصوص به صورت عملياتي درجامعه نشان داده تا ديوارهاي بي اعتمادي رنگ ببازد و شاهد احزابي پويا و برآمده از آحاد جامعه ايران باشيم.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مسعود شفيعي دراين مراسم با بيان اين كه اين پنجمين ضيافت افطاري است كه به ميزباني شاخه جوانان و دانشجويان احزاب مختلف در ماه مبارك رمضان برگزار شده است، گفت: برگزاري اين ضيافتها به غير از بركات معنوي كه دارد و باعث تقويت دوستيها مي شود بركات ديگري نيز دارد كه از جمله آن ميتوان گفت كه در شرايطي كه عده اي تلاش مي كنند ديوارهاي بي اعتمادي بين احزاب و جامعه را پررنگ و مرتفع كنند تدارك چنين برنامههايي شايد پيامد مثبتي داشته باشد؛ چرا كه برخي لبه تيز پيكانشان به اين سمت بود كه احزاب به باورهاي سنتي توجه نميكنند.
اين فعال سياسي خاطرنشان كرد: با وجودي كه احزاب جزء پديده هاي مدرن بوده و جامعه ما يك جامعه سنتي است تدارك و افطاري در ماه مبارك رمضان مي تواند كمك كند كه چهره جديدتري از احزاب به جامعه نشان داده شود؛ چرا كه احزاب برآمده از جامعه بوده و دغدغه و دلبستگيهاي آنها همان دغدغههاي جامعه ميباشد و اين گونه مراسم ميتواند پيام مثبتي را براي جامعه داشته باشد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) قائممقام دبير كل جبهه مشاركت ايران اسلامي نيز در سخناني با اظهار اميدوراي نسبت به آزادي هادي قابل و ديگر فعالان سياسي زنداني، به قضاياي مربوط به اعتراض جمعي از كارگران كارخانه نيشكر در خوزستان اشاره كرد و با انتقاد از برخي برخوردها با آنان گفت: اين كارگران تنها حقوق خود را ميخواهند.
وي ادامه داد: اعتراض به نپرداختن حقوق چيزي نيست كه بگوييم بر اساس اهداف از پيشتعيين شده و سياسي انجام شده باشد.
رمضانزاده گفت: گزارش سازمان بازرسي كشور اين بوده كه در سال گذشته رقمي نزديك به 5 / 2 ميليون تن شكر وارد كشور شده و اين در حاليست كه مصرف شكر حداقل 2 ميليون تن و توليد داخلي نيز حدود يك ميليون و 200 هزار تن است و مجموع واردات نيز 3 ميليون تن بوده است و اين در حالي است كه 60 درصد كاهش توليد در چغندركاري داشتيم.
وي اضافه كرد: يك سال پيش پنج تن از وزراي رييسجمهور اجازه واردات شكر را دادند؛ زيرا متوجه شدند كه صفركردن واردات شكر باعث بحران ميشود، اما اخيرا نامهاي به رييسجمهور نوشته و خطرات واردات شكر را عنوان كردند و خواستار شدند كه به گونهاي جلو اين مساله را بگيرند؛ ولي متاسفانه نميدانيم چه اتفاقي افتاده كه امروز با افزايش شكر در بازار روبهرو هستيم و بيشترين ميزان واردات را نيز وزارت بازرگاني انجام داده است.
وي همچنين گفت كه عليرغم وجود شكر مازاد بر نياز در بازار قيمت شكر پايين نميآيد و معلوم نيست كه نحوه تعيين بازار براي چه كساني در نظر گرفته شده است.
قائممقام دبير كل جبهه مشاركت ايران اسلامي تاكيد كرد: فارغ از همه مسائل سياسي از همه گروههاي اصلاحطلب و ستاد ائتلاف اصلاحطلبان و خاتمي و كروبي خواهشمنديم نامهاي بنويسند و درخواست كنند كه كارگران را وارد بحث امنيتي نكنند؛ چون آنها تنها به دنبال حقوق خود بودهاند.
وي افزود: اگر بتوانيم اين كار را بكنيم در واقع توانستهايم گامي در راستاي برآورده كردن خواستههاي مردم كمدرآمد برداريم و البته اين همان چيزي بود كه دولت وعدهاش را داده بود.
رمضانزاده با ابراز اين عقيده كه تمام واحدهاي توليد قند و شكر دچار مشكل شدهاند گفت: از سوي ديگر همچنين شاليكوبها به دليل واردات بيرويه برنج دچار مشكل شدهاند كه اميدواريم در اين زمينه نيز كاري انجام شود.
اميدواريم با همكاري احزاب اصلاحطلب شناسنامه دار، حركت خوبي درانتخابات داشته باشيم
رييس شاخه جوانان و دانشجويان حزب اعتمادملي اظهار داشت: اصلاح طلبان عملگرا با محوريت حزب اعتمادملي، استراتژي خود را بر سه محور مشترك مشاركت فعالانه در انتخابات، ايستادگي مسوولانه و همگرايي در چارچوب قانون اساسي و انديشه هاي امام(ره) قرار دادهاند.
به گزارش ايسنا،روح الله اوحدي در اين مراسم افطاري با ابراز اميدواري از اين كه اين انتخابات بتواند باعث توازن بيشتر بين نيروهاي داخلي ايران شود، گفت: تنها راه پيگيري آرمانهاي آزادي خواهانه و اصلاح طلبانه از سوي صندوق راي امكان پذير خواهد بود و در اين راه ميتوان از تمام موانع موجود با همدلي و همگرايي در چارچوب قانون و سخنان امام (ره) به نتيجه رسيد.
وي ادامه داد: تا زماني كه در ايران مجلس و انتخابات وجود داشته باشد بايد همواره در آن شركت فعال داشت و وظيفه همه آن است كه در انتخابات شركت كنيم و معتقديم كه برخي افراطي گرايانه معتقدند كه مردم حضور حداقلانه در انتخابات داشته باشند كه آنطور كه آنها مي خواهند نتيجه انتخابات براي آنها حاصل شود.
وي با تاكيد بر اين كه شركت نكردن در انتخابات تهديد توخالي و بدون كسب نتيجه است، گفت: اميدواريم كه با همكاري احزاب اصلاح طلب شناسنامه دار در چارچوب مشخص حركت خوبي را در انتخابات داشته باشيم؛ چرا كه براساس احزاب ميتوان به نتيجه خوب رسيد و همچنين همگرايي احزاب اصلاح طلب در اين چارچوب و براساس ميثاق مشترك ميتواند راه را به خوبي پيش ببرد.
مسوول سازمان جوانان مجمع نيروهاي خط امام (ره) اظهار داشت: اهميت حضور احزاب در صحنههاي سياسي به صورت ماهيتي و جدي واجب و لازم است.
بسترسازي احزاب در مسير فعاليتهاي خود، مهمترين دستاورد تحزب در كشور است
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، محمدجعفر ايراني نيز در اين مراسم گفت: هر دولت در هر كشوري براي رسيدن به لحظهي مطلوب كه همان ادارهي كشور است، مسير دموكراسي و حقوقي و حقيقي آن است، از قالبهايي وارد شده و بر اساس آن شعارها و ايدههايي را مطرح ميكند و خود با برنامههاي مدون وارد ميشود.
وي خاطرنشان كرد: در صورتيكه در انتخابات مجلس شوراي اسلامي با برنامه و متد خاصي كه كل دنيا آن را پذيرش كرده و حول محور آن جريانهاي سياسي و احزاب در كشورهاي مختلف با برنامههاي مشخص آن وارد رقابت ميشوند، وارد شويم ميتوان فرصت خوبي را فراهم كرد.
ايراني تصريح كرد: رسيدن به قدرت يكي از اهداف احزاب بوده ولي هدف رسيدن به قدرت هدف اصلي احزاب نيست و بسترسازي احزاب در مسير فعاليتهاي خود مهمترين دستاوردي است كه تحزب در كشور ميتواند داشته باشد.
اين فعال سياسي اضافه كرد: حضور احزاب در كشور كمك ميكند كه مردم بتوانند از مسير واقعگرايي و حقيقت ديني خارج نشوند و اين در شرايطي است كه بدعتهاي مختلف و سياستگذاري براي مردم و احزاب ميتواند نقش داشته باشد. بنابراين اگر به واقع به نقش احزاب توجه داشته و ايمان قلبي، عملي و زباني به احزاب داشته باشيم قطعا موفقيت براي احزاب خواهد بود.
احزاب اصلاحطلب به سمت متدهاي جديد بروند
رييس كانون دانشجويان حزب كارگزاران اظهار داشت: احزاب اصلاحطلب در انتخابات مجلس هشتم به سمت متدهاي جديد بروند.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بابك حقيقيراد نيز در اين مراسم گفت: لازم است مجموعهي احزاب اصلاحطلب در انتخابات مجلس هشتم ديدگاه سنتي خود را براي جمعآوري آراء كنار گذاشته و به سمت متدهاي جديد كه در دنيا رايج است بروند و اين پيشنهادي است كه ما در حزب كارگزاران نيز به دنبال آن هستيم و اميدواريم احزاب اصلاحطلب نيز به سمت متدهاي جديد بروند.
وي اظهار داشت: اميدواريم كه شاهد نباشيم افراد بعد از كسب كرسيهاي مجلس دوباره استراتژيهاي غلط كه در گذشته از سوي برخي احزاب به كار رفت را تكرار كنند و اين استراتژي از سوي دوستان اصلاحطلب به كار نرود و كسي وارد كار شود كه لياقت حضور در مجلس را داشته باشد.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سيد شهرام اجتهادي نيز در اين مراسم ابراز عقيده كرد: در بحث نيشكر كه در اين جلسه از سوي آقاي رمضان زاده مطرح شد ميتوانم بگويم از آنجا كه ما به نوعي مرتبط با بحث كشاورزي هستيم جريان دولت و كارهاي ما همچون جريان گوش و ناله و فرياد شده كه در اين چهار سال يا هشت سال به جايي نخواهد رسيد و ما به هرگونه تلاش كرديم كه در بخش كشاورزي فعاليت داشته باشيم.
اين فعال سياسي خاطرنشان كرد: سوالي كه براي بنده مطرح است اين است كه چطور 8 حزب مطرح كه داراي قدرت هستند نتوانستند از عهدهي يك جريان برآيند و قدرت را به راحتي تقديم او كردند و اكنون مجبورند هزينههاي چندبرابري بدهند، پس شايد پاسخ به اين سوال راهكاري براي آينده باشد.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بهاو،ررييس شاخه جوانان وابسته به يكي از گروههاي مليمذهبي نيز در اين مراسم ، با ابراز تأسف از بازداشت هادي قابل عضو شوراي مركزي اين جبهه و دعا براي آزادي او گفت: احزاب اصلاحطلب همگي داراي مواضع و عقيدهي يكسان و معتقد به دموكراسي و خواهان حقوق بشر، آزادي و عدالت بوده و چون تحليل آنها از شرايط با هم متفاوت است تاكتيكها و روشهاي متفاوتي داشته و لازم است كه آنها به يك تاكتيك يكسان و تحليل يكسان از شرايط موجود برسند.
اين فعال سياسي ابراز عقيده كرد: مباحث مرتبط با بحث صلاحيت كانديداهاي انتخاباتي در شرايط حاضر بلوف سياسي و جنگ رواني است كه آغاز كردهاند و هيچكدام نميتواند واقعيت داشته باشد؛ چراكه اگر بخواهند شرايطي همچون مجلس هفتم را برگزار كنند مطمئنا مجلس آينده مجلس خوبي نخواهد شد.
وي ادامه داد: حداكثر خواستهاي كه دولت و شوراي نگهبان از احزاب اصلاحطلب ميتوانند داشته باشند آن است كه در چارچوب قانون عمل كرده و به نظام سياسي وفادار باشند و هر خواستهاي بيش از اين، غيرقانوني و باجخواهي از شهروندان و احزاب بوده و هيچ شهروندي نبايد به اينگونه خواستهها تن دهد. از اينرو آنها نميتوانند به احزاب اصلاحطلب بگويند كه با چه كساني ائتلاف كرده يا با چه كساني ائتلاف نكنند و آنها نيز نبايد به اين خواستههاي آنها تن دهند.
بهاور ابراز عقيده كرد: تن دادن به خواستههاي دولت و شوراي نگهبان كه خارج از قانون باشند، به معناي تسلط دائمي اصولگرايان در جامعه است و اين يكي از اهداف آنها به شمار ميرود و ميتوان گفت هدف ديگر آنها شكاف انداختن بين گروههاي اصلاحطلب و راديكال كردن فضاي بين آنهاست؛ چراكه آنها قصد دارند اصلاحطلبان به صورت داوطلبانه از فضاي سياسي كنار كشيده و هزينهي فعاليت براي دولت پايين بيايد.
به گزارش ايسنا، در پايان اين مراسم طباطبايي رييس شاخهي جوانان جبههي مشاركت ايران اسلامي خير مقدمي را به حضار گفت.
همچنين در اين ضيافت افطاري برخي از رؤسا و اعضاي شاخههاي جوانان و دانشجويان احزاب مجمع نيروهاي خط امام(ره)، حزب اعتدال و توسعه، حزب اعتماد ملي، خانهي كشاورز و حزب كارگزاران حضور داشتند و همچنين برخي از اعضاي شوراي مركزي جبههي مشاركت ايران اسلامي همچون حجاريان، محمد رضا خاتمي، رمضانزاده، آذر منصوري و مرتضي مبلغ معاون سياسي سابق وزير كشور به همراه ميردامادي دبيركل اين جبهه حضور داشتند.
عضو حزب مشاركت خراسان جنوبي خبرداد
برگزاري جلسات مقابله با ردصلاحيت احتمالي اصلاح طلبان خراسان جنوبي
خبرگزاري فارس: رئيس شوراي مركزي حزب مشاركت خراسان جنوبي گفت: بخشي از فعاليت هاي احزاب اصلاح طلب استان چگونگي برخورد با رد صلاحيت هاي احتمالي است و در اين راستا تا كنون جلساتي در استان برگزار شده است.
محمدرضا آقا ابراهيمي در گفت و گو با خبرنگار فارس در بيرجند در پاسخ به اينكه آيا حزب مشاركت خراسان جنوبي مانند برخي احزاب ديگر جلساتي براي مقابله با رد صلاحيت ها برگزار مي كند يا خير، افزود: قطعا بخشي از فعاليت هاي احزاب اصلاح طلب كه بايد انجام دهند همين است و متأسفانه ما در چندين سال اخير درگير يك بازي نابرابر هستيم و نيروهاي اصلاح طلب تا آخرين دقايق نمي دانند چه كسي رد صلاحيت مي شود و چه كساني تأييد مي شوند در حالي كه طرف مقابل از مدت ها قبل تكليف خود را مي داند و برنامه ريزي مي كند.
وي ادامه داد: به طور طبيعي ما براي اينكه تمهيداتي بينديشيم و اين مرحله را پشت سر بگذاريم جلساتي با اصلاح طلبان داشته ايم و با نزديك شدن به انتخابات اين گونه جلسات بيشتر و فشرده تر مي شود.
رئيس شوراي حزب مشاركت خراسان جنوبي در مورد برنامه هاي حزب مشاركت در آستانه انتخابات مجلس هشتم، گفت: جبهه مشاركت به عنوان يك حزب قانوني كه همواره در چارچوب قوانين كشور و قانون اساسي فعاليت كرده مهمترين عرصه فعاليت ورزي را انتخاب مي داند و همواره در انتخاباتي كه بعد از تشكيل حزب اتفاق افتاده است سعي كرده نقش خود را به عنوان يك حزب قانوني اجرا كند.
آقا ابراهيمي تصريح كرد: در انتخابات مجلش هشتم نيز جبهه مشاركت قصد دارد با تمام توان در اين انتخابات شركت كند و اهداف اصلاح طلبانه اي كه در حزب است از طريق صندوق هاي رأي و از طريق شركت فعال پيگيري مي شود.
وي در پاسخ به اينكه ائتلاف اصلاح طلبان خراسان جنوبي به كجا انجاميده است، افزود: با تجربياتي كه در 3 انتخابات گذشته خصوصا در انتخابات شوراي شهر سوم كسب كرديم شعار مشاركت، ائتلاف حداكثري و مطالبات حداقلي است و جبهه مشاركت قصد دارد با ساير احزابي كه در جبهه اصلاحات حضور دارند و فعال هستند به يك ائتلاف حداكثري دست پيدا كند و مطالبات خود را در حداقل ممكن تنظيم كند.
رئيس شوراي حزب مشاركت خراسان جنوبي اظهاراميدواري كرد، كه با دستيابي به چنين ائتلافي در سطح ملي و منطقه اي بتوانيم بازگشت خوبي به عرصه تصميم گيري و در مراحل بعدي به عرصه اجرايي كشور برداشته باشيم.
رئيس شوراي حزب مشاركت خراسان جنوبي همچنين در پاسخ به اين سوال كه نظرتان در مورد بحث احزاب چيست، گفت: نگراني كه همه احزاب اصلاح طلب در سطح ملي و منطقه اي دارند رد صلاحيت هاي گسترده اي است كه متأسفانه در انتخابات مجلس هفتم شاهد بوديم و به نوعي در شرايط فعلي پيش بيني مي شود كه اين رفتار ها در انتخابات مجلس هشتم هم تكرار شود كه اگر چنين اتفاقي بيفتد طبيعتا تصميم گيرندگان نبايد انتظار داشته باشند كه احزاب اصلاح طلب در حركتي شركت كنند كه خدشه دار است.
آقا ابراهيمي خاطرنشان كرد: اگر رد صلاحيت ها مانند مجلس هفتم بي رويه و غير قانوني صورت گيرد قطعا انگيزه شركت هم در مردم و هم در احزاب اصلاح طلب به شدت تضعيف مي شود و اين مغاير با رهنمودي است كه به عنوان اتحاد ملي و انسجام اسلامي تعيين و اعلام شده است.
وي گفت: از نظر همه احزاب اصلاح طلب تنها شرط شركت همه احزاب اصلاح طلب و نيروهاي اصلاح طلب در انتخابات برگزاري انتخاباتي آزاد و قانونمند در انتخابات است و اميدواريم در مرحله رد صلاحيت ها چه توسط هيئت هاي اجرايي كه اخيرا همسو و همفكر با هيئت نظارت هستند و چه توسط هيئت نظارت انشاءالله شاهد قانون شكني نباشيم و بر اساس قانون دقيقا اجرا شود.
در صورت برگزاری يك انتخابات قانوني و رقابتي پیش بینی کرد
دکتر آقاابراهیمی: در انتخابات مجلس هشتم شاهد تکرار حماسه دوم خرداد خواهيم بود
در بحبوحه بحران (بين مجلس و شوراي نگهبان) در بحث تائید صلاحيت ها مسأله حاكميت دو گانه و خروج از حاكميت مطرح شد و در اين زمينه استانداران وزرا و حتي نمايندگان مجلس وقتي رد صلاحيت شدند گفتند ما استعفا مي دهيم تا چه حد اين بحث صحت داشت الان پس از گذشت 4سال از عمر مجلس هفتم و انتخابات مجدد وضعيت چه طوري است جبهه مشاركت ا
نتخابات مجلس هفتم را تحریم كرد آيا پس از گذشت زمان حزب مشاركت مي خواهد به عنوان يك اپوزوسيون خارج از حاكميت كار كنند ويا در چارچوب نظام كار انجام دهد اگر شق دوم درست است تغيير نگرش در تفكر مشاركت اتفاق افتاده يا تغيير مشي حاكميت باعث شده كه به یک تعاملی برسیم و جبهه مشاركت به این نتیجه برسه که می تواند در چارچوب حاکمیت کار کند
اشتباهي در صحبت شما بود که تصحیح می کنم. جبهه مشاركت انتخابات مجلس هفتم را تحريم نكرد چون تحریم یک بار حقوقی دارد و اینکه یک حزب لیست ندهد با بحث تحریم متفاوت است. جبهه مشاركت قطعاً آن آنتخابات راتحريم نكرده بود. سؤال شما اساساً مبتني بر یک پیش داوري در خصوص انتخابات مجلس هشتم است . شما بنا را بر اين گذاشتيد كه جبهه مشاركت فعالانه در انتخابات مجلس هشتم شركت مي كند و برای شما این سوال پیش آمده كه جبهه مشاركت كه در مجلس هفتم شركت نكرده چطور شده كه در انتخابات مجلس هشتم شركت مي كند. اين چنين پیش داوري هایی درست نيست چون هنوز 6 ماه ديگر تا انتخابات باقي مانده است .اين كه انتخابات به چه سمتي مي رود و تایید صلاحيت ها و رد صلاحيت ها به چه صورت خواهد بود ، وقتي كه اتفاق افتاد مي توانيم قضاوت كنيم. نگراني كه در انتخابات مجلس هفتم وجود داشت امروز هم وجود دارد و اين نگراني فقط مختص جبهه مشاركت نيست و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی و بقيه اصلاح طلباني كه تحت عنوان پيش رو شناخته شدند هم این نگرانی را دارند . حتی شخص آقای خاتمی ، به عنوان كسي كه سعي كرده در جبهه اصلاحات اعتدال و ميانه روي ايجاد كند ، خود ايشان هفته گذشته گفتند که ما انتظاراتي از انتخابات داريم و منتظريم كه اين انتظارات برآورده شود. ما بايد صبر كنيم ببينيم اين انتخابات چگونه برگزار خواهد شد. اگر رد صلاحيت ها به همان صورت گسترده و غير قانوني كه در انتخابات مجلس هفتم رخ داد در انتخابات مجلس هشتم هم اتفاق بیافتد نبايد انتظار داشت كه همه تشكل هاي اصلاح طلب به طور وسيع و گسترده در چنين انتخاباتي شركت كنند.
البته مساله پیش داوري به خاطر اخباري است كه از جبهه دوم خرداد به گوش مي رسيد ، صحبت هاي آقای كروبي وبقيه دوم خرداد كه مي گفتند وحدت شكني نكنيد ، به نظر می رسید مشاركت قصد دارد كه دراين زمينه وارد عمل شود
استراژي جبهه مشاركت وهمه اصلاح طلبان هميشه مشخص بوده است. سياست ورزي كه جز از طریق صندوق راي امكان پذير نيست. جبهه اصلاحات و حركت آن همواره در چارچوب قانون اساسي و نظام جمهوری اسلامی بوده است و امروز هم همين است و هيچ تغييري نكرده است. مساله اين است كه در انتخابات مجلس هفتم با برخورد غیر قانونی که شورای نگهبان در رد صلاحیت گسترده کاندیدا ها انجام داد امكان مشاركت و سياست ورزي از طريق صندوق راي را از طيف وسيعي از تشكل هاي سياسي و مردم گرفت و آن ها هم به طور طبيعي در انتخابات شركت نكردند و راي ندادند و شايد هم برخی راي دادند. امروز هم هيچ تفاوتي نيست. جبهه مشاركت و بقيه اصلاح طلبان هميشه گفته اند كه اصلاحات هميشه در چارچوب قانون و نظام است و به اعتقاد من اصولا بحث اصلاحات بازگشت به قانون اساسي و آرمان هاي انقلاب اسلامی است. من شخصاً معتقدم كه در جاهايي انحرافاتي در انقلاب و آرمان هاي انقلاب و آرمان های قانون اساسي اتفاق افتاده است ، من به عنوان يك اصلاح طلب حرفم اين است كه اين انحرافات نبايد اتفاق بيافتد. بنا براين حركت اصلاحات هميشه در چارچوب قانون اساسی بوده و الان هم اگر 6 ماه ديگر امكان سياست ورزي و مشاركت در اختيار مردم وگروه هاي سياسي قرار داده نشد و اجازه ندادند كه گروهها از حق قانوني خودشان براي انتخاب كردن و انتخاب شدن استفاده كنند نبايد انتظار داشت كه گروههاي سياسي بيايند پیاده نظام حركتي شوند كه بر خلاف مصالح كشور و نظام می دانند.
در حالي كه كرسي هاي مجلس دست دوم خرداد و طيف اصلاح طلب بود ، به اين نتيجه رسيدند كه نمي توان در اين چارچوب كاركرد ، آيا آن حاكميت دو گانه اشتباه بود . فرض كنيد تاييد صلاحیت آن طور که شما می خواهید انجام شود و شما برید مجلس آيا شما فكر نمي كنيد بعد از 3 سال به همان مرحله خواهيد رسيد و خواهید گفت که اصلاحات به بن بست خورده است و انسداد سیاسی رخ داده است
يك مشكلي كه ما در كشور داريم ، عمومي كردن و تعميم دادن قضايا است. بحث خروج از حاكميت توسط يك قشر بسيار كوچك و در بخش كوچكي از نيروهاي اصلاح طلب مطرح شد و خيلي زود هم فروکش كرد و اينكه ما آن را به همه اصلاح طلبان تعميم دهیم درست نيست.
مشكلي كه دوم خرداد با آن دست به گريبان بوده اين است كه شفافيت در داخل جبهه دوم خرداد زياد نبوده يعني اين كه دیدگاهها و نظراتی در داخل جبهه دوم خرداد بیان می شد و هیچ یک از گروههای دوم خردادی آن را نفی نمی کردند و مرز خود را نسبت به آن دیدگاه تعیین نمی نمودند و بنابراین کسانی كه خارج از جبهه دوم خرداد هستند این گونه فکر می کنند که این دیدگاه و تصمیم اکثریت گروههای دوم خردادی است و به اکثریت گروهها تعمیم داده خواهد شد
خوب شما طبیعتا حق دارید که برایتان چین ابهامی پیش بیاید ولی مقداري كار تبليغاتي شد توسط دستگاه هايي كه مخالف جريان اصلاحات بودند و هستند و اين چنين مسائلي را بزرگ نمايي کرده و به آنها دامن مي زنند . به هر حال بحث خروج از حاكميت بحثي بود كه توسط اقليت بسيار محدودي مطرح شد و اصولاً نام جبهه دوم خرداد خودش گویاست. "جبهه" يعني يك مجموعه سیاسی كه طيف بسيار وسيعي از نظرات مختلف را در بر مي گيرد . در طرف مقابل جبهه اصلاحات هم عملاً با جبهه اي كه خودش را اصولگرا ناميده است مواجه هستيم كه بين دو سر آن هم اختلافات بسيار زيادی وجود دارد. ما راهي جز سياست ورزي بر اساس قانون اساسي و از طريق صندوق راي نمي شناسیم. بنابراين تا جايي كه مي توانيم بايد در چارچوب نظام و حركت اصلاحي فعاليت خودمان را ادامه دهيم و جايي كه امكان به ما داده نشد طبيعتاً ما هم تكليفي نداريم . مباحثي كه اطراف مجلس ششم رخ داد ، بحث تحصن و استعفا به علت اعتراض به برخورد غير قانوني شوراي نگهبان بود. خداوند نیز صراحتاً در قرآن فرموده است که: "من دوست ندارم كه كسي داد بزند وصداي خود را بلند كند ، مگر آن كه مورد ظلم واقع شده باشد". واقعاً در آن جا به كساني ظلم شده بود و آن ها هيچ چاره اي جز داد زدن نداشتند و متاسفانه رسيدگي هم نشد. من پيشنهاد مي كنم به شما به عنوان يك رسانه كه بررسي كنيد كه در آن زمان شخص رئيس جمهور و رئيس مجلس به دنبال اين بودند كه انتخابات را برگزار نكنند به خاطر اينكه ميزان رد صلاحيت ها بسيار زياد بود و مقام رهبري دستور دادند كه انتخابات به موقع برگزار شود و بعد رسيدگي شود . انتخابات توسط دولت برگزار شد ولي امروز با گذشت 5/3 سال ا ز آن انتخابات شايد لازم باشد كه ببينيم آیا اين بررسي و رسيدگي انجام شد ؟ كجا رسيدگي شد ؟ آيا آن هزاران نفري كه رد صلاحيت شدند حتي در مورد يك نفر هم اشتباه نشده بود؟ آيا عقل انسان مي پذيرد كه سيستمي آنقدر دقيق باشد كه چند هزار نفر را رد کند و يك نفر خطا نباشد؟ خوب است كه در این مورد بررسي و نتیجه به مردم اطلاع داده شود.
نقاط ضعف و قوت مجلس هفتم چیست و عملکرد آنرا در مقایسه با مجلس ششم چگونه می بینید؟
بزرگترين ضعف مجلس هفتم را در اين مي بينم كه به جاي مصالح دراز مدت كشور ، به پيروزي در انتخابات رياست جمهوري نهم و مسائلي از اين قبيل فكر كردند. بارز ترين نمونه طرح تثبيت قيمت ها بود كه در اولين سال مجلس هفتم تصويب شد و شخص آقای حداد عادل مصاحبه كرد و گفت كه اين عيدي مجلس هفتم به ملت ايران است. در حالي كه اغلب صاحب نظران اقتصادي مي گفتند كه اين كار ضرر هاي جبران ناپذيري به كشور وارد خواهد كرد ، اما كاملا مشخص بود که نگاهشان براي گرفتن رياست جمهوري بود و اين چنين ضرر هايي به مملكت وارد كردند و آثار آن را هم امروز به عینه مي بينيم . مشكلات بنزين ، بد هي هاي عظيم شركت هاي آب و برق و ... اما حالا آقای حداد عادل در دفاع از افزایش 25 درصدی قیمت بنزین گفته اند كه وقتي در سال 15-10 درصد تورم داريم بی معني است كه قيمت بنزين ثابت بماند! اين ها چنین حركت هايي را انجام دادند كه بتوانند قوه ي اجرايي را در دست بگيرند. تضعيف بعد نظارتي مجلس را به شدت در اين دوره شاهد بوديم و مجلس هفتم از اختيارات خود تا آنجا كه مطلوب بود استفاده نکرد. در مجلس ششم كارهاي اساسي انجام شد مثل: اصلاح قانون ماليات ها ، تسهیل سرمايه گذاري خارجي ، طرح توازن منطقه ای مربوط به استان های محروم ، تک نرخی شدن قیمت ارز و حركت هایي از اين قبيل كه زمينه را به صورت دراز مدت مساعد مي كرد كه كشور به سمت توسعه و ترقي برود و بسياري از اين ها در مجلس هفتم ناديده گرفته شد. البته اين بدین معنا نيست كه مجلس ششم ضعف نداشته و مجلس هفتم قوت نداشته است. مجلس هفتم هم قطعا نقاط قوتی داشته است که يكي از نقاط قوت مجلس هفتم بحث سهميه بندي بنزين بوده كه دربودجه 86 تصويب شد و دولت زير بار نمی رفت و به خاطر داريم كه سخنگوي دولت و برخي از اعضاي دولت حاضر نبودند اين كار را انجام دهند و حتي در نهايت وقتي كار به فشار رسيد و مجلس فشار آورد ، اين مصوبه با تاخیر توسط دولت اجرا شد و البته الان هم مصوبه مجلس به طور كامل انجام نشده است . بنابراين ، يكي از نقاط قوت مجلس این بود كه به دولت فشار آورد تا كار را انجام دهد ، گر چه که دولت به صورت ناقص و با معايب زيادی اين مصوبه را انجام داد. در مجموع در زمینه مصالح درازمدت کشور و نظام ، مجلس ششم را بسيار موفق تر از مجلس هفتم مي دانم.
در گفتگو با بیرجند نیوز عملكرد فعلي نمايده مجلس بیرجند را ضعيف ارزيابي كرده بوديد ، اینجا یک سوال پیش می آید و آنهم اینکه نماينده فعلي مجلس هفتم آقاي عبادي مجلس پنجم كانديد بودند و راي آوردند. با اوج گيري بحث دوم خرداد و اصلاحات در مجلس ششم راي نياورد ومهندس آيتي راي آوردند ، در دور هفتم گفتید رد صلاحيت ها زياد بود ولی در سطح بيرجند انتخابات رقابتي بود به علت اين كه از هر طیفی كانديد وجود داشتند ، با توجه به شناختی كه نسبت به آقاي آيتي و عبادي وجود داشتند باز هم به آقاي عبادي رجوع شد، شما دليل اين رجوع را چه مي دانيد؟
این رجوع دو علت اساسي داشت. دلیل اول تفرقه اي كه بين گروههاي اصلاح طلب بود. از این طیف ، آقای آيتي ، خانم دکتر خاتمي و آقای راشدي در رقابت بودند كه اين باعث شد كه تعداد زيادي از افراد اصولا راي ندهند و اگر مانند انتخابات مجلس ششم شاهد یک اجماع در جبهه اصلاحات بوديم ترديد ندارم كه نتیجه مي توانست تغيير كند . دليل دوم : تبليغات وسيعي كه بر عليه اصلاح طلبان شد. در سطح كشور ما با يك فرايند تخريبي و سياه نمايي مواجه بوديم كه متاسفانه اين فرایند تاثير خود را در بعضي افراد داشت و اين طور وانمود شد كه حركت اصلاح طلبي يك حركت ضد دینی و آمريكايي و بيگانه پرستانه است . در استاني كه سه برابر متوسط كشوري جمعیت تحت پوشش كميته امداد دارد و در استاني كه متوسط درصد بيسوادي آن بسیار بيشتر از متوسط كشوري است ، طبيعتا چنين تبليغات سوئي بر روي افرادي كه شايد دسترسي كامل به اطلاعات ندارند و به قضايا به صورت گذرا و سطحي نگاه مي كنند قطعا تاثير مي گذارد. من اين را بيش از اين كه رجوع به سياستها و تفكر آقاي عبادي بدانم ، بيشتر نتيجه ي تفرقه ي اصلاح طلبان و سياه نمايي دستگاه هاي تبليغاتي عليه اصلاحات می دانم. نكته ديگر اينكه شايد عدم تقسيم استان خراسان ، كه تا زمان برگزاری انتخابات مجلس هفتم انجام نشد ، در راي بعضي ها تاثير گذار بود.
در آن زمان اوج قدرت گروههای دوم خردادی بود و مجلس و دولت در اختیار آنها بود همچنین روزنامه های بیشماری که از آنها حمایت می کرد . تضعیف دو جناح توسط هر کدام از آنها انجام می شد ولی حجم سیاه نمائی که شما می گوئید تا آن اندازه نبود چون دوم خرداد هم از ابزار های تبلیغاتی خود به خوبی استفاده می کرد
اين بحث مشخص مي كند كه ما اختلاف نظر داريم و این البته طبيعي است. در بحث رسانه ها با توجه به اينكه تاثير گذارترين رسانه در كشور ما رسانه ملي است كه پوشش داخلي بیش از 95 در صد كشور را دارد و اين رسانه به طور كامل در اختيار جريان ضد اصلاحات بوده و هست. تنها به عنوان یک مثال ، در قضيه كنفرانس برلين سيمای ج ا. تصاویر را دستكاري كرد و تصاوير رقص یک نفر و لخت شدن یک نفر دیگر که مربوط به جلسه روز دوم بود را اول نشان داد و بعد تصاویر مربوط به جلسه روز اول را نشان داد. در نتیجه ، به بیننده اینچنین چنان القا كرد كه افراد ايراني حاضر در جلسه نشسته اند و رقص وآن حركات را ديده اند! در صورتي كه اين طور نبوده و همه اعضا هیات ایرانی به محض شروع آن حرکات ناهنجار ضدانقلابیون جلسه کنفرانس راترک کردند و حتی آقای اکبر گنجی ، که به همین دلیل 6 سال زندانی بود ، روز دوم کنفرانس به دلیل سرماخوردگی در هتل بود و اصلا در محل کنفرانس حاضر نبود! رسانه ملي در چند سال اخير رسالت سياه نمايي و ضربه زدن به جریان اصلاحات را بر عهده داشت. در حال حاضر هم این رسانه تبديل به روابط عمومي دولت شده و جوري رفتار مي كند كه گویی در 25 سال بعد از انقلاب هيچ كاري انجام نشده و همه اقدامات مفید در همین دو سال اخير انجام شده است! نقش سياه نمايي و تبليغات سوء بسيار زياد بوده است. در نماز جمعه و تریبون های مختلف هم توسط افراد مختلف و با استفاده از احساسات ديني مردم صحبت هايي مي شده و از طریق دادن نسبت هاي غلط به جريان اصلاحات توانستند مردم را تحريك كنند كه نتيجه آن را در انتخابات مجلس هفتم ديديم.
با اوج گيري تبليغات جبهه دوم خرداد ، با تبليغات كه روزنامه ها كرده بودند صدا و سیما را به سیمای لاریجانی تشبیه کردند و این گونه بیان می شد و در اذهان جا افتاده بود که هرچه صدا و سیما می گوید بر عکس آن درست است.
در همه طبقات اجتماع اين طور نيست. در طبقاتي كه از تحصيل وآگاهي اجتماعي كمتري برخوردار هستند اين جوري نیست. هستند اقشاري كه آنچه از صدا وسيما مي شنوند را به عنوان وحی منزل مي دانند. از انتخابات شوراي دوم به بعد ، جبهه اصولگرا ، با 25-20 در صد آراي مردم سر كار هستند . واين جوري نيست كه بگويم 80 درصد آراي مردم را دارند . آقای احمدي نژاد در دور اول پنج میلیون و ششصدهزار راي آورد و در دور دوم هم که 17 میلیون رای آورد از بین 48 میلیون رای دهنده بود که کمتر از 36 درصد کل رای دهندگان است ودر 27-26 سال بعد از انقلاب رئيس جمهوري نبوده كه كمتر از 50 در صد راي داشته باشد. بنابراين ، اين تبليغات سوء در طبقاتی از اجتماع تاثير گذار بوده و در چند انتخابات اخير همان 25- 20 درصد كافي بود كه جريان اصلاحات نتواند به قدرت برسد .
نظرتان نسبت به اختلافاتي كه الان در جبهه دوم خرداد به وجود آمده چیست ، چشم انداز ائتلاف در كشور و در استان را چگونه مي بينيد ؟
ما اخیرا شاهدکمتر شدن اختلافات در جبهه اصلاح طلبان هستیم و بر عکس اختلافات بين اصول گرايان افزایش يافته است. دليل اين امر اين است كه در 2 سال اخير كه اصلاح طلبان از قدرت دور بودند فرصت تامل و تعمق داشتند و بر عكس اصولگرايان كه تمام مملكت را به صورت يكدست در اختيار دارند در بحث تقسيم غنائم به طوركامل به درگيري كشيده شده اند و اختلافات آنها بیشتر شده است . اختلافات طبيعي است. من معتقدم در ايران ما از لحاظ حزبي وسياسي ضعيف هستيم و این هم به دليل حملاتي است كه ارباب قدرت به احزاب مي كنند. همين چند وقت پیش شخص رئيس جمهور حمله شديدي به مقوله تحزب كرد و حرف هايي زد كه برخي دور از واقعيت و انصاف بود تا جايي كه حتی دبير کل حزب مؤتلفه هم به شدت به این موضوع اعتراض کرد. ارباب قدرت اجازه نداده اند در كشور ما فرهنگ تحزب ایجاد شود . در دولت قبل مبلغ ناچيزي براي تقويت احزاب اختصاص يافت و اتفاقا بيشترین مبلغ را هم حزب مؤتلفه به دليل سازماندهي خوبي كه داشت مي گرفت اما در اين دولت اين مبلغ حذف شد و اين نشانگر اين است كه قصد دارند که تحزب از بين برود و حزب وجود نداشته باشد ، در صورتي كه خودشان در قالب تشکیلات دیگری به صورت پشت پرده از منافع و مزاياي كار حزبي بهره می برند اما به الزامات آن پايبند نيستند . چون ما به لحاظ تاريخي در کارهای حزبی ضعیف هستیم ، هر كس فكر مي كند كه خودش بايد کاندیدا و نماینده شود . من ریشه اختلافات را در نبود فرهنگ تحزب می دانم و به این دلیل این اختلافات بیشتر بروز می کند. اینکه آينده ائتلاف چه می شود قابل پيش بيني نيست . با شرايطي كه امروز وجود دارد ، به نظر می رسد که انتخابات مجلس هشتم مانند مجلس هفتم خواهد بود. اگر بدتر نباشد بهتر هم نخواهد بود و به دليل رد صلاحيت های گسترده غیر قانونی و دخالت بعضی نهادها در انتخابات ممکن است بدترهم باشد كه در اين صورت بخشی از اصلاح طلبان تمایل به شركت نخواهند داشت . البته درصد کمی از اصلاح طلبان معتقدند که باید به هر قيمتي وارد قدرت شد که در اين صورت ممكن است اختلافات بيشتر شود . فعلا بيشترين اختلافات در جناح مقابل جبهه اصلاحات ، یعنی در جبهه اصول گرايان ديده مي شود . البته در این خصوص هشدارهايي هم توسط برخی از بزرگان اصولگرا داده مي شود اما به نظر مي رسد كه بعضي عناصر تازه به قدرت رسيده به هيچ وجه حاضر نيستند به الزامات كار گروهي تن دهند و ضربه آن را هم در انتخابات شورای سوم شهر تهران ، كه این طیف تازه از راه رسیده راي نياورد ، خوردند. به هر حال ، ائتلاف گسترده و فراگیردر جبهه اصلاحات در انتخابات منوط به سلامت انتخابات و تضمين حداقل هاي انتخابات است . اگر انتخابات بدون حداقل ها برگزار شود مطمئن هستم كه ائتلاف فراگيري رخ نمي دهد.
اگر تاييد صلاحيت ها به شكل مجلس ششم باشد فكر مي كنيد شاهد شكل گيري دوم خرداد دیگری خواهيم بود ؟
با عملكرد بسیار ضعيف دولت نهم قطعا می توانیم دوباره شاهد یک خيزش ملي باشيم . دولت نهم و مجلس هفتم بعد از چند سال از سرکارآمدن شان در براورده کردن شعارهای اصلي خود مطلقا موفق نبوده اند. مثال های این ناتوانی عبارتند از : تورم افسار گسيخته ، بی عدالتی و فاميل سالاري که به خصوص در دولت نهم دیده می شود ، وضعيت نا مطلوب در سياست خارجي که بر خلاف ادعاهايي كه آقايان مي كنند ، ايران متاسفانه در حال حاضر بيش از هر زمان ديگري در انزواي بين المللي قرار دارد ، قطع نامه هايي كه توسط شوراي امنيت براي اولين بار بر عليه ايران صادر شده است ، در صورتی که ما حتي درزمان جنگ تحميلي هم قطع نامه و تحريم شوراي امنيت نداشتيم . متاسفانه تا به حال دو قطع نامه بر علیه ایران صادر شده و فرانسه به دنبال اين است كه قطع نامه سوم هم صادر شود که امیدوارم اینگونه نشود. ضعف عملكرد دولت نهم و شرايط نامطلوب داخلي و خارجي شرایطی را فراهم كرده است كه اگر يك انتخابات قانوني و رقابتي برگزار شود ، قطعا دوباره شاهد تکرار حماسه دوم خرداد خواهيم بود.
آیا قطع نامه های صادر شده ناشی از یک سری اقدامات در دولت قبل نبود مثل توافق سعد آباد و بروکسل ؟
قطع نامه هايي كه بر علیه ایران صادر شده محصول اقدامات دولت هاي قبل نبود بلکه دقيقا محصول چرخش هاي 180 درجه اي بود كه دولت نهم ايجاد كرد و چاشنی آن حرف هاي بسيار نسنجيده ای بود كه توسط مسئولین دولت نهم زده شد ، مثل بحث هولوكاست و دعوت از نژادپرستان آمريكایی كه در تهران با رئيس جمهور ما ديدار كردند ، كه اين كار بسيار تاسف برانگيز بود . قطع نامه ها محصول سياست هاي غلط دولت نهم بود . در خصوص سیاستهایی که قبل از دولت نهم اتفاق افتاد بد نیست نکته ای را عرض کنم . در دیداری که در زمان مسئولیتم در دانشگاه بیرجند با مقام رهبري داشتیم ، رئیس یکی از واحدهای دانشگاه آزاد گفت که به قول دکتر شریعتی ، تا به حال هیچ قرار داد استعماری توسط یک روحانی امضا نشده است. اشاره او به دکتر حسن روحانی بود که هم شغلش روحانی است و هم اسمش روحانی. مقام رهبری در پاسخ گفتند : "به هیچ وجه اینطور نیست. نگرانی و پیگیری شما خوب است ولی این مسئله یک مسئله ملی است و در سطح ملی دارد مدیریت می شود". در صحبت های اخیر رهبری هم آمده است که آنچه در دولت هاي قبلي رخ داد ، مثل توافق سعد آباد ، همه تصمیمات نظام بود .
اگر بپذیریم که این مسئله به صورت ملی مدیریت می شده هم در زمان دولت اصلاحات ومجلس ششم و هم در این زمان مدیریت به صورت ملی و توسط نخبگان انجام می شود و فراجناحی است و هم در دولت آقای خاتمی و هم در این دولت رویکرد به این مسئله یک رویکرد دولتی نبوده رویکرد کل نظام بوده و اگر چرخش 180 درجه ای می بینم این رویکرد دولت نهم نبوده است.
یک نکته ای که باید بگویم این است که حداقل مجلس ششم هيچ نقشي در بحث هسته اي نداشت و حتی مجلس هفتم هم فكر مي كنم نقشي ندارد و این پرونده بیشتر به شوراي عالی امنيت ملی مربوط است. اینگونه هم نیست که به صورت فراجناحی و توسط نخبگان مدیریت می شود . بسیاری از نخبگان از این فرایند بدور هستند و نمی دانم تا چه حد این مدیریت فراجناحی است . در زمان دولت آقای خاتمی ، آقایان روحانی و لاریجانی هردو عضو شورای عالی امنیت ملی بودند و هنوز هم هستند. در آن زمان آقای لاریجانی در مصاحبه ای می گوید که مسئولین پرونده هسته ای در غلطان دادند و آب نبات گرفتند! همین فرد وقتی در زمان آقای احمدی نژاد دبیر شورای عالی امنیت ملی می شود ، اقدامات گذشته را محکوم می کند و می گوید نگاه به غرب اشتباه بود و باید رویکرد نگاه به شرق داشته باشیم و می رود با چین و روسیه و هند 5 ماه وقت می گذارد. بعد هم وقتی به نتیجه نمی رسد بر می گردد به همان جایی که در گذشته بودیم! با این تفاوت که الان در موضع ضعف قرارداریم. آن موقع اروپا حاضر بود در یک سطح برابر با ما مذاکره کند اما امروز می گوید من شرط دارم. پرونده ما از آژانس به شورای امنیت نرفته بود اما الان 2 تا قطعنامه شورای امنیت پشت سر ماست . خوب این اشتباهات یک جایی اتفاق افتاده و این اشتباهات هم بعد از آمدن این دولت رخ داده است.
با وجود اینکه راه اندازی UCF و غنی سازی تبعاتی داشته است و 2 قطعنامه بر علیه ما صادر شده اما باز هم فکر می کنید ما برگشتیم به نقطه اول و از موضع ضعف هستیم . به هر حال از آن چیزی که ما را می ترساندند یعنی قطعنامه و تحریم اتفاق افتاد واز آخرین حربه خود ، که فرستادن پرونده به شورای امنیت بود ، هم استفاده کردند. اما در عین حال در هفته اخیر ما با آژانس توافق کردیم و بعضی از ابهامات نیز بر طرف شده است.
اشتباه شما این است که می گویید آنها تیر آخر خود را رها کردند. به نظر می رسد که این تازه شروع کار است که امیدوارم اینگونه نباشد. با اینکه روزنامه کیهان را قبول ندارم اما حتی همین روزنامه کیهان ، که به اعتقاد من یک طیف افراطی بر علیه مصالح ملی آن را اداره می کنند ، پس از توافق اخیر با آژانس که رئیس جمهور با خوش بینی گفته بود پرونده هسته ای بسته شد گفت که پرونده بسته نشده و این شروع راه است . به نظر من هنوز تیر نهایی رها نشده و پرونده هنوز بسته نشده و این حد نهایی تحریم ها نیست و ممکن است با مسائل دیگری هم روبرو بشویم ، مثل تحریم های شدیدتر سیاسی و اقتصادی یا حتی ممکن است خدای ناکرده جناح نومحافظه کار و جنگ طلب در امریکا بتواند حمله محدود نظامی بر علیه ایران طراحی و اجراء کند . من معتقدم که ما در این وسط ضرر کردیم . روندی که تازه دولت نهم و مسئولین فعلی پرونده هسته ای به نتیجه رسیده اند که باید انجام بدهند قبلا داشت بدون قطعنامه شورای امنیت انجام می شد . متاسفانه دیپلماسی غلط دولت نهم ایران را شدیدا در دنیا منزوی کرده و متاسفانه زمینه روانی لازم را فراهم کرده تا خدای ناخواسته ضربات شدیدتری را هم به ایران بزنند و در دنیا کسی سوال نکند که چرا . در مجموع من معتقدم که در دوسال گذشته اشتباهات فاحشی اتفاق افتاده که متاسفانه هزینه آن را مردم باید بدهند.
بحث کاندیداتوری شما تا چه حد صحت دارد ؟
به هر حال من دارم بررسی می کنم . بستگی به شرایط دارد . در کشور ما سیر تحولات به حدی سریع است که اصلا قابل تصور نیست . 4 ماه تا ثبت نام کاندیداها فرصت است و من درحال بررسی شرایط هستم و تصمیم نهایی را انشاالله بر اساس شرایط آن زمان خواهم گرفت.
از شما به خاطر فرصتی که به ما داید متشکرم.
من هم از شما تشکر می کنم و امیدوارم در انجام رسالت اطلاع رسانی شفاف و همه جانبه و صادقانه انشاالله موفق باشید.